یادداشت سیاسی

صفحه 37                                                                   صفحه اول صفحه قبل

 

 

 

 

مسئله ملی و حق تعیین سرنوشت ملل ایران

 

ایران کشور ملل گوناگونی است که در آن زندگی می کنند. تنوع نژادی ، زبانی و دینی از ویژگیهای این کشور است. برخلاف کوته اندیشان شونسیت ( چه سلطنتی و چه مذهبی ) در ایران ملل گوناگونی زندگی می کنند. ایران عنوان یک محدوده جغرافیایی است نه یک ملت ، یعنی عنوان بی مسمائی بنام ملہ a ایران ساخته و پرداخته پان فارسیستهای دو آتشه است که اکنون هم در تلاش اند نام این کشور را پرشیا ( کشور فارسها ) بنامند.

 در تعریف ملت معمولاً این مجموعه را به داشتن تاریخ ، زبان ، فرهنگ ویژه مسمی می نمایند. بنابر این تعریف ما ترکمنهای ساکن ایران که از تاریخ طلایی که قدمت آن به بیش از هفت - هشت هزار سال می رسد و زبان غنی و ادبیاتی درخشان و فرهنگ و آداب و سنن مخصوص خود برخوردار می باشد کاملاً بعنوا_ e4 یک ملت شناخته می شویم. سرزمینی که ما در آن زندگی می کنیم از شرق به دریای خزر و تا کوههای کوپت داغ در شمال خراسان ادامه می یابد. ما برای حراست این سرزمین در طول تاریخ مبارزات سهمگینی با متجاوزین داشته و خونهای بی شماری نثار آب و خاکمان کرده ایم. مبارزات اجداد ما با خزرها در ! حاشیه خزر ، پیکار _aومار خانم علیه تجاوزات کورش هخامنشی ، نبردهای رهایی بخش چول خان علیه متجاوزین اعراب در منطقه دهستان ( منطقه گرگان و گنبد فعلی ) و مبارزات آبا سردار علیه غاصبان صفوی ، همه و همه نشان از مقاومت و استقامت ملت ترکمن به حفظ و حراست از تپراق یعنی آب وخاک خویش می باشد.

بنابر این تبلیغات شونیستی که گویا ترکمنها از نسل مغول اند و غیره کاملاً باطل است. میتوان در اینباره بحثهای علمی و آکادمیک باز نمود ، از ویژگیهای اخلاقی ملت ترکمن این است که هیچوقت خودستانی نمی کند و گفتاری که ذکر کردم از آن جهت بود که گفته شود در ایران ملل گوناگونی زندگ 740? می کنند که حقوق ملی و انسانی آنها در رژیم های استبدادی طی تاریخ طولانی ایران بخصوص در نظام منفور پهلوی و رژیم بغایت ارتجاعی جمهوری اسلامی مورد انکار قرار گرفته است و می شود.

سازمانها و جریانات سیاسی به مسئله حق تعیین سرنوشت ، دیدگاههای مختلفی ارائه می دهند. برخی از سازمانهای چپ در کنار جریانات شونیستی آنچنان از یکپارچگی و حفظ استقلال ایران دفاع می کنند ، بگونه ای که حاضرند جنبش ملی - دمکراتیک ملل ایران را در پای آرمانهای ایران بزرگ ! قرب_ c7نی کنند.

جریانات شوینیستی ، هواداران حق تعیین سرنوشت را با برچسب ناسیونالیسم کور متهم می کنند و از سر لطف از آنان می خواهند که چشم و گوش خود را باز کنند تا مبادا خدشه ای به پیکر نقشه گربه نشان وارد شود در حالیکه تمامی اعمال و کردار آنان دقیقاً در راستای ایران بزرگ می باشد.

از دوران انقلاب مشروطیت به این طرف که بحث انجمنهای ایالتی و ولایتی در جریان بود تا کنون آنان هیچگونه حقی بر ملل ساکن ایران روا نداشته و نمی دارند. تمامی قدرت سیاسی و اقتصادی را در پایتخت و شهرهای بزرگ متمرکز نمودند ، با تمامی زور و فشاری که آنان در جهت حفظ قدرت مرکزی و رشد رà 6حیه ناسیونالیستی و پان ایرانیستی از خود نشان دادند قدمی در راه به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت نه تنها برنداشتند بلکه با تمان قوا سرکوب کردند ( خوانندگان میتوانند خود قضاوت کنند ).

در کشوری که بیش از نیمی از آن را ملل غیر فارس زبان تشکیل می دهد ، آنها از آموزش به زبان مادری شان و استفاده رسمی از آن محرومند. مخالفان حق تعیین سرنوشت معمولاً با مطرح کردن دست اجنبی در این جنبشهای ملی سعی در تخطئه و مخدوش ساختن آن می کنند و حتی خود حاضرند دست در دست اجنبیها به س 'd1کوب جنبشهای رهایی بخش دست بزنند. سرکوب قیام جمهوری خواهی ترکمنستان ایران به رهبری عثمان آخون در سالهای 1924 - 1926 که به کمک امپریالیسم بریتانیا صورت گرفت یا کودتای 28 مرداد 1332 توسط امپریالیسم آمریکا یا جمهوری آذربایجان یا مهاباد ... توسط چکمه پوشان سلطنتی به رهبری آمریکا و ا! نگلیس نمونهای بار

2 آن است.

