یادداشت سیاسی

صفحه 12                                                         صفحه اول صفحه قبل

 

گنجی چه می گوید و چه می خواهد.

آقای گنجی چندی پیش در برنامه میزگردی  در صدای امریکا شما میهمان این برنامه بودید خیلی سعی کردم که جلوی خودم را بگیرم تا با این برنامه تماس نگیرم .زیرا می دانستم اگر هم تماس بگیرم از ترس اینکه تلفن رد یابی شود نمی توانم تمامی مسائل خود وسوالات را مطرح کنم.ودچار خودسانسوری خواهم شد.

اما مگر میشد با شما صحبت نکرد وانتقادها سوالات وایرادها را بیان نکرد مگر میتوان تحمل کرد تا شما خود را به عنوان سخنگو ونماد زندانی سیاسی  مطرح نموده وادعای سخنگوی انان را در اورید.

اقای گنجی سخنان وسوالات خود را به چند بخش تقسیم نموده وهر بخش را توضیح خواهم داد.

ابتدا زندانی سیاسی .

زندانی سیاسی  در کشور ما به دو دسته تقسیم می شود زندانی سیاسی سابق و کنونی.  این بدان معنا نیست که بخواهیم از درد ورنج زندانیان کنونی بکاهیم اما باید در نظر داشت که در دهه شصت رژیم اسلامی در تلاش بود که یک انقلاب را سرکوب کند وتوده های هنوز در خیابان مانده را مرعوب ووادار نماید تا به خانه ها برگردند. به همین دلیل با وحشیانه ترین روشها خشونت به خرج می داد وشاهد بدترین اعمال از جانب حکومت بودیم که می توان بصورت آماری وسریع بسیاری از این اعمال را نام برد. از قبیل به تخت بستن وکابل زدن، دستبند قپانی های طولانی مدت، به صلیب کشیدن. انفرادی های طولانی مدت وتجاوز به دختران قبل از اعدام آنها وفرستادن به سگ دانی وگاوداری .قبرها  و...... وبه راه انداختن دسته هایی از توابین برای شکنجه، هم چون دسته بهراد نظامی وعلی سلاخ  تحت مدیریت امثال لاجوردی وحاج داوود وصبحی، روسای وقت زندانها.

این بدان معنا نیست که در زندانهای کنونی این اعمال انجام نمی شود؛ بلکه من وشما به خوبی می دانیم که جمهوری اسلامی هیچ گونه تغییری نکرده است، بلکه درنده خویی خود را حفظ نموده وبرای بقا خود از هیچ کاری دریغ نخواهد کرد. حتی آتش گشودن به روی مردم بی دفاع که در خاتون آباد وقزوین واسلام شهر شاهد آن بوده ایم.. اما بدین معناست که در زندانهای کنونی زندانیان از نظر رژیم به دسته هایی از قبیل برانداز رفرمیست وخودی وغیر خودی ومشهور وگمنام ویا ... تقسیم شده و همین تقسیم در چگونگی بر خورد با آنها نقش به سزایی خواهد داشت .بقول آقای باطبی: شما نیک می دانید که بر بسیاری از زندانیان گمنام چه رفته وخود می دانید چه شکنجه های روحی وجسمی شدیدی به آنها روا داشته اند .وچه بسیاری نیز از فرزندان این

مرز وبوم که به جرم عدالت خواهی وبه گناه عدم اشتهار حتی در زیر بدترین شکنجه ها شهید شده اند.

شما بنگرید که منصور اصانلو که یک فعال صنفی است وبارها اعلام نموده که درد او گرسنگی کارگران وبالطبع خودش است را در زندان زبان می برند، اما شما که حتی در زندان نوک حمله را به رهبر گرفته اید زبان در دهان همچنان پاسبان سر است!

