زنان

صفحه آرشیو                                                                           صفحه اول   

 

 

 به کمپین نجات جان ملک قربانی از سنگسار بپیوندید!

رژیم زن ستیز وآزادی کش جمهوری اسلامی باردیگر فرصت را مغتنم شمرده ودرپی گسترش اعتراضات زنان به قوانین ارتجاعی و تبعیضات جنسی، بویژه تجمع اعتراضی درپارک لاله که با سرکوب ودستگیری گسترده مواجه شد، قصد دارد با سنگسار انسان دیگری ، از زنان مبارز زهرچشم گرفته و آنها راازادامه اعتراضات ومبارزاتشان برحذردارد .غافل ازاینکه زنان مبارز علیرغم این سرکوبگریها وزهرچشم گرفتن ها به مبارزه ومقاومت شان تا رهائی کامل ادامه خواهند داد و این سرکوبگریها دراراده آنها خللی ایجاد نخواهد کرد.

با امضای فراخوان زیر که از سوی سازمان آزادی زن منتشر شده است  به کمپین نجات ملک قربانی از سنگسار بپیوندید.

کمپین نجات ملک قربانی از سنگسار

بنا بر اخبار رسیده به سازمان آزادی زن، ملک قربانی ساکن نقده که در دادگاه به سنگسار محکوم شده بود، در تاریخ 24 ژوئن حکم خود را از مسئولین زندان ارومیه دریافت کرد. این خبر از طرف کمیته بین الملی علیه سنگسار هم تائید گردیده است. ملک قربانی زن جوانی است که در چند ماه گذشته در زندان ارومیه زندانی است. چند ماه پیش برادر و همسر وی مردی را که در خانه ملک بود به قتل میرسانند و ملک را هم تا حد مرگ با ضربات چاقو روانه بیمارستان میکنند. ملک که بدلیل جراحات وارده مدتی در بیمارستان بسر برده بود، اکنون در دادگاه به سنگسار محکوم شده است.

این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی زنی را به سنگسار محکوم میکند. اما هر بار با اعتراض بین الملی وادار به عقب نشینی گردیده است.

سازمان آزادی زن ضمن ابراز انزجار از صدور این حکم قرون وسطایی، اعلام میکند که از همه امکانات خود برای نجات جان ملک استفاده خواهد کرد و تلاش خواهد نمود با سازمان دادن اعتراضات بین الملی یکبار دیگر جمهوری اسلامی را به عقب بنشاند.

سازمان آزادی زن همه مردم آزادیخواه ، سازمان های زنان و حقوق بشر را فرا میخواند که برای نجات جان ملک قربانی به این کمپین بپیوندند.

سازمان آزادی زن
27ژوئن 2006
www.azadizan.com

 

آن صدا که در همه جا دائم در پرواز است

وقتی خود را برای مراسم  ٌ یاد یاران یاد باد  ٌ آماده می کردم ، برای تجلیل از زنی به ها نور می رفتم که نه فقط برای یک سنت تقدیر و تجلیل و یا تعارف و رو در واسی قرار گیرم بلکه برای تجلیل بخشی از جنبشی می رفتم که مادر شایگان نه بعنوان مادر خوب و فداکار بلکه زنی که در سالهای ترس و وحشت و دروغ و جنایت دوران پیشین نه صرف مبارزه و اعتراض های نیروهای روشنفکری بلکه بعنوان زن زحمتکش و کارگری که در دوران سیاه شاهنشاهی مبارزه همه جانبه را به عهده گرفته بود.

 

و همچنین بعنوان زنی که نا برابری و محرومیت  وحشتناک را در جامعه درک و مرد پاسبان و مست اش را

از خانه بیرون و با بدست گرفتن سکان کشتی خود ، سرپرستی فرزندانش را به عهده گرفته بود و چه زیبا موقعیت و روش خود را برای انقیاد و بردگی تشخیص و به مبارزه طبقاتی روی آورده بود.

 

زنی بلند قامت و استوار ،با جذبه ، مهربان و دلنشین و صدائی گیرا و با لهجه شیرین ترکی اش ( آذری ) حال و هوای سا ل 50 و چگونکی ارتباط و رشد خود را با دید ی پیگیر و با فروتنی موقعیت خود را به حاضرین منتقل می کرد و نکته جالب ، زنده بودن طرح بود . رفیق مادر در فرصت بدست آمده سعی کرد اهداف مبارزه ، هوشیاری انقلابی ، با مردم در آمیختن و آموزش های آگاهی یابنده و در نهایت با افتخار از رفقای کوچک که در پیشرفت جنبش کمونیستی نقش داشتند یاد کند و چه زیبا که درود مادر نه فقط برای رزمندکان فدائی  بلکه درود خود را برای تمامی انقلابیون فرستاد که برای رهایی مردم و خفقان و دیکتاتوری مبارزه می کنند.