برخی از جریانات چپ نما لطف کرده حق تعیین سرنوشت ملل ایران را در چهارچوب ایران پذیرا می شوند. این امر و تعیین شرط و شروط دقیقاً با امر دمکراسی در تضاد است. اگر ما خود را چپ یا مدافع حقوق ملتها میدانیم پس باید تز نظری معلم کبیر ( لنین ) که حق تعیین سرنوشت تا سر حد جدایی را بپذیر u1740?م در غیر اینصورت همانند آخوندهای حاکم که مدعی هستند مفاد اعلامیه جهانی بشر را می پذیرند ولی وقتی به وضعیت رقت بار زندان ، شکنجه و اعدام در ایران اعتراض می شود آنها اولاً حقوق بشر را منکر شده و یا آن را نوعی دمکراسی اسلامی توجیه می کنند. و ویژگیهای خاص نظام اسلامی را در مذ eابل مفاد حقوق بشر قر

'c7ر می دهند. یک بام و دو هوا نمی شود.

مدعیان ایران بزرگ با علم کردن فتوحات ( بخوان یورش ) آبا اجداد خویش ، نه تنها به محدوده فعلی ایران بسنده نمی کنند بلکه آنان سودای الحاق 17 شهر قفقاز ، سمرقند ، بخارا و تاجیگستان را نیز در سر می پرورانند. هم اکنون سردمداران رژیم جمهوری اسلامی تلاش در این دارند که در بافت فرهنگی و ا! جتماعی مردم جمهوری های نو و استقلال یافته به تدریج انقلاب اسلامی خویش را بدانجا صادر کنند. ولی واقعیت این است که هر ملتی در چهارچوب کشور ایران از حق تعیین سرنوشت تا سر حد جدایی بهرمند گردد و نباید امر تعیین سرنوشت را با یکپارچگی ایران یا تجزیه مخدوش کرد.

مثلاً روزگاری قفقاز و افغانستان جزو ایران شمرده می شدند ولی اینک آنان بعنوان کشورهای مستقل ، دولت ملی خویش را تشکیل داده اند و هیچ ربطی هم به حفظ تمامیت ارضی ایران ندارند. ولی چون کردستان ، بلوچستان و ترکمنستان که هنوز از ایران جدا نشده اند نه تنها حقی برای تعیین سرنوشت را  'e4دارند ، بلکه در صورت ادعای آن با زور سرنیزه و ارتش دمار از روزگارشان در می آورند. حتی دمکرات ترین آنان حاضرند با قداره بندان جمهوری اسلامی در راستای به خاک و خون کشیدن سرزمینهای ملی همگام و هم رأی می شوند.

یکی از وجوه بارز و آشکار ستم ملی به رسمیت نشناختن وجود ملتی دیگر است که ما اکنون شاهد آن هستیم که از ملل دیگر ساکن ایران با الفاظی گوناگون قوم ، طایفه و ... و یا اجازه ندادن نشر و تبلیغ به زبان مادری خودشان است. حال ما در زمانی زیست می کنیم که در آن امواج رادیوئی و تلویزیونی و ا_ e4ترنت سراسر آن را پوشانده و به این طریق می توان فرهنگ ، هنر ، سیاست ، علم ، دانش و غیره را از آفریقا تا آمریکای لاتین ، از آسیا تا اروپا انتقال داد.

امر تعیین سرنوشت برای ملل ساکن ایران و تحقق آن جدا از آزادی و دمکراسی نیست مسلماً برای رسیدن به این مقطع پیشگامان جنبش کرد ، بلوچ ، عرب ، ترکمن ، آذری و ... باید دست در دست یکدیگر برای از میان برداشتن هیولای خون آشامی بنام جمهوری اسلامی مبارزه و نبرد کنند و در این راستا است ک_ e5 مناطق ملی ، شورایی و ... بوجود می آید. در این لحظات حساس دوستی ، صمیمیت ، احترام متقابل و مهمتر از همه اتحاد داوطلبانه و متحد شدن کارگران و سازماندهی تشکلات کارگری است می توان به دمکراسی و آزادی دست یافت زیرا برای نظامهای دیکتاتور فرقی ما بین کارگر کرد ، بلوچ ، فارس ، ترکمن و ! ... وجود ندارد و همیشه سعی کرده آنها را در مقابل هم قرار داده و بهره برداری کند.

پس پیش بسوی سازماندهی  شوراهای کارگری.

 

بهرنگ

10/فوریه/2007