|
یادداشت سیاسی |
صفحه
28
45 درصد
زنان خانهدار تهراني با پرداخت دستمزد براي كار
خانگيشان و مطابق با زنان شاغل موافق اند.
اين نتيجهء تحقيق «ارزش كار خانگي
زنان» است كه نسرين جزني در سال 1383 با پرسش از دو هزار و 596 زن
خانهدار ساكن
شهر تهران از نگرش زنان دربارهء كار خانگيشان و تاثيرش بر توسعهء
كشور به دست
آورده است.
نويسنده بر اهميت كار خانگي زنان تاكيد ميكند: «زن خانهدار با
نقشهاي متفاوت
و متنوعي كه ايفا ميكند، از جـنبـههاي مختلف بر فرآيندهاي
اقتصادي و اجتماعي
تاثيرگذار است.»
او معتقد است: «اگر بتوان كار خانگي زنان را وارد محاسبات اقتصادي
و آن را در
حسابهاي ملي لحاظ كرد، نتيجهء شگفتانگيزي به دست خواهد آمـد:
«گام اساسي در كمي
كردن فـعــاليـتهـاي زنـان خـانـهدار و ارزشگــذاري خـدمـات
مـربـوطـه، شناسايي
و تفكيك اموري است كه به طور روزمره توسط آنان انجام ميپذيرد. بـه
اين منظور تخمين
و برآورد و شناسايي اموري چون خانهداري، حملونقل، تغذيه
،شستوشو، نگهداري از
كودكان، نقش واسطهاي در مصرف، زمان انجام كار و... ضروري است.
بنابراين مجاني
شمردن فعاليتهاي روزمرهاي كه توسط زنان انجام ميگيرد تا چه حد
غيرمنطقي، ناصحيح
و دور از نظريهء انصاف است.»
براساس يافتههاي پژوهش جزني زنان خانهدار مورد مطالعه، حدود شش
ساعت در
شبانهروز را به طور متوسط به انجام امور خانهداري ميپردازند كه
96 درصد به
آشپزي، 95 درصد نظافت خانه، 93 درصد شستوشوي ظروف، 87 درصد
شستوشوي لباس، 80 درصد
اتوكشي، 97درصد نگهداري و مراقبت از فرزندان، 70 درصد به خريد
روزانه اختصاص
دارد.
همچنين اين زنان آوردن و بردن كودكان به مدرسه 57 درصد، نگهداري و
مراقبت از
سالخوردگان 71 درصد و باغباني و گلكاري 80 درصد را به عنوان امور
خانهداري محسوب
نكردهاند.
اما دربارهء اين كه زنان خانهدار چقدر نقش خانهداري را
ميپذيرند، پاسخهاي
متفاوتي به دست آمد: «28 درصد از زنان اعلام كردهاند كه از روي
اجبار خانهداري
ميكنند و 44 درصد نيز گفتهاند كه در صورت داشتن حق انتخاب باز هم
به امور
خانهداري تمايل دارند. 36 درصد از انجام امور خانهداري لذت
ميبرند و 41 درصد
تمايل دارند وقت كمتري صرف انجام امور خانهداري كنند.»
يكي از نتايج اين تحقيق، نشان ميدهد كه افراد متاهل از روي اجبار
به انجام امور
خانهداري ميپردازند ولي از انجام آن لذت ميبرند. در حالي كه
افراد مجرد به ميزان
مشاركت زن و مرد در امور منزل اعتقاد بيشتري دارند.
همچنين يافتهها حاكي از آن است كه افرادي كه در آپارتمان زندگي
ميكنند اظهار
كردهاند كه در صورت افزايش سطح درآمد خدمتكار استخدام ميكنند و
نيز علاقه دارند
كه در بيرون از منزل كار كنند و ساعات كمتري را به انجام امور
خانهداري بپردازند
در حالي كه افرادي كه در منزل زندگي ميكنند بيان كردهاند كه از
روي اجبار و به
دليل پيدا نكردن شغل مناسب در خارج از منزل به كار خانهداري
مشغولند و در صورت
استفاده از اوقات فراغت به امور خانهداري آنها لطمه وارد ميشود.
در اين پژوهش، زناني كه داراي خدمتكار موقت بودند، اظهار كردهاند
به خاطر
افزايش سطح درآمد خانواده است در حالي كه افرادي كه داراي خدمتكار
موقت نيستند
اظهار كردهاند كه از روي اجبار به كار خانهداري مشغول بوده و
معتقدند كه امور
خانهداري به عنوان وظايف مسلم يك زن است، اما با اين حال زن و مرد
بايد در امور
منزل مشاركت داشته باشند. جالب اين كه اين افراد در صورت داشتن حق
انتخاب، تمايل به
امور خانهداري داشته و از انجام آن نيز لذت ميبرند.
«تفاوت
سني زوجين» يكي ديگر از متغيرهاي اين تحقيق است كه نشان داد با
افزايش
تفاوت سني بين زن و شوهر نگرش شوهر نسبت به امور خانهداري و حتي
قدرداني از همسر
در انجام امور منزل منفي است.
بنابراين عامل تحصيلات پايين و تفاوت سني بالا بين زوجين از جمله
مواردي است كه
ميتواند نگرش منفي به امور خانهداري ايجاد كند و مردان با
تحصيلات پايين و تفاوت
سني بالا، همواره نگرش منفيتري را نسبت به امور خانهداري نشان
ميدهند و نه تنها
از همسر خود در امور خانهداري تشكر نميكنند بلكه همواره با او
همكاري نكرده و
تمايل چنداني را براي فعاليت زنـان در عـرصـههاي شغلي نشان
نميدهند.
اما وقتي از اين زنان پرسيده ميشود كه چگونه ميتوان نگرش زنانه
خانهدار را به
امور منزل و ارزش كار خانگي زنان افزايش داد،52 درصـد تلويزيون،
17 درصد رسانههاي
عمومي 14 درصد راديو را به عنوان مناسبترين روش براي آگاه كردن
جامعه از ارزش كار
خانگي زنان دانستهاند.
همچنين 14 درصد از پاسخگويان معتقدند كه از هيچ طريقي نميتوان
ارزش مادي كار
خانگي زنان را تعيين كرد و 10 درصد اعتقاد دارند كه از طريق
قدرداني و ارزش معنوي
گذاشتن نميتوان ارزش مادي كار خانگي را تعيين كرد و حدود 9 درصد
از نمونههاي
تحقيق نيز به دادن حقوق و دستمزد اشاره كردهاند.
در نهايت، ميتوان، گفت كه 58 درصـد از اين زنان معتقدند كه با
پرداخت دستمزد
نميتوان ارزش كار خانگي را محاسبه كرد و 29 درصد اعتقاد دارند كه
ميتوان با
پرداخت دستمزد ارزش كار خانگي را تعيين كرد و 13 درصد نيز حد وسط
را نشان داده و
اظهار كردهاند كه تا حدودي ميتوان ارزش كار خانگي را محاسبه كرد.
![]()