 رفیق مادر شایگان ( سعیدی ) زنی که بخاطر خود و موقعیت سازمانی اش و انعکاس خشم فرو خورده زحمتکشان در زمستان سا ل 52 دستگیر و با یک بازجوئی طولانی و طاقت فرسا  و بردبار و شرافتمندانه فصل دیگری از زندگیش را آغاز کرد .

 فقدان تجربه در دوران بازجوئی و شکنجه اش کمتر دید ه می شود و به جرات می توان اظهار داشت که با ترفنده ها و ایده ها توانسته بود سیستم اطلاعاتی شاه ( ساواک ) را  به بازی و سخره گیرد. زنی که  با تعلق خالصانه و مخالصانه اش به یک جنبش در آمیخته و با  فرزندان خود که چه زیبا  آنان را رفقای خود می داند بر علیه دیکتاتوری و اختناق حاکمیت موجود راهی آ گاهانه را آغاز و به  آن در می آمیزد .

 شور انقلابی و از خود گذشتگی که حاصل رنج و مشقتی بود که او نه فقط در کتابها بلکه در میان مردم  و بطن جامعه  یگانه و همدرد شده بود. و در همین حین وقتی گوشه ایی از بازجویئش را می خواندم و همینطوری گوشه ای از آن را در جلسه می شنیدیم ، قلبم به تپش افتاد .

   گوئی بازجوئی های سال 60 و شبیخونهای شبانه بخاطرم می آمد که همه جا را برایمان زندان ساخته بودند، اصطبل ها و فروشگاههای بزرگ، زیرزمین وزارتخانه ها ، سرباز خانه ها و حتی خانه های شخصی را به عرصه تاخت و تاز و بازجوئی تبدیل کرده بودند و شیر زنان و کوه مردان را با وحشیگری هر چه تمامتر این فرزندان زحمتکش سرزمینی به نام ایران را شکنجه می کرد ند و زنان که نیمی از نیروی اجتماعی در نقشهای زن به عنوان زندانی و دستگیر شده بخاطر خود و فعالیتها یش ، مادر به عنوان همدستی برای فرار و دستگیر نشد ن فرزندانش ، همسر و خواهر به عنوان طعمه و تحت کنترل داشتن و همینطور شناسائی جا و مکان فرد فراری .

 پس به این ترتیب این نیمه جنسی بنام  دختر ، همسر ، خواهر ، مادر ، دوست و رفیق دستگیر و برای گرفتن اطلاعات ، تفتیش عقاید و در هم شکستن او و تبدیل اش  به انسانی فرودست و بی ارزش تحقیر و شکنجه می کرد ند.

 دلم می خواهد از اوراق گلگون و از آرشیو انباشته مادران حماسه ساز سال 60 که لباسهای به خون آ غشته و وسایل فرزندانشان را از د ژ خیمان تحویل گرفتند و با مجبور کردن رژیم جنایت جمهوری اسلامی پول گلوله را برای اعدام سربلند فرزندانشان پرداختند.این انسانهای زمینی که اسمشان مادر بود در پی فرزندانشان گورستانهای ایران را زیر پا گذاشتند و لحظه ایی به خستگی از پا ننشستند.

و مادرانی که خاک خاوران را با دست های خشمگین خود شخم زده و پستان ها یشان را در خاک سرد و تازه کاشتند و شبانه با تن هایشان ، همان تن هایی که عصاره وجود خود را به فرزندان داده بودند ، خاک را شکفتند تا به پیکر ها و لباس های آنها برسند. به مادرانی که خنده دیگر سینه ها  یشان را نلرزاند و با زمزمه مادرانه شان شمع ها روشن شد، عکس ها در قا ب ها جا گرفت و گلدانها  در هر قطعه ای خاکی  ، نشانی از قبری  شد و مادران بیاد آوردند که چگونه دستهای کوچک و بی توان به گردن و سینه هایشان نوازش رفت ولی اکنون از پستانهای مادران به جای شیر، خون بر خاک خاوران فوران می کند.

دلم می خواهد  قصه دختران و زنانی را بگویم که انرژی بخش و قدرت دهنده راهم بودند ، دختری که در سلولهای مرگ تدریجی انفرادیهای گوهردشت در اعتصاب غذا بسر می برد و  پاسداران جنا یت و شکنجه با فحش و توهین های مستهجن جنسی ، دهان دختر را باز کرده و قیفی را در دهان او گذاشته و بزور می خواستند اعتصاب او را بشکنند و در مقابل خشم و وحشیگری پاسداران رژیم دختر هم چنان آ رام و متواضعانه نه به عنوان قربانی خاموش بلکه با تلاشی تحسین بر انگیزدیوارهای سکون شده انفرادیهای گوهردشت را به شورشگری پر صدا مبدل و خواسته ها یش را بدون سازش بیان می کرد.

