|
یادداشت سیاسی |
صفحه آرشیو
هر بهاری تابستانی وهر تابستان پاییزی وهر پاییز
زمستانی به دنبال دارد. چون هر بهار سر انجام به زمستان می انجامد
که زیبا وخواستنی نیست.
07
مطلبی بمناسبت بزرگداشت یاد وخاطره رفیق امیر پروز پویان
خانه تیمی کوکاکولا
دردوراول کاردرروزنامه اطلاعات - سال های أخردهه 40-
شاهدرویدادهایی بودم که بخشی ازتاریخ کشوربه شمارمی روند. این
رویدادها را سعی می کنم با توجه به حضورم در ماجرا بیطرفانه تشریح
کنم.
سال 86
,
چشم اندازهها
,
وظایف
رشد فزاینده حرکتهای اعتراضی کارگران
,
معلمان
,
دانشجویان
,
زنان ...... هر چند هنوز از انسجام و پیوستگی لازم و مطلوب
برخوردارنیست ولی هر کدام بیانگر افزایش این باور در بین افراد
جامعه است که در برابر رژیم میتوان ایستاد و باید ایستاد و تنها
پیکار رودررو و گسترده با جمهوری اسلامی میتواند تحقق خواسته ها و
ارزوهایشان را عملی سازد .
فعال کارگری کمونیست - متحد پیگیرکارگران
ایران
پيتر بين که روز اول
فروردين ۱۳۸۶ در گلاسکو درگذشت از مدافعان و متحدان پيگير کارگران
ايران بود که به علت سابقه کارش در کارخانه «هيلمن» صادر کننده
پيکان در دهه ۷۰ به ايران . پيوسته فعل و انفعلات در کارخانه ایران
ناسیونال و بعدها ايران خودرو را دنبال ميکرد و در
حمايت از کارگران ايران عليه خصوصی سازيها و بيکارسازيها فعالی
خستگی ناپذير بود.
بحران در بحران
بحران جهان
سرمایه
داری
به مرحله
ای
رسیده
است
که راه حلی
حتا کوتاه مدت برایش قابل تصور نیست
بطوریکه هر
روز بحرانی
از پس بحران نمایان می شود. امپریالیسم
بسرکردگی انحصارات صنایع نظامی و مالی با بهانه فاجعه 11 سپتامبر برای حل بحران
سرمایه داری سیاست جنگ و خونریزی را با شعار مبارزه با تروریسم و
ایجاد دموکراسی به میدان آورد . با بهره گیری از نفرت عمومی و با
استفاده از تریبون سازمان ملل و شورای امنیت و با بکارگیری ماشین
تبلیغات و خبرگزاریهای انحصاری از قبیل سی ان ان و بی بی سی و...
شیپور جنگ را بصدا درآورد.
شعار مبارزه با تروریسم سر فصل جدیدی
را
در
حمله و اشغال کشورها
باز کرد,
شعاری که
امپریالیسم با آن
مرز
کشورها را نادیده انگاشت و کشورهای افغانستان و عراق را به اشغال
خود در آورد
.
پیمان آمریکا – ایران بسته
شده است!
مدتها است که خطر حمله احتمالی آمریکا به ایران
که این روزها تیتر اول روزنامه ها و مجلات معتبر جهان را بخود
اختصاص داده است عملا پیمان نوشته ویا نانوشته بین دو دولت ایران
وآمریکا بر سرموقعیت رهبران شیعیان عراق را از دیده ها و نظر ها
دور نگه داشته است .
براحتی میتوان حدث زد که اگر ایران موافق جنگ
و حمله نظامی آمریکا به عراق نمی بود، چه بسا نیروهای اشغالگر این
بار با فتاوی واعلام جهاد رهبران پرنفوذ شیعه عراق نیز مواجه می
بودند. هم اکنون نیز این خطر برطرف نشده و با توجه به دست یابی
گروه های تند رو شیعه به امکانات مالی و تسلیحاتی فراوان وبا توجه
به گستردگی حضور شیعیان در اقصی نقاط جهان این خطر همچون شمشیر
داموکلس بالای سر آمریکا قراردارد .
نگاهی اجمالی به تاریخچه 8 مارس
روز 8 مارس 1875
زنان کارگر نساجی در نیویورک در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزدها
و شرایط غیر انسانی کار دست به تظاهرات زدند. این حرکت به درگیری
قهرآمیز با پلیس انجامید و وحشیانه سرکوب شد.
بمناسبت 19 بهمن و
تحمیل جنگ دوم به خلق ترکمن و به یاد، چهار آذرخش شب ترکمن
برآیند عمومی حوادث سالهای پیش و پس از قیام ، تجاوز به حقوق برابر
سراسر مردم ایران را نشان می دهد. جنگ با مردم ترکمن ، کردستان ،
صیادان انزلی ، اعراب ساکن جنوب ایران ( خوزستان ) ، سنگربندی در
برابر دانشگاهها و ... هجوم های شبانه و روزانه عوامل رژیم به
اماکن و معابر ، تداعی گر دنائت و ستم رژیمی است که جزء بوی خون و
ویرانگری ، هیچ چیزی را برای خود کافی نمی شناسد.
