یادداشت سیاسی

صفحه 35                                                                   صفحه اول صفحه قبل

 

 

 

 

بمناسبت 19 بهمن و تحمیل جنگ دوم به خلق ترکمن و به یاد، چهار آذرخش شب ترکمن

 

جنگ عارضه ای است که مردم سراسر جهان ، بخصوص بشریت مترقی آن را شوم ، خانمانسوز ، ویرانگر و دودمان برباد داده می نامند.

برآیند عمومی حوادث سالهای پیش و پس از قیام ، تجاوز به حقوق برابر سراسر مردم ایران را نشان می دهد. جنگ با مردم ترکمن ، کردستان ، صیادان انزلی ، اعراب ساکن جنوب ایران ( خوزستان ) ، سنگربندی در برابر دانشگاهها و ... هجوم های شبانه و روزانه عوامل رژیم به اماکن و معابر ، تداعی گر دنائت و ستم رژیمی است که جزء بوی خون و ویرانگری ، هیچ چیزی را برای خود کافی نمی شناسد.

خلق ترکمن ودیگر خلقهای ساکن ایران همچون کردها ، آذری ها ، بلوچ ها ، عرب ها ، اقلیتهای ملی و مذهبی ساکن نظیر ارامنه ، آسوریها ، زرتشتی ها و ... چه می خواهند که پاسخش را با جنگ و تهاجم باید دریافت دارند؟

آنچه به حافظه تاریخی همه ما برمی گردد ، ترکمنها در شرایط پیروزی قیام 57 همچون دیگر خلقها در آرزوی آزادی و نهادی شدن دمکراسی ودر را تحقق حقوق برابر زنان ، مردان و فرزندانشان شادمانه با قیام همراه گشتند و یکصدا خواستهای تاریخی خود را به شرح زیر عنوان داشتند:

- زمین از آن کسانی است که بر روی آن کار می کند.

- حق آموزش زبان مادری و انتشار کتب و مطبوعات ، حق طبیعی ماست.

- ما خود را در تدارک شوراها و اتحادیه های کارگری و دهقانی و تعاونیهای گوناگون محق می شناسیم.

- ترکمنان یکصدا اعلام داشتند که ما خواهان پیوند مستحکم با دیگر خلقهای ساکن ایران برای احقاق دمکراسی در کشور می باشیم.

ترکمن ها خواستهای مطروحه را نه در آن سوی مرزها و دریاها ، بلکه در درون خاک خود قابل تحقق می شمردند. از اینرو چنین کردند و به همراه رهبران طبیعی خود که از دانش آموختگان مکتب مردمی بودند ، همچون توماج ها ، مختوم ها ... زمینها را از ملاکین گرفتند ، به کشت و زرع پرداختند ، صید را همگانی کردند ، جنبش کارگری را در مزارع و کارگاهها و واحدهای تولیدی با کنترل خود کارگران هدایت کردند. شوراهای خود را ایجاد کردند و نمایندگان واقعی خود را برگزیدند.

دختران و پسران خود را برای تحقق آزادی و دمکراسی و حفظ فرهنگ و باورهای مردمی خود به زیر بال و پر گرفتند. دفاتر کانون فرهنگی وسیاسی را در بسیاری نقاط برپا داشتند.

رژیم جمهوری اسلامی در برابر این خواستها و متحقق شدن آن بدست مردم در یک گوشه از خاک ایران شمشیر از نیام برکشید ، حمله و تهاجم به ترکمنها را در ششم فروردین 58 شروع کرد.

   در انجام این کار رژیم اهداف روشنی را در برابر خود داشت و آن برگشت به عقب و نابودی همه دستاوردهای قیام بهمن به فاصله کمتر از چند ماه بود. چرا که در نظر رژیم حافظ سرمایه ، زمین باید از آن فئودالها و ملاکین و زمینداران منطقه باشد ، شوراها منحل شود ، آموزش به زبان مادری قطع ومطبوعات به زبان ترکمنی تعطیل گردد ، کارگر در برابر سرمایه دار حق کنترل خود را پایان یافته اعلام دارد ، هر کس سرجای خود بنشیند ، نیروهای مترقی خود را تعطیل و تسلیم نمایند و آن کس که مقاومت ورزد تعقیب ، دستگیر ، زندانی ، شکنجه و در نهایت مجازات اعدام در انتظارش است ، و چنین نیز کرد.