 و یا دخترانی که زیر شکنجه استخوانها یشان بند به بند شکست ،قلبشان زیر تخت شکنجه از کار افتاد خونریزی مغزی و داخلی ایجاد شد ، کلیه ها یشان از کار افتاد ، پا ها یشان به اندازه یک با لشتک ورم کرد ، کابل ها بر تن ها یشان فرود آ مد که شمارشی را نمی توان شمرد و تجاوزها ی جنسی به دختران با کره که  به بهانه بهشت جهنمی شان اعما ل شد ولی با این جنگ نا برابر در روی تخت های شکنجه و تیر و دار جان دادند ، و نه تنها هیچ نگفتند ( اطلاعات ) بلکه عاشق بودند و عاشق ماندند.

 دلم می خواهد از زنده گان بگویم  که در جو رعب و وحشت و با شکنجه فرسایشی و با عربده کشی های پاسداران سر ها بر اثر ضربه کا بل می شکا فت ، پرده گوش پاره می شد ، خون فواره می زد و پوتین ها بر گردن و با حا لت اغماء روی تخت شکنجه منتقل می شد و از این که نا له و عجزی را نمی دید ند دیوانه می شد ند و فریاد می کشیدند و تهدید و دوباره زیر کا بل و مشت و لگد می گرفتند.

 دلم می خواهد از زندگی صدها و هزاران دختری بگویم که با توجه به گرسنگی ممتد و کمبود غذا ، نا چیز غذا را بین بیماران و کودکان تقسیم و با نداشتن جا برای خواب، جا برای افراد شکنجه شده زیر باز جوئی که آ ش و لاش شده قرار داده و با نبودن کوچکترین امکانات بهداشتی ، لبا سهای محدود خود را تکه تکه کرده و بعنوان نوار بهداشتی در اختیار دیگران قرار می دادند.

دلم می خواهد از شورها و از زندگی جمعی از نشکستن روحیه ها ، از بحث ها ، در گیرها ، از خشونت ها و از شک کردنهای نگاهمان که دیروز گناهی بزرگ محسوب و امروزیقین  کردن بدان خطا یی عظیم تر بود از آ نچه دیروز مقدس بود و امروز مورد شک قرار می گرفت ، از یاری دادن ها ، با هم بودنها ، پیوستگی داشتن ها و زیبائی و عشق ، عشق به همنوع ، عشق به انسا ن و عشقی به دست و رفیقی که هرگز ندیده و عشق به صدائی که صورت و چهر ه ئی را هیچوقت لمس نکرد و از آرزوها و هزاران آرزوی تحقق نیافته.

دلم می خواهد بدون تعصب و با تلاش برای حفظ  یک  بی طرفی از دختران فدائی  دورا ن رژیم سرکوب

شاهنشاهی که نه فقط در نبرد های مسلحانه بلکه در سازماندهی ها، در چاپخا نه ها ، در تنهائی های روزانه و بیدار خوابی ها ی شبا نه ، در فقر فرهنگی ، در رانده شدن و فراموش از مرز های پذ یرفته شده فراتر رفتند و هر گونه تلاش برای تشکل یابی و پیوندی که وجود و اظهار عشق و احساس نه تنها گسسته نشده بلکه قدرتی بی همتا را باعث گردید که قبل و در طول قیام دخترانی مثل من توانستند هویتی را برای خود جستجو کنند و در انفراد یهای گوهر دشت با تاثیر گذاری و نقطه عطف ها سرود یک زن را سر دهند .

 دلم می خواهد از زنی بگویم و به پاس احترام برای مبارزاتش و برای مقاومتهایش برای کتابی که برای من به اسم حماسه اشرف یعنی همان حماسه مقاومت قبل از دستگیرام در سال 60 و از محدود کتابهائی که در مورد زندان بود خوانده بودم ، او همانی بود که با تاکتیک های هوشمند انه اش و با کمک و همت مادران و دوستدارانش نظم زندان مخوف خا ور میانه ای را به لرزه در آ ورده بود.

 و با دیدارش که رفیق بسیار عزیزی ما را بهم معرفی کرد ، گوئی بارها دیده بودمش، گوئی می شنا ختمش و با دیدارش مرا به سلولهای انفرادی برد که سرود یک زن مرضیه اسکوئی را زمزمه می کردم ( بلند حرف زدن و آ وازخواندن تنبیه بسیار جدی را برایمان داشت ) و دلم می خواست در انفرادی گوهردشت اسم رفیق اشرف را به زبان آورم ولی  بنوعی  دچار سانسور می شدم . می دانم بعد از قیام سعی شد که اسم حماسه ها یش را از ذهن مان پاک کنند و من با یاد عزیز مرصیه اسکوئی ، اشرف دهقانی را به تصویر می کشاندم . رفیق اشرف که در تنهائی ها و تلخ تلخ  سلولها کتا بش را در ذهنم ورق و مرور می کردم و سعی می کردم به زندگی انسانی  وفادار بمانم.... من در اینجا از برای بودنهایش در کنارم در آن تابوتهای مرگ که برایمان ساخته بودند ، سپا س گذارم.

