|
یادداشت سیاسی |
صفحه
42
سال 86
,
چشم اندازهها
,
وظایف
رشد فزاینده حرکتهای اعتراضی کارگران
,
معلمان
,
دانشجویان
,
زنان ...... هر چند هنوز از انسجام و پیوستگی لازم و مطلوب
برخوردارنیست ولی هر کدام بیانگر افزایش این باور در بین افراد
جامعه است که در برابر رژیم میتوان ایستاد و باید ایستاد و تنها
پیکار رودررو و گسترده با جمهوری اسلامی میتواند تحقق خواسته ها و
ارزوهایشان را عملی سازد .
تصویب قعطنامه های شورای امنیت و فشارهایی که تحریمهای مصوب
بر توان اقتصادی رژیم وارد میکند و
ناامنی اقتصادی وسیاسی را برای سرمایه ها ایجاد کرده عملا رژیم را
در منگنه قرار داده
,
هزینه های سرسام اوری که رژیم برای خریدها و پروژههای نظامی و اتمی
و حمایت از گروههای تروریستی در کشورههای مختلف ( که حکم پیاده
نظام رژیم را دارند) با ان روبرو است و از همه مهمتر طرح افزایش
قیمت بنزین که از اول خرداد به اجرا در میاید و تورم وحشتناکی را
بدنبال خواهد داشت
,
روزهای بحرانی واشفته و خطرناکی را برای رژیم رقم رده است . سران
رژیم سیل ویرانگر توده های به جان امده و لبریز از خشم و کین را
تنها خطر برای بقای خود میدانند و برای مقابله با ان از هیچ اقدامی
فرو گذار نمیکنند گسترش حرکتهای اعتراضی توده ها را دیگر نه جنگ
اسلام و کفر نه شعارهای امیرکبیری دوران سازندگی نه وعده های زیبا
و فریبنده اصلاح طلبان نه رنگ عوض کردن عناصر جنایتکار دهه شصت به
عنوان سمبل اصلاح طلبی قادر نیست مهار کند,
دیگر حنای شعار قدیمی نجات اسلام از خطر و هیاهوی نجات میهن و وطن
2500 ساله( که جدیدا قدمت 7000 ساله ان کشف شده) رنگی ندارد و یرای
شکمهای گرسنه و تنهای رنجور و خسته زیر بار فقر و فساد واعتیاد
تهوع اور شده و تکرار ان خشم وکین توده ها را افزون میکند . بخشی
از متفکران رژیم به این باور رسیده اند که تنها نجات سیاست مشت
اهنین و برخورد از موضع قدرت است . اجرای یک دوره سیاست قل و زنجیر
و زندان و اعدام یک دوره سرکوب همه جانبه و گسترده که بهترین
مجریان ان نظامیان هستند. به این امید که در پی یک دوره حاکمیت
نظامیان به مانند کشورهای شیلی و ارژانتین .... ترکیه و پاکستان
.... فیلیپین و اندونزی ......
,
سیاسیون قدرت را به دست گیرند و جمهوری اسلامیی شیکتر و دلرباتر
برقرار کنند و بر این باورند که سلاح اتمی تنها وسیله ممکن برای
تضمین و تثبیت قدرت نظامیان و قبولاندن ان به جهانیان است و برای
دستیابی به ان به هیچ قیمتی کوتاه نخواهند امد . با سرنگون کردن
چند مورد هواپیمای فرماندهان سپاه و خبرنگاران با قلع وقمع روزنامه
های جناح مخالف حتی فیلتر کردن سایت بازتاب .... ودر پایان سال 85
به راه انداختن تئاتر فرار شهرام جزایری و بدنبال ان پاره ای تسویه
حسابهای درونی ودر مورد اخیر که با همکاری پاره ای محافل اروپایی
که سر در اخور جمهوری اسلامی دارند و از راهبرد جدید جمهوری اسلامی
جمایت میکنند
,
بعد از10 سال رشوه گیری پسر رفسنجانی از شرکت توتال را پیراهن
عثمان کرده اند
,
سیاست مشت اهنین را در بین خودیها به خوبی به اجرا گذاشتند و از
شواهد پیداست امثال رفسنجانی ترجیح داده اند فعلا به جای شکوه به
خدا در عین همراهی به انتظار دوره بعد از کودتا بنشیند به این امید
که این دوره زود به سر اید .