اقای گنجی بارها از خود پرسیده ام که ما حتی برای یک نامه دو خطی به خانواده هایمان ماه ها وحتی سالها منتظر می ماندیم واکنون بعضی از زندانیان چگونه از زندان به کوفی عنان نامه می نویسند؟.ما، یا بهتر است بگویم بسیاری از ما همچون علی رضا شکوهی ، پنجه هایش خرد می شود که حتی نای گرفتن قاشق روحی زندان را ندارد ولی بعضی از زندانیان کنونی با سر انگشتان ظریف خود شماره موبایل خود را می گیرند وبا خانه وهرجا هر روزه تماس می گیرند .من مطمئن هستم که جمهوری اسلامی هیچ تغییری نداشته اما شاید بعضی چیزها به او تحمیل شده است؛ اگر چنین است پس چرا همه از این امکان بی بهره هستند؟

از زندان بگذریم.

 بیایید زندانی سابق وآزاد شده را در جامعه کنونی بنگریم .زندانی سابق که از زندانهای رژیم آزاد شده اند نیز هنوز در جامعه تحت فشارهای روحی بسیار هستند. اینان از هیچ گونه حقوق شهروندی بر خوردار نیستند هیچ جا امکان کار ندارند هر از چند گاهی مجبور به انجام کاری هستند، تازه آن هم بصورت کوتاه مدت. هیچ شرکت، اداره و کارخانه ای اعم از خصوصی ودولتی آنها را استخدام نمی کند اگر هم راه پیدا کنند خیلی سریع انها را اخراج می نمایند. خیلی زودتر از آنکه بتوانند آب گرمی در روده های فرزندان خود تزریق نمایند. در بدری وآوارگی مخصوصا برای زندانیان شهرستانی بیشتر است . البته هستند کسانی نیز از آنها که خانواده ایشان امکاناتی داشته وآنها توانسته اند از این امکانات بهره برده وخودرو یا مغازه ای تهیه نمایند .اما چپها که من از آن خانواده هستم اکثرا بدلیل اینکه جزو اقشار فرو دست جامعه وکارگری وزحمتکشان بوده اند چنین امکانی نداشته اند .

اینجاست که تفاوتی عظیم بین زندانیان سابق داخل وخارج  معلوم می شود. اینجاست که آنها بدترین خاطرات خود را زمان زندان می دانند .در حالی که زندانیان سابق در داخل بعلت زجرها وآزارهای موجود در این زندان بزرگ خطه ایران آن ایام را علی رغم تمامی زجرها وانفرادی ها ودلهره ها و... باز هم بهترین ایام زندگی خود می پندارند .

از مسئله زندانیان چه در داخل زندان وچه در خارج از آن بگذریم .

اقای گنجی برای من سوال است که چگونه بسیاری از زندانیان سابق هنوز ممنوع خروج هستند اما شما در فردای پس از آزادی براحتی پاسپورت خود را تمدید واز کشور خارج می شوید؟

اقای گنجی با این سوال نمی خواهم به شما انگی زده باشم اما ساده ترین فکر اینست که رژیم در این شرایط با خروج شما موافقت نموده تا بسیاری از مسائل داخل وخارج را تحت شعاع قرار داده واذهان عمومی را منحرف نماید . یادم می اید که یکی از بحثهای درون زندان این بود که از هر کاری که رژیم بتواند از آن بهره برداری سیاسی نماید باید پرهیز نمود . آیا شما به این نظر معتقد نیستید؟

آیا شما به این مسئله فکر نکرده اید که با این راحتی خروج از کشور دادن امتیازی است که دربرابر آن امتیازات بیشتری برای خود کسب نمایند؟ یا شاید فکر نموده اید که می توانید این را به نفع مردم با افشای نام زندانیان گمنام وچگونگی بر خوردهای زندانبانان وشکنجه های اعمالی بر آنها تغییر دهید؟ اما دریغ از کلامی.