در این لحظه که او را می دیدم یکی از آ رزویهایم که همیشه دلم می خواست کاش می توانستم قره العین ها ، روزا لوکزامبورگ ها ،دلاروزا ایباروری ، سیمون بوارها ، و د هها زنانی  دیگررا در اقصی نقاط جهان با حرکتشان و شجاعتشان راهی دراز پیموده و می پیما یند می دیدم ، به تحقق  پیوست.

در مدتی بسیار کوتاه و چند ثا نیه ئی چنان خودمانی شده بودم که بی اختیار دستم بروی گیسوی بافته شد ه اش به نوازش رفت زنی از تبار فرزندان زحمتکشی چون صمد بهرنگی که با خواندن کتابها یش بزرگ شده بودم، دگرگون و هوشیار شده بودم . از سادگی و تواضع و فروتنی رفیق اشرف و بازی کردن دست من با موهایش به دوران کودکیم پرتاب شدم و در لحظاتی به یاد آموزگار و دوست واقعی کودکان صمد بهرنگی که با خواندن کتابهای ساده و روانش ،کودکیم را شکوفا و بالنده ساخته و حس کنجکاویم را بر انگیخته و من را دررویا روئی با مشکلات دوران بعدی آماده ساخته بود و الان از حضورش غرق در شا دی می شدم و چه بی آلایش و فروتنانه با مخاطبش به گفتگو نشست و انسان مخاطبش را به راست ، چپ ،خائن ، بریده ، غیر چریک و انقلابی و ضد انقلابی تقسیم نکرد  بلکه اپوزیسیون مخاطب را به قصد توقف چرخهای سرمایه و باز تولید ستم و جنا یت ، با خود و افکار خود همقدم و همراه دانست و خطا ب به انسانی که خود سرنوشت خویش را به عهده خواهد گرفت.

 

مگر نه اینست که در طول ساختار پدر سالارانه شاه و شاهان و جمهوری ننگ اسلامی خلاقیت های زنان سرکوب و خفه شده است و سعی شده زن به عنوان یک حلقه ضعیفه !!! و یک موقعیت فرودست و تنها به بهانه نیمی دیگر در بازار کار ، زندگی روزمره ، به شکل فردی و گروهی سرکوب شده اما این باز دارنده گی توهمی بیش نبود و نیست ، زیرا که در جامعه سرما یه داری و مرد سالاری در طول تمام زندگی ما این رشد و استیلای زنانه مان و ارزش های انسانی قدرتی تغییر نا پذ یر بود که درهمین ساختار الگوی قدرت به وجود آمده و این نیروی اجتماعی بدون عذر و بهانه ، بدون سکوت و بدون احساس گناه و خشم و درد عمیق و بدون اینکه این اجزا جدا و اصلاح شود ( دختر ،رفیق ، خواهر ، همسر ، مادر و ) با هدف دگرگونی رژیم های سرکوب گر را به چا لش طلبیدند .......

با توجه به جنبه های مثبت این مراسم که شور عجیب و وصف نشدنی و همبستگی انسانی را چون سمینار خوب و پر توانای در باره کشتار زندانیان سیاسی درشهر کلن آلمان در جمعییت می د یدم.، ضرورت داشت نکته های که بنظرم هر چند کوچک ولی تصحیح کننده بیان کنم .

 کاش بجای کلمه شهید که جنبش چپ و بخصوص در این بزرگداشت هم از آ ن استفاده شد ، از کلمه جانفشان )فدایی ) و جانفشانان ( در راه مبارزه برای سوسیالیسم استفاده و بکار گیرد و بجای استفاده از کلمات مذهبی لغت نا مه ایی دیگر برایش پیدا کرد ).

 کا ش هوداران چریکهای فدائی خلق یک صدا با بقیه حضار بجای درود بر تو مادر فدائی از شعار درود بر تومادر مبارز استفاد می کردند.

کاش سرود یک جنگل ستاره داره را با همین شکل و کلمات اصلی خوانده می شد ، د وستداران چریکهای فدائی این سرود را تغییر داد ند ( یک جنگل فدائی داره ) ، چرا که در این پهنای آسمان آزادگان که سرو قامتشان در سبز ترین ایام عمر با گلوله های دشمن، یک جنگل پر از ستاره را ساخت .

در آ خر شهر هانور که زمانی یکی از شهرهای رادیکال و انقلابی محسوب می شد و مدتی است که حتی توان برگزاری یک مراسم تجلیل از جانفشانی های سالهای 60 و 67 را ندارد، تغییری در شهر میزبان قرار گیرد و بتوان مثل گذشته ابتکار و ذوق و خلاقیت را بدست گیرد و به یکی از شهرهای دوباره فعال آلمان تبد یل شود.