نظامیان برای علنی کردن و رسمیت بخشیدن حاکمیتشان و هر چه زودتر به
اجرا دراوردن موج سرکوب نیاز به بهانه و اتویی دارند ( همانطور که
در تابستان سال 60 انفجار هفت تیر و بدنبال ان موج تظاهرات
مسلحانه و ترورهایی که مجاهدین به راه انداختند عملا اتو لازم را
به رژیمی که مترصد فرصت بود
,
داد تا موجی از سرکوب و کشتار به راه اندازد و سپاه در یک حرکت
کودتا گونه به مقابله با نیروهای انقلابی برخواست و نتیجه مطلوب هم
گرفت ) و در حال حاضر در ارزوی یک جنگ کوچک یک حمله کوچک به یکی از
تاسیسات و مراکز نظامی و اتمی از جانب دشمنان اسلام و وطن به سر
میبرد تا سپاهیان راهی خیابانها شوند . تهدید کردنهای بیشمار
اسرائیل و طرح مسئله هلوکاست
,
پافشاری بر روی غنی سازی اورانیوم
,
علنی کردن اقدامات سپاه قدس در کمکهای مالی ونظامی به حزب الله
لبنان
,
حماس در فلسطین,
نیروی جیش المهدی و سپاه بدر در عراق
,
شیعیان یمن ( که رئیس جمهور یمن رسما اعتراض کرد) شیعیان بحرین و
کویت
,
گلبدین حکمتیار در افغانستان ..... بازداشت ملوانان انگلیسی
,
محاصره و سعی در دستگیر کردن نیروهای امریکایی در دهم فروردین
,
سعی در هماورد طلبی و تحریک امریکا و انگلیس دارندولی نمی خواهند
شروع کننده درگیری خودشان باشند تا بتوانند از ان به بهترین وجهی
برای مظلوم و محق جلوه دادن جمهوری اسلامی بهره برداری کنند و با
بوجود اوردن جو نظامی و پلیسی در جامعه به اهداف خود برسند .
متفکران جمهوری اسلامی کشورهای کودتا زده را الگو قرار داده اند
ولی غافلند که اینبار بخش کمدی تاریخ را به اجرا گذارده اند .
انچه بیان شد بدین معنی نیست که فقط جمهوری اسلامی بدنبال جنگ
است میلیتاریستهای امریکایی و انگلیسی هم در اندیشه جنگ دیگری در
خاورمیانه هستند با این تفاوت که نمی خواهند اسیر جنگ فرسایشی
دیگری شوند بلکه در پی جنگی سریع وبرنده هستند جنگی که زمان و مکان
ان را خودشان تعیین کنند .
ما با شرایطی به مانند سال 60 مواجه هستیم (البته این بار وسیعتر و
حادتر ) که با تهاجم سریع و همه جانبه رژیم به صف انقلاب
,
نیروهای انقلابی که از قبل تحلیل درستی و ای بسا هیچ تحلیلی از
رویدادهای تابستان 60 نداشتند در ابتدا همه به نوعی شوکه شدند و
مبهوت و نظاره گر ماندند و وقتی به خود امدند که ضربات متعددی را
دریافت کرده بودند و بدنبال ان پاره ای میدان را خالی کرده و عقب
نشینی های بی حساب و بی هدفی را در پیش گرفتند و پاره ای هم با
فرار به جلو برای حفظ خود به اغوش رژیم رفتند و عملا به سوی مرگ و
نابودی گام برداشتند . سرعت تحولات و اقدامات جمهوری اسلامی برای
پیشبرد راهبرد جدید خود,
هوشیاری و سرعت عمل بالای نیروهای انقلاب را میطلبد . ناگفته نماند
که حمله رژیم به صف انقلاب بیشترین ضربات و کشتار را متوجه کارگران
و زحمتکشان متوجه مرکز ثقل و کانون اصلی انقلاب متوجه پایگاه و
جایگاه کمونیستها خواهد کرد
,
رژیم به این باور رسیده که تنها راه نجات منکوب و خفه کردن هر صدای
