|
یادداشت سیاسی |
صفحه
32
انشعاب یا انشقاق درحزب دموکرات کردستان
بعد از مدتها کشمکش درونی ، با انتشار سه اطلاعیه
از طرف «کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان ایران »،
"جمعی از اعضای دفتر سياسی، کميته مرکزی،
جانشينان و مشاوران کميته مرکزی حزب دمکرات کردستان ايران"
و
«تشکيلات
شمال کردستان آن با نام حزب دمکرات کردستان ايران ـ آرارات
» جدائی و انشعاب درحزب دموکرات
کردستان رسمیت یافته است . حرف اصلی انشعابیون ودلیل جدائی شان ظبق
روال معمول "عدم پاسخگوئی جناح اکثريت
کميته مرکزی" ذکر شده است .آنها دراعلامیه
خود مینویسند..«
قریب دوسال و نیم است حزب دمکرات کردستان ایران، حزب مورد اعتماد و
پشتیبانى اکثریت
مردم کردستان، حزبى که به دست تواناى پیشوا قاضى محمد بنیانگـذارى
و به یمن افکار
والاى دکتر قاسملو نوسازى گردید، در اثر انحصارطلبى جناح اکثریت
کمیته مرکزى دچار
چنان بحران تشکیلاتى ذرفى شده که سراسر وجود آن را فراگرفته و آن
را عملاً به دو
بخش تقسیم نموده است..»
از طرفی کمیته مرکزی نیز دراطلاعیه اش
اعلام کرد: "رهبری حزب پس از چندين جلسه نشست و گفتگو بر سر
مطالب آنها و حتی قبول نمودن قسمت عمدهای از مطالبات ـ هر چند
غير تشکيلاتی ايشان ـ صرفا بهدف حفظ وحدت و انسجام صفوف حزب،
علی رغم همه اینها، آن تعداد از كادر و پیشمرگان حزب از حسن نیت
و صعه صدر رهبری حزب سوْ استفاده نموده و هر بار بهانه و پیش
شرطهای تازهای جهت ادامه دیالوگ مطرح می نمودند و آخرین
درخواست رهبری حزب جهت نشست و ادامه گفتگو بمنظور حل مشكلات كه
توسط خود آنها و از همان نخستین روزهای بعد از كنگره سیزدهم بر
سر راه حزب قرار داده و با گـذشت زمان بر این مشكلات میافزودند،
را رد نمودند تا جائی كه صف خود را عملا از حزب دمكرات كردستان
ایران جدا نموده و اكنون نیز این جدائی را رسما" اعلام نموده و
چنین شرایطی را بر حزب تحمیل نمودهاند...
"اشاره حزب دمکرات کردستان ايران در اين رابطه به اطلاعيه درونی
اين حزب موسوم به "17 مادهای" است که در تاريخ 2006-11-27 خطاب
به "رفقای اقليت" انتشار يافت. مصطفی حجری
دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران جناح اکقریت دریک پیام دیگر
میگوید .«...
این جدایی در حالی روی داد که رهبری حزب و خود من نیز با احساس
مسئولیت و درک حساسیت وضعیت خاص کردستان و ایران، علیرغم:
این تمام آن «دلایلی» است که طرفین برای بحران منجر به انشعاب
درحزب دموکرات را با آنها رو به بیرون و برای مردم توضیح میدهند .
وجالب است که هر سه این جناح بندی ها خود را طرفدار مواضع حزب و
پیش برنده سیاسیت تاکنونی آن اعلام میکنند . بدین صورت فقط میماند
فقدان «دموکراسی» درون حزبی بقول انشعابیون ، آنهم البته نه برای
برخورد آرا و اختلاف نظرات سیاسی مختلف ، -چون ظاهرا اختلاف نظری
موجود نیست- بلکه بیشتر برای تعیین جایگاه افراد درسلسله مراتب
حزبی و یا بربان ساده تقسیم قدرت به شکل عادلانه ! میتوانست کاربرد
داشته باشد. چون وقتی همه جناح ها کم و بیش سیاست ها و برنامه
تاکنونی حزب را میپذیرند و مدعی اجرای بهتر آنها درآینده هستند ،
واعلام هم نکرده اند که حول مواضع حزب (مثلا رابظه با آمریکا ،
تغییر شعار حزب درکنگره 13 یعنی فدرالیسم به جای شعار قدیمی
دموکراسی برای ایران وخود مختاری برای کردستان ) اختلاف اساسی بروز
کرده بوده که زمینه ساز این انشعاب بوده است ، دیگر این «فقدان
دموکراسی» و« انحصار ظلبی» جز دررابطه با تقسیم قدرت و احیانا پست
و مقام و تصمیم گیریهای خرده ریز مربوط به زندگی اعضا و خانواده
ها دراردوگاه ها و مسائلی از این دست نمی توانست مفهوم داشته
باشد.