از صمیمت و گشاده رویی چریکهای فدائی خلق که باعث شده بود جمعیتی حدود250 نفر ( 250- 270 ) از نسلهای مختلف زندانی سیاسی دوران شاه و جمهوری اسلامی ، طیف های مختلف نیروهای سیاسی ، نویسندگان و هنرمندان زن و مرد و گروه هنری بسیار دلنشین رفیق مصطفی با 2 شعر بسیار زیبا از احمد موسوی ( شاعر و نویسند کتاب شب به خیر رفیق ) و سعید سلطانپور شاعر و نویسنده انقلابی و صدای گرم و دلنشین خانم نوشین عزیز و همکارا نشا ن که متاسفانه اسمشان در خاطرم نیست ، محیطی گرم و دوستانه ای را با رقص جمعی زیبای کردی ، لری ، بختیاری و ترکی به جمع بخشیدند و چه زیبا وپرباراز زن و مادر مبارز شایگان ( سعیدی ) تجلیل شد. با شد که باز در حضوری دیگر از زند ه گان و ارزشمندان راه آزادی و سوسیالیسم قدرانی شود.

 

با تشکر از برگزار کننده گان مراسم   ٌ یاد یارن یاد باد  ٌ  2006 یونی

 

مینا  زرین

 

زنان مبارز تسلیم  جو رعب ووحشت نخواهند شد

همانطورکه قابل پیش بینی بود تجمع اعتراضی زنان  درمیدان هفت تیر تهران با یورش  نیروهای سرکوبگر مواجه شد . دراین یورش عده زیادی از زنان ومردان شرکت کننده زخمی و عده دیگری نیز دستگیر شده اند .تجمع مسالمت آمیز زنان بمنظور اعتراض به ستم جنسی  وقوانین زن ستیز درجمهوری اسلامی  اولین بارنیست که اینگونه مورد یورش وسرکوب شدید قرار میگیرد تجمعات اعتراضی زنان نسبت به پایمال شدن ابتدائی ترین حقوق انسانی شان  که ازهمان  روز سرکارآمدن جمهوری اسلامی  آغاز شده است همواره با خشن ترین روشهای سرکوب مواجه بوده است.  دراین مبارزه زنان ومردان بسیاری به زندان افتاده اند شکنجه شده اند و زندگی وجان خود را ازدست داده اند. اما برغم این همه سرکوبگری ها مبارزه زنان برای رهائی ازقید وبند تبعیضات جنسی  وقوانین ضدبشری همچنان ادامه دارد  ورژیم قادرنبوده است جنبش اعتراضی زنان را منکوب وصدای آزادیخواهی آنها را خاموش کند.چرا که زندگی درتحت سیتره قوانین جمهوری اسلامی درجامعه مردسالار ایران بیش از زندگی دریک زندان وشکنجه گاه بزرگتر نیست .تحت حمایت قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی روزانه صد ها زن و دختر و حتی کودکان دختر کم سن وسال مورد تجاوز قرار میگیرند ، کشته میشوند ، از روی ناچاری و بی پناهی خویشتن را به آتش میکشند و یا براحتی طعمه باند های مافیائی فحشا و مواد مخدر میگردند. زنان مبارز به این ظلم وستم و تبعیض هرگز تن نداده اند و برغم تشدید فشار و سرکوب  درآینده نیز به مبارزه شان ادامه خواهند داد. چون برای رهائی از این زندان بزرگ چاره ای جز مبارزه وجود ندارد.  

 

قطعنامه  تجمع اعتراضی زنان در 22 خرداد

 

