|
یادداشت سیاسی |
صفحه
26
خاوران گل باران شد
برغم حضور
و مانع تراشی و تهدیدات نیروهای امنیتی ، گلزارخاوران بمناسبت
هیجدهمین سالگر قتل عام زندانیان سیاسی درسال 67 بوسیله جمع کثیری
ازخانواده ها و مردم آزادیخواه تهران گل باران شد.حاضرین با خواندن
سرود ، شعر وگذاشتن دسته های گل برخاک خاوران، یاد و خاطره همه
راهیان راه آزادی و سوسیالیسم را که بدست دژخیمان جمهوری اسلامی
قتل عام شدند گرامی داشتند. گزارش زیر ازجمله گزارشاتی است که از
محل مراسم دریافت شده است.
گزارشی از مراسم بزرگداشت قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 در
گورستان
خاوران.
فکر می کنم ساعت حدود 9 صبح
یعنی همان ساعت اعلام شده افتتاح مراسم یاد بود
جانباختگان راه ازادی بود.
![]()
نزدیک ساعت 11شب پنجشنبه دوستی تماس گرفت و گفت فردا جمعه از ساعت
7 الی 9
صبح در قطعه 93 بهشت زهرا مراسمی از طرف خانواده
های اعدامیان سیاسی قرار است در بهشت زهرا
برگزار گردد . خیلی تعجب کردم چراکه در یک روز دو مراسم برای قتل
عام زندانیان سیا سی کمی غیری عادی بنظر می
امد برای همین مسئله صبح زود رفتم بهشت
زهرا حدود 300- 400 نفر امده بودند و در فجایع و موج جدید
دستگیر های اخیر و بگیر و ببندها
صحبتهایی کردند ولی هر چه ایستادم که ببینم ایا راه حل پیشنهادی
انان چیست و چه باید کرد. دیدم خبری نیست و گویی
فقط گرد همایی بوده تا اخبار را اعلام کنند..
حدود ساعت 15-8 رفتم بطرف خاوران
حدود 45-8 رسیدم به نزدیکیهای
گلستان خاوران ودیدم که در حرکتی جدید تقاطع ها
را موقتا برای امروز بسته اند و بسیاری از
مردم که برای تجمع قصد داشتن خود را به ان محل برسانند
سرگردانند.
خلاصه وارد فرعی منتهی به گلستان
خاوران شدم و دیدم که ایست
بازرسی گذاشته اند.
ماموران نیروی انتظامی به اتفاق
نیروهای اطلاعاتی نیروی
انتظامی و اداره اطلاعات در ان محل تعدادی خودرو دانشجویان دختر و
پسر را اجازه عبور به سمت گلستان نمی دهند
و تحت حدود یک بازجویی هستند. البته دیگر تا اخر مراسم
هیچکدام از انها راندیدم و نمی دانم سرنوشت انان
بکجا کشید.
ورودی درب اصلی (شرقی)گلستان
خاوران پرچم بزرگی زده شده بود که مراجعین را برای ورود به درب سمت
شمالی (فرعی)راهنمایی می کرد. ولی درب شمالی مملو
از جمعیتی بود که توسط ماموران نیروی
انتظامی اجازه ورود به انها داده نمی شد.
بالاخره خانم لطفی مادر (
مبارز قهرمان انوشه لطفی ) که یکی از
هماهنگ کننده ها و برپا کنندگان اصلی
بزرگداشت قتل عام زندانیان سیاسی است.
آنان مشغول صحبت با تعدادی از
خانواده های شدند مبنی بر اینکه شب گذشته
تعدادی از ماموران اطلاعات به منزل ما امدند و
تعهد می خواستند که یا باید بدون سر و صدا
و هر گونه اغتشاش مراسم را در کمال ارامی برگزار کرده ومراسم
را در راس ساعت 11
صبح به اتمام برسانید و یا اجازه برگزاری مراسم به شما داده نمی
شود. خانم لطفی هم متذکر شده بودند که من نمی
توانم نه تعهدی به شما بدهم و نه میتوانم
از طرف کل خانواده ها تصمیمی برای مراسم قتل عام زندانیان سیاسی
بگیرم. برای همین در
همن محل ضمن مشورت با چند تن از خانواده هایی که در انجا حضور
داشتند و برخیافراد فعال سیاسی این تعهد داده
شد که ساعت 11 صبح جلسه در کمال ارامش ولی
با تعهد به اینکه هیچگونه دستگیری صورت نگیرد برگزا ر شود.