اعتراضی در بین کارگران و زحمتکشان در بین معلمان و دانشجویان
..... و برانداختن انقلاب از ریشه است و مسولیت ما سنگینتر شده
,
در تابستان 60 مجاهدین با تظاهراتهای مسلحانه و ترورهای کور توده
ها را به خانه راندند و به تماشاچی بدل نمودند و نیروهای انقلابی
در برابر تهاجم وحشیانه رژیم تنها مانده و ان ضربات سنگین را بدون
هیچ عکس العملی از جانب توده ها دریافت کردند,
اینبار توده ها در برابر رژیم صف ارایی کرده اند و خلا نیروهای
سیاسی چشمگیر است . نکته مهم این است که ما ( منظور کمونیستها )
نباید با مطرح کردن کمبود نیرو عدم حضور خود را توجیه کنیم
,
توده ها راه خود را یافته اند و منتظر نخواهند ماند تا ببینند ما
چه میگوییم و کی اعلام حمله میکنیم مشکل انها بر سر حرکت کردن نیست
که ما نگران باشیم که به واسطه نبود نیرو نمیتوانیم انگیزه حرکت
را در انها بوجود اوریم بلکه مشکل بر سر به نتیجه مطلوب رسیدن حرکت
است که حضور سیاسی ما میتواند متضمن ان باشد و لازمه ان اعلام حضور
به هر طریق ممکن است .
همانطورکه جمهوری اسلامی بعد از سالها سرکوب و غارت دریافته یک
حاکمیت قدرتمند و یکپارچه برای مقابله با صف انقلاب نیاز است ما هم
بعد از سالها پیکار تحت عناوین و سازمانهای متعدد با جمهوری اسلامی
و دریافت ضربات سنگین از این رژیم که پاره ای از این سازمانها را
تا مرز تلاشی پیش برد باید دریافته باشیم که بزرگترین ضعف ما
پراکندگی و سکتاریسم است ( منظور از ما تمام نیروهای در جنبش چپ
است ) بزرگترین ضعف ما گروه گرایی و گروه محوری است . وقت تنگ است
و رژیم حمله گسترده را اغاز کرده است
,
هر چه سریعتر با تمام توان و نیرو برای وحدت و یکپارچگی گام
برداریم نه در حد بیانیه و اعلامیه بلکه عملی و اجرایی حتی اگر
لازم باشد از پاره ای علایق و سلایق خود چشم پوشی کنیم ( بخشی از
تشتت درون جنبش چپ سلیقه ای است نه ایدئولوژیک
,
به عنوان مثال وقتی مواضع طیف های مختلف فدایی را بررسی کنیم بیشتر
اختلافات شکلی و کلامی دارند تا ماهیتی و محتوایی ) و هر چه
سریعتر این اتحاد را تحت یک عنوان به توده ها عرضه کنیم . سازمان
ما با توجه به موقعیت خاص خود که مورد اقبال اغلب جریانات چپ قرار
دارد مسولیت سنگینی بر دوش دارد
,
سازمان میباید و میتواند با تاکید بر اورژانسی بودن وضعیت با طرح
یک فراخوان و درخواست از تمام نیروهای چپ انقلابی برای برپایی یک
گردهمایی
,
کنفرانس یا کنگره یا هر عنوان دیگری اقدام کند که در ان تمام شرکت
کنندگان با طرح دیدگاههای به نکات مشترکی رسیده وبا دستیابی یه
تاکتیکهای عملی مشخص گامهای جدی برای سرنگونی جمهوری اسلامی
برداشته شود تا جای هیچگونه عذر و بهانه ای نماند . هر گونه کوتاهی
و از دور دستی بر اتش داشتن از جانب هر نیرویی جز اینکه عملا کمک
به راهبرد جدید رژیم و شکست سنگین انقلاب و تداوم حیات ننگین این
رژیم برای مدت مدیدی بیانجامد نتیجه دیگری در بر ندارد . تا سیه
روی شود هر که در او غش باشد .
مسعود
25 فروردین 86
![]()