آقای گنجی! در اوایل دوم خرداد از زبان شما ورهبر اصلاحات ؛ سید خندان، شنیدیم که پروژه اصلاحات می خواهد مخالف را به منتقد ومنتقد را به موافق تبدیل کند. این پروژه که همانا پروژه تحمیق توده هاست وهنوز هم شما در جهت اجرای آن قدم بر میدارید می باشد. شما و من هردو معتقدیم که اصلاحات شکست خورده وجسد متعفن آن نیز دفن گردیده است هر چند که از همان ابتدا نیروهای اصولی موضعی درست گرفته واعلام نمودند که این رژیم قابل اصلاح نیست واین فریبی بیش نخواهد بود و همانطور که خامنه ای بارها اعلام نمود که خاتمی نعمتی بود برای حکومت وانقلاب وبه همین دلیل هست که بدستور خامنه ای هنوز هم دولت خاتمی علی رغم اینکه یکسال است جای خود را به دولتی دیگر سپرده است مانند دولتی در سایه عمل نموده واعضای هیت دولت وی هر ماهه تشکیل جلسه می دهند وخود را آماده نگه داشته اند تا عندالزوم به میدان بیایند..

اقای گنجی شما گفتید که به پاسدار بودنت وشرکت در میدانهای جنگ موجود در کشور افتخار می کنید

شما نگفتید که در این میدانهای جنگ که در کردستان نیز مهیا بود دستتان به خون فرزندان این مرز وبوم چقدر الوده است؟

شما هنوز از خمینی جلاد ایران که بسیاری از جنایات از جمله کشتار ونسل کشی انقلابیون در دهه شصت وبخصوص سال 67 وتجاوز به دختران زندانی قبل از اعدام آنها ، به فتوا ودستور مستقیم او صورت گرفت به نیکی یاد می کنید واز او به نام امام راحل نام می برید.

یادتان می آید اقای جلایی پور هم فکر وهم رزم شما وقتی در خارج از کشور مورد سوال قرار گرفت که امضای وی زیر حکم اعدام 250 نفر از فرزندان صدیق کردستان است نامبرده اعلام نمود که امضای وی فقط زیر لیست 50 نفر است؟  وی گمان می کرد که اگر تعداد کمتر باشد از جرم وی در پیشگاه مردم خواهد کاست ؟

امااو حداقل به یکی از جرایم خود معترف شد وشما سالهای پیشین خود را همیشه در ابهام نگه داشته وهیچ گونه انتقادی  به خود نسبت به عملکردتان در آن سالها ننموده اید. شما قلم خود را تقدیم به حجاریان که یکی از موثرترین افراد در تشکیل واواک{وزارت اطلاعات وامنیت کشور}بود نموده وهیچ گاه از دسته های شکار وتورهایی که وی در دهه شصت برای شکار بهترین فرزندان این مرز وبوم نموده انتقاد نکرده اید.

در اخر دو سوال دیگر: شما اعلام می نمایید که خواهان یک جمهوری تمام عیار هستید وبرای رسیدن به این اتوپیای خیالی خود مطرح می نمیایید که اصلاح از درون ممکن نیست وانقلاب را هم رد می کنید اما مطرح نمی نمایید از چه راهی وچه گونه این میسرطی خواهد شد؟شاید نگارنده خیال می کند که طرح شما خیالی است وشما به نیروهای دول قدرتمند دل بسته اید وشجاعت وصداقت بیان آن را ندارید و یا این نیز جزء همان پروژه تحمیق توده هاست؟

اقای گنجی شما در یکی از سخن رانی هایتان فرمودید که «هر کسی ظلم وجنایت را ببیند وسکوت نماید باید حداقل به وجدان خود پاسخ بدهد» اینک این سوال را از شما دارم. شما که در دهه شصت و بخصوص سال 67 در راس امور یا بهتر است بگویم در سپاه  بوده اید واز نزدیک شاهد بسیاری از ظلمها وجنایت ها علیه یک نسل بوده اید وتمامی آمران وعاملان این جنایات را می شناسید آیا سکوت نکرده وبرای خالی نبودن عریضه کلی گویی نموده اید؟ انهم فقط گاهی اوقات؟ کی می خواهید سکوت خود را بشکنید وبه وجدانتان پاسخگو باشید واسامی آمران وعاملان این جنایات بی شمار را در حد اطلاعات خود  اعلام نمایید؟

محسن رجب زاده