اینکه دراغلب انشعابات عارض برحزب ،
انشعابيون از عدم "دمکراسی درون حزبی" و "آزادی بيان"
صحبت میکنند واقعیتی است که تاکنون بارها وبارها
به اثبات رسیده است . تشکیلات هرمی وبیشتر فرم عشیره ای درحزب
دموکرات تا جائی عملکرد داشته است که چه درامور مالی و چه در
مذاکرات رهبری این حزب با نمنایندگان رژیم بنا به ادعای خودشان
حتی اعضای دفتر سیاسی نیز با خبر نبوده اند، گاه اهرم مالی و
ارتباطات مهم تنها دردست دبیرکل متمرکز بوده است و از این اهرم ها
برای پیش برد سیاست خود وتحت فشارقراردادن دیگر اعضای کمیته مرکزی
سود می جستند و میجویند. بنابراین منظقی است که درچنین ساختاری
دوجناح عمده حزب بعد از کنگره 13 که رهبران هردو نیز از وزنه
قابل توجهی برخوردارند و یکی براحتی نمیتوانست بدون سر وصدا دیگری
را حذف کند ، روبروی هم صفبندی کرده و برغم ادعایشان درباره
طرفداری از مشی حزب هیج فضائی را برای گفت و شنود و بحث و مناظره
ورسیدن به تفاهم باقی نگذارند.
اما رهبران انشعاب هرادعائی که در باره دلایل
بحران و انشعاب درحزب بکنند این واقعیت را نمیتوانند بپوشانند که
اساس بحران حزب دموکرات کردستان ایران مربوط به مواضع سیاسی حزب
بعد از کنگره 13وتحولاتی است که طی این مدت درمنظقه و سیاست
امپریالیسم آمریکا رخ داده است . کنگره 13 حزب درشرایطی برگزار شد
که طرح فدرالیسم درعراق نه تنها مورد پذیرش قرارگرفته بود، بلکه
برای خیلی از رهبران کردستان عراق فراتر از آن مسئله استقلال نیز
بعنوان شق دیگر حل مشکل کردستان مطرح ومورد توجه محافل سیاسی غرب
نیز قرارگرفته بود . از طرفی طرح دخالت آمریکا واحتمال حمله قریب
الوقوع آن به ایران نیز چنین سناریوئی را درمقابل رهبران حزب
دموکرات ایران تصویر میکرد . اما گرفتار شدن بیش از حد آمریکا
درباتلاق عراق و ضعیف و ضعیف تر شدن احتمال حمله نظامی به ایران
کلا این چشم انداز را بی آینده کرده ، بنا براین رهبرانی که در
کنگره 13 انتخاب شده بودند تا چنین سناریوئی را پیش ببرند امروزه
عملا بی تدبیری و ناکامی خود را به نمایش گذارده اند . بنا براین
انعکاس این چرخش درسیاست منطقه ای امپریالیسم آمریکا بحران و
سردرگمی و سرخوردگی ومعالا پراکندگی در این حرب را بوجوئ آورده
است .
![]()
ـ کار شکنی و بهانه جویی آن تعداد از کادرهای حزب پس از نتایج
انتخابات کنگره سیزده
ـ تجاوز از خطوط قرمز سیاسی و تشکیلاتی حزب
ـ ایجاد تشکیلات موازی در میان صفوف حزب
ـ زیر پا نهادن اساسنامهٴ حزب و آئین نامه های کمیته مرکزی که حتی
قبل از کنگره سیزدهم و در زمان رهبری خود آنها تنظیم و تصویب شده
بودند.
با تسامح و مدارا رفتار شده و مطالباتشان ـ بجز بندهایی که مخالف
اساسنامه حزب و یا نافی صلاحیت کمیته مرکزی و دفتر سیاسی بوده اند
ـ از سوی حزب پذیرفته شده و برسر راه مذاکره با آنها مانعی قرار
داده نشد.....»