همانگونه
که به برخی از رسانه ها بصورت تلفنی و یا از طریق
ایمیل اطلاع دادم .
حدود ساعت 15-9
صبح امکان ورود برای برگزاری مراسم
فراهم شد.
در ان هنگام اولیه حدودا 500
نفر شرکت کننده وجود داشت که عده ای هم از مراسم
بهشت زهرا به انجا امده بودند
خانم لطفی پرچمی دو رنگسفید و قرمز
که در وسط ان نوشته شده بود درود بر
شهدای سال 1367 را در محل همیشگی نصب کردند و
خانواده ها با گذاشتن عکسهای عزیزان و
اراستن ان عکسها با گل شروع به سرودن سرودهای انقلابی ازقبیل
خاوران -
انترناسیونال و.....کردند .
عده ای از زنان و مردان ازادیخواه
با سرودن شعرها و یا
خواندن مطالب سوسیالیستی و تنها راه حل نجات بشریت برای حضار
مراسم را گرمایی خاص بخشیدند و در حدود
ساعت 45-10 ضمن یاداوری از قرار با ماموران برای
اتمام گردهمایی عکسهای عزیزان خود را برداشتند و
در حرکتی خطی و نمادین
مانند سنت هر ساله به دور گلستان
براه افتادند تا مراسم را به اتمام
برسانند.
در هنگام بازگشت و برای وداع با
عزیزان و خانواده ها شور و شوقی برپا
شد و ان امدن دکتر ناصر زرافشان بود با انکه
مرخصی ایشان از زندان روز گذشته
به پایان رسیده بود و قرار بوده که
به مجددا به زندان برگردند. ولی بخاطر حضور در
این مراسم غیبت کرده بودند و در این گردهمایی
شرکت کردند.
گر چه گویا متاسفانه
بیش از یک ساعت ایشان را پشت درب
معطل کرده و اجازه ورود به او نمی دادند. بالاخره
خود را بجمع رسانیدند و مانند گذشته با اغوش گرم
انان روبرو شدند و مردم با شعار زندانی
سیاسی ازاد باید گردد
درود درود بر زرافشان از او و
خانواده اشبه خوبی و
گرمی استقبال کردند که عده ای از بسیجیان و امنیتی های رزیم در
لباس دانشجو میگفتند این شعارهای تفرقه
دار را ندهید و..... که با خشم زرافشان روبرو
شدند واز طرفی وقتی متوجه شد قرار مراسم به این
زودی تمام شود.. با فریاد بلند زندانی
سیاسی ازاد باید گردد.
و امروز اجازه برگزاری مراسم
عزیزانمان را از ما
میگیرند و فردا اجازه نفس کشیدن به ما نمی دهند.
از مردم خواست که مجدد به
طواف بدور گلستان ادامه دهند.
در این هنگام بود که ماشین نیروی
انتظامی علنا وارد
گلستان شدند و ماموران لباس شخصی که توامی از نیروهای اطلاعاتی
اداره اطلاعات و اداره اطلاعات نیروی
انتظامی بودند واز اول مراسم با کمی فاصله با مردم
حضور داشتند به میان جمعیت امدند.
و ماشین پلیس مرتبا از طریق بلند گو اعلام
می کرد که محل را تخلیه کنید . خانواده ها نیز به ارامی بطرف
درب خروج که همان
درب شمالی بود میرفتند و با انکه در حین رفتن بسیاری از مردم
عکسهای یادگاری با
زرافشان می گرفتند در مورد وضع و اوضاع جدید به ایشان بحث و تبادل
و نظر میکردند.