در برابر این تهاجم ، مردم به مقاومت دست زدند و حفظ دستاوردهای قیام بهمن را از آن خود دانستند. سازمانهای مقاومت همدوش مردم در صحنه ماندند و عافیت طلبان فراری و اجاق نشین از خلق ، هر چند با پسوند " خلق " و " توده " عقب نشستند تا خط ( امام ) را به صحنه آرائی و شکوفایی انقلاب و امام ضد امپریالیست خود واگذارد.

مقاومت ترکمنها ، جانیان را به تعطیلی کوتاه مدت واداشت تا تجدید آرایش کنند و خود را برای حمله دوم آماده نمایند. 19 بهمن 58 جنگ دوم به خلق ترکمن تحمیل شد.

توده مردم به فراخوان سازمان داده شده از طرف کانون و ستاد فرهنگی و سیاسی برای سالروز 19 بهمن ( قیام سیاهکل ) پاسخ مثبت داد که جنگ شروع شد. قهرمانان همزاد مردم با آتش افروزی در برابر سپاه و حزب الله رژیم که در سراسر کشور بسیج شده بودند ، حماسه 19 بهمن سیاهکل را اما اینبار همراه مردم و در کنار مردم نه جدا از آنان به نمایش گذاشتند ، گلوله را با گلوله پاسخ گفتند. از پس این مقاومت همه سویه ، چند روز بعد جان بی جان چهار آذرخش شب ترکمن توماج ، مختوم ، واحدی و جرجانی را در زیر پلی در کنار جاده بجنورد پیدا کردند ( چمن بید ) و بدین ترتیب جنایتی بر سلسله طومار جنایات رژیم افزوده شد.

در طول دو جنگ رژیم به کشتار و بی خانمانی ترکمن ها پرداخت. در برابر ، خلق نیز به مقاومت و ایستادگی کشانده شد. بدون تردید جنگ نابرابر به شکست رژیم انجامید، همانگونه که رهبرش با شکست جنگ هشت ساله ایران و عراق جام زهر سرکشید ، در جنگ ترکمن صحرا نیز او ودستیارانش با آتش مقاومت مردم و فرزندانشان - هر چند از پای در نیامدند - ولی عقب نشست یا مجبور به عقب نشینی شد. هر چند این عقب رانده شدن برای ترکمنها عوارض گرانباری برجای نهاد ، ولی از پای نیافتاد.

ماندگاری خلق ترکمن در برابر تجاوز رژیم ، یادآور مقاومت و پایداری خلق دلاور کردستان ، بلوچ و ... در برابر تهاجم رژیم است. خواستهای خلق ترکمن همچون دیگر خلق های ایران ، هنوز که هنوز است به قوت خود باقی است ، باید در راه تحقق این خواسه ها به رژیم ضد خلقی جمهوری اسلامی نه گفت و در راستای متحقق شدن حقوق حقه مردم ترکمن به ائتلافها و اتحادها در دفاع از آزادی و دمکراسی ، جدایی دین از حاکمیت ، سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی پاسخ مثبت گفت.

ما در بیست و هفتمین سالگرد بهمن ماه ، یاد همه عزیزان خفته در خاک را که قربانی جنگ افروزی رژیم ارتجاعی و ضد بشری جمهوری اسلامی ایران در تحمیل جنگ دوم ( 19 بهمن 1358 ) به خلق ترکمن است ، گرامی می داریم و برای تحقق آرمانهای آنان تلاش می ورزیم ، چنین باد !

زنده باد مبارزه حق طلبانه خلق ترکمن

 

بهرنگ 8/فوریه/2007