از زمان صدور فرمان مشروطيت تاكنون يكصدسال میگذرد. در طول اين صد سال كه در كشور ما، قوانين مدون شده حقوق انسانی زنان ناديده گرفته شده است و از همان زمان، زنان ايرانی برای دستيابی به حقوق برابر و انسانی تلاشهای بسيار كردهاند. اما همچنان اين روند ناعادلانه تداوم يافته است. اكنون ما شاهد آن هستيم كه بنبستهای قانونی و قوانين تبعيضآميز، زندگی زنان جامعه ما را دچار مشكلات بسياری كرده است و موقعيت آنان را چه در خانواده و چه در جامعه متزلزل ساخته است. اين قوانين تبعيضآميز خود منجر به تصويب قوانين و آييننامههای ناعادلانهی گستردهتری از جمله قانون قرارداد موقت كار شده كه فشار آن عمدتا بر زنان وارد میشود.
ما زنان در ٢٢ خرداد سال گذشته اعتراض خود را به كليه
قوانينی كه حقوق زنان را نقض كرده، ابراز داشتيم اما همچنان مطالبات بهحق ما همچنان بیپاسخ مانده است. آن روز اعلام كرديم كه ”تا دستيابی به حقوق برابر و انسانی از تمام شيوههای مسالمتآميز بهره میجوييم تا با ياری يكديگر صدای اعتراض خود را به قوانين تحقيرآميز موجود هرچه رساتر اعلام كنيم“. از اينروست كه در سالروز ٢٢ خرداد دوباره گردهم خواهيم آمد و خواستههای مشخص خود را اعلام خواهيم كرد، خواستههايی ابتدايی كه عدم دستيابی به آنان، زندگی ما زنان از فارس و كرد و بلوچ و ترك و عرب و.... را دچار بنبستهای جدی كرده است. از اينرو مطالبات ابتدايیمان را بار ديگر با صدای رسا اعلام میكنيم و میگوييم:
١ ـ ما خواهان حق برابر طلاق با مردان هستيم. در قوانين ما دقيقا ذكر شده است كه ”مرد هر وقت كه بخواهد می
تواند زنش را طلاق بدهد“ اما تقاضای طلاق از سوی زن چنان مشروط به مواردی خاص شده است كه گاهی زنان ١٠ سال برای گرفتن طلاق بايد در دادگاهها سرگردان شوند و از سوی ديگر تجربهی زندگی زنان نشان داده است كه قانون ”شروط ضمن عقد“ نه تنها نمیتواند بار مشكلات زنان را حل كرد، بلكه در بسياری موارد در همان اوايل ازدواج، منجر به درگيریها و سوء تفاهمهای بسياری میشود.
٢ ـ ما خواهان ممنوعيت تعدد زوجات هستيم و می
خواهيم در قانون صريحا چندهمسری ممنوع اعلام شود.
٣ ـ ما خواهان حقوق برابر در ازدواج هستيم از جمله لغو قانون مشروط شدن شغل
زن به اجازهی مرد، بالا بردن سن ازدواج دختران (از ١٣ سال) و پسران به ١٨ سالگی، لغو اجازه پدر و جد پدری در ازدواج دختران، لغو قانون تمكين، لغو مشروط كردن سفر و خروج از كشور زنان متاهل به اجازهی مرد، لغو قانونی كه رياست خانواده را بهطور مطلق در اختيار مرد قرار میدهد و عدم مشروط شدن تابعيت زنان و فرزندان به تابعيت شوهر و...
٤ ـ ما خواهان حضانت و به
ويژه ولايت فرزند توسط پدر و مادر بهطور مساوی هستيم. در قانون مدنی ما مادر، هيچوقت نمیتواند سرپرست فرزندش باشد و حتی در صورت نبود پدر و جد پدری نيز سرپرستی فرزندان به مادر تعلق نمیگيرد و زن میتواند تنها قيم فرزند خود باشد. از اينرو ما میخواهيم سرپرستی و ادارهی امور مالی، تصميم در مورد تحصيل، محل زندگی، اجازه خروج از كشور، اظهار نظر و اجازه در مورد مسائل درمانی كودك و بسياری از موارد ديگر برعهدهی پدر و مادر به طور مشترك قرار گيرد و مادر نيز مانند پدر حق ولايت و سرپرستی بر فرزند خود را داشته باشد.
٥ ـ ما خواهان آن هستيم كه سن مسئوليت كيفری برای دختران و پسران به ١٨ سال تغيير يابد. يعنی اگر دختری ٩ ساله و پسری ١٥ ساله مرتكب خطايی شود او را مانند يك فرد بزرگسال مجازات نكنند، چون طبق قوانين حقوق بشری و نيز كنوانسيون حقوق كودك، افراد زير ١٨ سال كودك به
حساب میآيند. از اينرو ما میخواهيم كه مسئوليت سن كيفری هم برای دختران و هم پسران به ١٨ سال تغيير يابد.
٦ ـ ما خواهان حق شهادت برابر با مردان و حق قضاوت برای زنان در دادگاه
ها هستيم. ما میخواهيم در همهی موارد، شهادت ما در مجامع قضايی مانند يك مرد پذيرفته شود و زنان از حق قضاوت برخوردار باشند و بتوانند مانند مردان در دادگاهها رای صادر كنند و نه صرفا به عنوان مشاور استخدام شوند.
٧ ـ و بالاخره ما خواهان آن هستيم كه ”قراردادهای موقت كار“ كه زندگی زنان شاغل را بيش از مردان دچار تزلزل و فروپاشی می
كند بهسرعت لغو گردد و زنان و مردانی كه استخدام میشوند با قراردادهای رسمی كار، آيندهی شغلیشان تضمين گردد.
و در نهايت اعلام می
كنيم كه چنانچه به خواستههای برحق ما زنان پاسخ داده نشود به اعتراض مسالمتآميز خود ادامه خواهيم داد.

 

 

درگردهمائی زنان شرکت کرده و ازخواستهای آنهاحمایت کنیم 

 

اخیرا بخشی از فعالین جنبش زنان  با فراخوان گردهمائی در  میدان هفت تیر  اعلام کرده اند که « همه شهروندانى که به نقض حقوق زنان در قوانين موجود اعتراض دارند، مى خواهيم به گردهم آيى که به اين منظور درروزدوشنبه 22 خرداد ماه 1385 (ساعت 5 الى 6 بعدازظهر در ميدان هفتت تیر ) برگزار می شود، بپیوندند .» از جمله خواسته های مطروحه در اطلاعیه این گردهمائی  عبارتند از« منع چندهمسري، لغو حق طلاق يکطرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج (مانند حق بدون قيد و شرط اشتغال و حق تابعيت مستقل زنان متاهل و...)، تغيير سن کيفرى دختران به 18 سال، حق شهادت و ديه برابر، و لغو قانون قراردادهاى موقت كار و ديگر قوانين تبعيض آميز ... »  ما ضمن پشتیبانی از فراخوان فعالین جنبش زنان  وخواست ها ومطالبات آنان  همه زنان ومردان آزادیخواه ، سوسیالیست وبرابری طلب را به شرکت دراین گردهمائی فرا میخوانیم.