ولی هنگام اینکه مردم به سمت درب در حرکت بودند ماموران لباس
شخصی و نه نیروی
انتظامی یکی یکی افرادیکه از صحنه های دلخراش و گریه مادران ویا
حمل عکسهای
عزیزان اعدامی و یا مصاحبه با خانواده ها عکس و فیلم تهیه کرده
بودند را
شناسایی کرده بود و یکی یکی از جمعیت خانواده ها بیرون می کشید و
عکس و فیلمها و
حتی دوربین برخی افراد ر ا توقیف میکرد که بعضی از افراد راحت
قبول میکردند فیلم و
یا عکس را خود تحویل دهند و بروند و برخی دیگر به مقاومت دست میزند
که درگیری هایی
هم بین خانواده ها و مردم پیش امد.
البته در این حین دستگیری یکی از
ماداران توسط ماموران بدلیل انکه ایشان هم دوربین دارند و فیلم
خود را تحویل نمی
دهند
در حالیکه کذب محض بود و بعد از جست و جو کامل وسایل شخصی ایشان
نیز به
اثبات رسید.
خشم جدی خانواده ها
را بر انگیخت و با تلاشهای دکتر زرافشان و
گوشزد کردن برخی اعمال غیر قانونی ماموران (به عنوان مثال
تفتیش وسایل شخصی
یکی از مادران توسط ماموران ) سپر انسانی بر دور ایشان درست کردند
و اجازه ندادند
که ماموران ان مادر را با خود ببرند و انها نیز مجبور شدندبعد از
دقایقی جر و بحث
و با تلاشهای مستقیم دکتر زرافشان که ما اینجا می مانیم تا همگی
با هم برویم
ان را نیز ازاد کنند وهمه خانواده ها محل را ترک کردند. ولی با
ترفندی کثیف
ضمن دور کردن و ایجاد فاصله بین دکتر زرافشان و مردم و
فشارهایی که از طریق
ماموران حتی بلندگوهای ماشینها بر مردم وارد میشد.
وقتی
زرافشان و دوستانشان
از محل رفتند. ماموران مجددا شروع به دستگیری کردند و سه دختر و
همین مادر و
همچنین دو دانشجوی پسر را به علل واهی فیلمبرداری که می گفتند
مجوز فیلمبرداری
شما کجاست ایا شما کارت خبرنگارید و....
و مجددا انها را به داخل گلستان
خاوران بردند و با تلاشهایفراوان مردم را متفرق کردند تا بالاخره
حدود ساعت سه
بعد ازظهر تمامی خانمها ازاد شدند ولی چون بلافاصله دو پسر
دانشجو که متاسفانه
نامهای انها را هم کسی نمی دانست
.
با ماشین گلف استیشن سفید رنگ به محل
نامعلومی منتقل کردند. از وضعیت انها هیچ اطلاعی در دست نیست
.
لازم به ذکر
است که تعدادی از دانشجویان دانشگاه تهران نیز با حمل تاج
گلهای بزرگ و داشتن
عکسهایی از اعدامیان و همچنین زندانیان سیاسی از جمله اکبر
محمدیدر دست که قصد
ورود به گلستان را داشتند توسط ماموران با تهدید روبرو شدند و بعد
از انکه عده ای
از خانوده ها و شرکت کنندگان وارد جدل با ماموران شدند.
ماموران گفتند به شرطی
اجازه ورود به انها داده می شود که کارتهای دانشجویی خودشان را
تحویل ماموران داده
و بعد از خروج بیایند تحویل بگیرند که با این عمل دانشجویان برای
ابراز همدردری
دقایقی در پشت دربهای بسته گلستان منتظر خانواده ها و مردم
ایستادند که باز هم
با مداخله ماموران امنیتی انها را با تهدید از محل دور کردند
.
البته تمامی
گفته ها مطالبی بود که خودم به عینه دیدم و در جریان ان بودم را
عرض کردم و
ازطرفی حضور اقای بینا داراب زند که متاسفانه نتوانستم ایشان را
ببینم به همین
دلیل از ذکر نام ایشان خود داری کردم
.
با احترام - حمید کارگر
گلستان خاوران
1385-6-10
ساعت حضور از ساعت حدود12-45/8