یادداشت سیاسی

صفحه 11                                                         صفحه اول صفحه قبل

 

درگرامیداشت 18 تیر

هفت سال از حرکت دانشجوئی و مردمی 18 تیر1378 گذشت . هفت سالی که دیو استبداد وخودکامگی سایه سنگین خود را همچنان بر زندگی میلیونها ایرانی گسترده است . 

 هفت سال از یورش وحشیانه رژیم به دانشگاه ها میگذرد و هنوز تعدادي دانشجویان و سایر مبارزین  دستگیر شده دراین  یورش در اسارات به سر مي برند.

در 18 تیر78تظاهرات کوی دانشگاه که به سرعت به بیرون از دانشگاه کشیده شد و  مورد پشتیبانی مردم قرارگرفت  دراندک مدتی  به شهرهای دیگر نیز سرایت کرد و دراین مدت هزاران نفر از جوانان ، دانشجویان،  بیکاران و کارگران و سایر مردم زخمتکش در همبستگی  واتحاد باهم خشم وانزجار خود را از رژیم حاکم اعلام کردند .

تلفیق خواست ها ومطالبات دانشجویان ، کارگران بیکار و جوانان وزنان  دراین حرکت تبلوری از خواست عمومی توده های زحمتکش مردم ایران برای تغییراتی بنیادین درجامعه بود تغییراتی که نه با توهم اصلاحات کذائی، بلکه با سرنگونی رژیم و به زیر کشیدن طبقه پشتیبان آن از قدرت سیاسی و اقتصادی  امکانپذیرند . از اینرو درروند این حرکت و با پیوستن مردم و بویژه کارگران بیکار و زنان وجوانان به این حرکت و به موازات رادیکال شدن  شعار ها وخواست ها، رفته رفته  اختلاف در میان دانشجویان به سمت یک شکاف عمیق سیاسی و طبقاتی سوق یافت و نه تنها بین دانشجویان،بلکه میان  اصلاح طلبان حکومتی  نیز شکاف و اختلاف افتاد. اصلاح طلبان حکومتی و روشنفکران وابسته به این جناح عملا در مهار دامنه جنبش و سرکوب آن متحد شدند . درحالیکه بخش رادیکال دانشجویان  بیش از بیش به ماهیت شعارهای دروغین آنها و رهبران فکری خود پی برده و به سمت پیوند با  خواست ها، مطالبات ومبارزات رادیکال کارگران و توده های زحمتکش مردم سوق یافتند. وعلیرغم فقدان رهبری متشکل و انقلابی ، هفت روز ارکان رژیم را به لرزه درآوردند و تغییرات مهمی را در صف بندی های سیاسی و طبقاتی بوجود آوردند و یا  به این صف بندی ها بویژه درمیان دانشجویان شفافیت و صراحت بیشتری بخشیدند. بطوریکه علاوه بر طیف های مختلف جنبش دانشجوئی و اصلاح طلبان حکومتی، اپوزیسیون خارج از کشورنیز ازاین تغییرات مصون نماند. جریانات مختلفی  که خود را دموکرات وآزادیخواه میخواندند و ابتدا از حرکت دانشجویان درحد محکوم کردن توقیف روزنامه سلام حمایت میکردند  و رادیو ها ورسانه ها و بویژه رادیو های سلطنت طلبان  که مرتب فراخوان مقاومت و مبارزه به دانشجویان میدادند  با شنیدن شعارها و مطالبات رادیکال آنها  از پشتیبانی دانشجویان دست کشیدند  ونشاندادند که دموکراسی خواهی آنها  دروغی بیش نیست . بدین ترتیب رژیم طی یک هفته  تمام تمهیدات فریبکارانه وسرکوبگرانه خود را به کاربست وتمام جناح های رژیم متحد شدند تا این حرکت رادیکال دانشجوئی ومردمی را سرکوب کنند .

درنتیجه  هزاران دانشجو و کارگر و مردم کوچه وبازار  دستگیر  وبه شکنجه گاه های  وزارت اطلاعات وسپاه ، ارتش  ونیروهای انتظامی فرستاده شدند. بطوری که زندانها ، بازداشتگاه ها بدلیل کمبود جا مساجد و انبارها و کارگاه های خود را نیز مملو از بازداشت شدگان کردند.

به حکم دادگاه های فرمایشی  تعدادي در زندان ها ماندند و عده ای به اعدام و حبس هاي سنگين محكوم شدند.

 

از آن جمله اكبر محمدي، احمد باطبي ، مهرداد لهراسبي، عباس دلدار، دانشجويان و جوانان آزاديخواهي بودند كه به جرم آزادیخواهی به اعدام و سپس با يك درجه تخفيف به 15 سال زندان محكوم شدند. در حال حاضر اكبر محمدي، منوچهر محمدي ، مهرداد لهراسبي، عباس دلدار 4 زنداني كوي دانشگاه همچنان در زندان به سر مي برند. و درماه های اخیر عده زیادی از دانشجویان  درآذربایجان تهران وسایر نقاط کشور دستگیر  وزندانی شده اند.

برغم سرکوبگریهای رژیم ،تداوم مبارزات دانشجویان وپیوند آنها با جنبش های اجتماعی دیگر، بویژه جنبش کارگری ، جنش زنان و جنبش ملیت های مختلف تخت ستم میرود تاچشم انداز نوینی را در مبارزات دانشجوئی بگشاید . آنچه که برای جنبش دانشجوئی از اهمیت برخوردار است  جمعبندی تجربیات گذشته و  درس آموزی از آنها بمنظور اتخاذ تدابیر لازم و کاربست آنها درمبارزه است . که ایجاد وساماندهی پیوند محکم با جنبش کارگری ، تلاش آگاه گرانه وسازمانگرانه در جنبش دانشجوئی و سایر جنبش های اجتماعی  بویژه  تجهیز خود به آگاهی سوسیالستی  وتلاش درجهت سازماندهی حرکت های ضد سرمایه داری وسمت وسو دادن انرژی جوانان بدینسو  وهماهنگی با این جنبش ها درسایر نقاط جهان  از جمله اقداماتی است که پیوند میان جنبش دانشجوئی و جنبش کارگری را هرچه مستحکمتر خواهد کرد .