.جنبش رهائی زنان از قید وبند  نظام سرمایه داری مذهبی حاکم برایران و سنت های ارتجاعی مردسالارانه بخش مهم واساسی مبارزه  طبقه کارگر و توده های زحمتکش مردم ایران در خلاصی ازنظام اسلامی زور و سرکوب و ستم استثمار محسوب میشود .دراین مبارزات شرکت کنیم  وبه آن یاری رسانیم .

 

 

سازمان اتحاد فدائیان کمونیست

21خرداد 1385

 

22 خرداد: تجمع مسالمتآميز زنان در اعتراض به قوانين زن ستيز

  

herlandmag.com : از زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطه، طي 100 سال گذشته، تلاش زنان ايراني همواره متوجه دستيابي به حقوق برابر و انساني بوده است. اما با وجود تمامي اين تلاش ها، در کليه قوانين از جمله قوانين مدني و جزايي، حقوق اوليه زنان همچنان ناديده گرفته شده و بن بست هاي قانوني بسياري را بر زندگي زنان جامعه ايراني تحميل کرده است.

ما زنان در 22 خرداد سال گذشته يک دل و يک صدا اعتراض خود را به کليه قوانيني که حقوق زنان را نقض کرده ابراز داشتيم اما مطالبات بر حق ما همچنان بي پاسخ مانده است. بدين سبب امسال نيز در پيگيري قطعنامه 22 خرداد سال گذشته دوباره گرد هم خواهيم آمد و خواسته هاي مشخص خود را از جمله منع چندهمسري، لغو حق طلاق يکطرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج (مانند حق بدون قيد و شرط اشتغال و حق تابعيت مستقل زنان متاهل و...)، تغيير سن کيفري دختران به 18 سال، حق شهادت برابر، و لغو قانون قراردادهاي موقت كار و ديگر قوانين تبعيضآميز اعلام خواهيم کرد.

از اين رو از همه شهرونداني که به نقض حقوق زنان در قوانين موجود اعتراض دارند مي خواهيم به گردهم آيي که به اين منظور در روز دوشنبه 22 خرداد ماه 1385 (ساعت 5 الي 6 بعدازظهر در ميدان هفتتير) برگزار ميشود بپيوندند.

 

ليست اسامی جمعي از فعالان جنبش زنان:

سيمين بهبهاني

پوران فرخزاد

شيرين عبادي

مهرانگيز كار

فريبا داوودي مهاجر

نوشين احمدي خراساني

پروين اردلان

فيروزه مهاجر

خديجه مقدم

سوسن طهماسبي

نرگس محمدي

ژيلا بنييعقوب

فرزانه طاهري

شهلا لاهيجي

سيمين مرعشي

منصوره شجاعي

ناهيد ميرحاج

شهلا انتصاري

شيوا نظرآهاري

هما زرافشان

زهره ارزني

نيره توحيدي

مريم حسينزاده

فرشته ساري

مسرت اميرابراهيمي

منصوره اتحاديه

آزاده فرقان

مريم حسين خواه

اكرم دادخواه

ثميلا اميرابراهيمي

ليلي فرهادپور

مهناز آذرنيا

بدري ملكوتي

جميله موسوي

بهاره رضايي

ماندانا زنديان

شيدا محمدي

ليلا محمدي

آلاله بهمن

گوهر شميراني

ويدا بيگلري

طلعت تقي نيا

روحي افضل

ناهيد جعفري

هنگامه شهيدي

ستاره سجادي

فرناز سيفي

سحر سجادي

فخري شادفر

احترام شادفر

مهسا شكرلو

پروين ضرابي

نرگس طيبات

هما مداح

دلارام علي

پريسا كاكائي

ناهيد كشاورز

گلناز ملك

مريم ميرزا

نسرين ستوده

سهيلا وحدتي

ترانه اميرتيموري

تارا نجداحمدي

هانا دارابي

مائده طهماسبي

ثريا قزلاياق

آزاده اكبري

مستوره برادران نصيري

آزيتا شرف جهان

رزيتا شرف جهان

آزاده بيزار گيتي

سيما سياح

نوشين نجفي

سونيا غفاري

مريم كوثري

مژده دقيقي

معصومه بختياري

شادي طاهري

ساناز سروشفر

پرين مهتاش

زهرا فردوسي

ماتيسا كازروني

سودابي عيوبي

الهه مقدمي

منيژه صحي

مريم نيكخواه ابيانه

دلشاد مرصوص

زهره كميليخواه

بهار مالك

فرنوش مقصودي

فيروزه خسرواني

آرزو اقتداري

ميترا شجاعي

سيما حسينزاده

نيلوفر انسان

هانيه نعمتي

نوشين جعفري

اكرم اقبالي

مريم افشار

سپيده پورآقايي

كتايون گودرزي

سارا محمدي

منور يوسفپور

مريم ضياء

شبنم زمانيان

ليدا بلوري

فاطمه نيكزاد

ناهيد انتصاري

فروغ بيآزار

دنيا بيآزار

فريده انتصاري

محبوبه حسينزاده

پروانه ميلاني

زهرا صادقي

مانا طلوعيفر

روشنك عابديني

نسرين سياوشي

آذين حق دوست

آنتونيا شركا

سارا بهنام

سارا كريميداور

پريسا شيباني

کتايون مقدم

فتانه کيان ارثي

ندا عبدالوند

اميد اقتداري

نسرين بطورزاده

مليح محمدصادق

آرزو عبدالوند

سولماز ويل کيجي

نوشين بطورزاده

مريم بزرگ

فريده بطورزاده

گليا خوشرو

آرزو احمدزاده

هاله خجسته

منير هجرتي

نگار معتمد

نگين معتمد

صنم دولتشاهي

مينا حداد

زهرا فردوسي

الهام شهسوارزاده

زينب مختاري

الهه داوري

مهرنوش محمدنژاد

ثمين سهيلي

الهه داوري

ثريا پاک نظر

فاطمه بني هاشمي

رها فريدي

آذر ميدخت الهي

مريم ايزد پناهي

نويد پورعبدالله فرشچي

سارا مكي

فرشته فرخنده

سوده چلنگر

زهرا تقيپور

افسانه برزويي

مينا صفار

فاضله خليلي‏نژاد

سپيده گيلاسيان

زارا امجديان

جلوه جواهري

معصومه لقماني

مهديه گلرو

فاطمه آرامنژاد

فريده مظفريان

ماندانا كفشچي

بهاره هدايت

مهناز نادري فريد

حنا ميرجانيان

مريم كسايي

رعنا باستاني

آرزو لعالي

نسريندخت مرعشي

فروغ رزمآهنگ

نسيم فراستي

سحر فراستي

مريم نظري

ركسانا ابهري

فاطمه پدرام

زهرا پدرام

مرضيه براتي

تانيا فكري

نگين حاج رجبعلي

پروين عزدي تقيزاده

ژيلا صابر

مريم آبادي

عصمت وهابي

مائده آبادي

مريم آبادي

سپيده يوسفزاده

هيوا برادري

سحر حميدي

سيما اژدري

ميثاق نادري

بهار قليپور

ويدا خسروي

شادآفرين قديريان

آنيتا كريمي

شهرزاد هاديان

هليا دارابي

پويان كفيلي

سميرا كلهر

شيرين موسوي

مهدي مجتهدي

نازنين كاظمي

فرناز نخعي

الهه حبيبي

شهلا بيرجاني

سميرا سليمي

سوده جمشيديان

نگار انسان

ماهرو پيشنماززاده

مهناز پيشنماززاده

پگاه جهاندار

مينو نخعي

نرگس محمدي

آزاده بهكيش

زينب غني

پريوش وزيردفتري

رضيه جعفرزاده

سهيلا آصفي

ژيلا بشيري

ناهيد خيرابي

مريم صمدي

مينا صمدي

هستي قاسمي

سهيلا قاسمي

آذر كلانتري

مريم نيستانكي

صديقه احمدي

سيما همت

فريده انصاري

راحله عسگرپور

سهيلا انصاري

مينا رشيدي

الهه سلطاني

پريا نعمتي

مريم شكوري

چونور بيسي

دنيا داديگر

بهاره صمدي

شيرين اردلان

ژاله سالاري

شهين شكاري

معصومه ميرجانيان

عاطفه سمايي

نازيلا انصاري

ندا انصاري

گلسا پرويزي

بهار فلاحي

سميرا بختياري

آبنوس البرزي

پروين فرمانبر

آرزو مختاريان

مهين علي بابايي

بهناز خسروي

مرضيه محجوبي

عزت همتيان

اعظم ابطحي

زهره عراقي

فروغ نيري تميمي

مهسا تهراني

ميترا يوسفي

الناز انصاري

سهیلا بسکی

عفت ماهباز

رويا طلوعي

مينا ربيعي

سارا اسمی زاده

ضحا آقامهدی

الهه سيادت

آسيه اميني

صنم نراقي

روژا فضائلي

نازي اكبري

فريما ملك

شيما صدرا

افروز كاشف الهنگ

فرناز حائري

سهيلا ارجمند

شراره رجبي نژاد

لادن مسعوديان

هاله هفت لنگ

نگين بيهقي