بسیاری از شواهد وقراین واز جمله سابقه این نوع قتل ها تقویت
کننده این ظن است که اقدام به قتل این نویسنده ارمنی تبار بدست
ناسیونال فاشیستهای ترک صورت گرفته باشد . چرا که
مبشران جامعه نوین
علت چیست که
طرحهای جامعه عدالت و بشر دوست که آنهمه مستدل تنظیم شده بود قابلیت
اجرا نداشتند و از لحاظ مضمون تخیلی بودند؟ به نظر من علت آن است که
اندیشه های سن سیمون ، فوریه واوئن درباره سوسیالیسم و راههای
انتقال به آن با وجود اینکه داهیانه بودند ولی از حدود حدسها تجاوز نمی
کرد و نتیجه گیریهای علمی بشمار نمی رفتند. نتیجه گیری علمی بر خلاف
حدسها همواره همه جانبه مدلل شده ، مورد تحقیق و سنجش قرار گرفته و به
اثبات رسیده اند. علم فاکتها و پروسه های واقعی ، زندگی واقعی را مورد
بررسی و دقت قرار می دهد ولی اوتوپی بر خیالپردازی و توهم افرادی متکی
می شود و فرق اصولی از همین جا ناشی می گردد که چرا سوسیالیسم تخیلی
پایه مسلکی و زیربنای سوسیالیسم علمی بشمار می رود؟
انشعاب یا انشقاق درحزب دموکرات کردستان
بعد از مدتها کشمکش درونی ، با انتشار سه اطلاعیه
از طرف «کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان ایران »،
"جمعی از اعضای دفتر سياسی، کميته مرکزی،
جانشينان و مشاوران کميته مرکزی حزب دمکرات کردستان ايران"
و 01/1
بحران دامن گیر صنایع فلزی هم شد
صنایع فلزی که یکی ازمهمترین وگسترده ترین بخش
صنایع ایران محسوب میگردد ازمدتها قبل بازتاب بحران در سایر
کارخانه ها ومراکزکارگری را احساس کرده بود اما بدلیل
سرمایه گذاری کلان دربخش ساختمان وصنایع ماشینی ،
بیمارستانها وغیره تاکنون از تبعات ویرانگر بحران ساختاری
صنایع ایران وتاثیرات پیاده شدن برنامه معروف به
نئولیبیرالیسم و.. برکنار مانده بود . اما همانطورکه بارها وبارها
گفته ایم .
زير سرنيزه روزنامه نمينويسيم
گزارش فشار و سانسور مطبوعات در ماه مهر
محمود دولتآبادي، 30 شهريور در كافه كتاب ويستار با ابراز تاسف از
وضعيت صدور مجوز و نشر در كشور گفت: «نميدانم راه حل چه خواهد
بود، چرا كه نه تنها ناشران را به آستانه تعطيلي كشاندهاند، بلكه
نويسندگان، شاعران و پژوهشگران را ديگر رغبتي به ادامه كار نيست.»
سايت هنوز دراين باره مينويسد: «وضعیت سانسور کتاب هم که علیرغم
تکذیب های مقام های رسمی هم چنان آزار دهنده است و نویسندگان و اهل
قلم را در تنگنا قرار داده است. وقتی نویسنده معتدلی مثل محمود
دولت آبادی چنین بر آشفته است ، دیگر باید آش خیلی شور شده باشد.»
ارزش های از دست رفته در مجارستان
تحولات مجارستان در هفته های اخیر بطور پردامنه ای در مطبوعات جهان
و رسانه های خبری انعکاس داشته است. اخبار تظاهرات گسترده یک ماهه
گذشته در اعتراض به افتضاح سیاسی ناشی از اعتراف نخست وزیر به دروغ
گویی در رابطه با کارنامه اقتصادی کشور از سویی و همچنین پنجاهمین
سالگرد ”وقایع مجارستان“ در روز 2 آبانماه به مثابه بهانه ای برای
حمله به سوسیالیسمِ و دروغ پردازی در مورد دستاوردهای دولت
سوسیالیستی سال های قبل از 1989 در این کشوربهره برداری شد.
45 درصد
زنان خانهدار تهراني با پرداخت دستمزد براي كار
خانگيشان و مطابق با زنان شاغل موافق اند.
اين نتيجهء تحقيق «ارزش كار خانگي
زنان» است كه نسرين جزني در سال 1383 با پرسش از دو هزار و 596 زن
خانهدار ساكن
شهر تهران از نگرش زنان دربارهء كار خانگيشان و تاثيرش بر توسعهء
كشور به دست
آورده است.نويسنده بر اهميت كار خانگي زنان تاكيد ميكند: «زن خانهدار با
نقشهاي متفاوت
و متنوعي كه ايفا ميكند، از جـنبـههاي مختلف بر فرآيندهاي
اقتصادي و اجتماعي
تاثيرگذار است.»
زندانی سیاسی ولی الله فیض مهدوی درچنگال رژیم جمهوری اسلامی جان
باخت
ولی الله فیض مهدوی پنج سال پیش به اتهام رابطه با سازمان مجاهدین
دستگیر ودربیدادگاه های رژیم ابتدا به اعدام و سپس درنتیجه
اعتراضات مکرر مجامع
حقوق بشری حکم اعدام وی به زندان ابد تقلیل یافته بود. فیض مهدوی
به خاطر عدم ابلاغ
رسمی حکم ابد و دراعتراض به وضعیت بد زندان ، صرب وشتم وبرخوردهای
توهین آمیز از
روز اول شهریورماه دست به اعتصاب غذا زده بود که در نتیجه بی توجهی
ماموران و
مسئولان قضائی ( بی توجهی عمدی ورها کردن زندانی تا مرگ) جان اش را
ازدست میدهد
.
وهمزمان به وکیل مدافع وی میگویند که حکم اعدام زندانی به حبس ابد
تبدیل نشده است
.
محمد شريف وكيل مدافع وي به خبرگزاري حكومتي ايلنا میگوید «روز
يكشنبه در مراجعه اي
كه به شعبه ششم دادياري اجراي احكام دادگاه انقلاب تهران داشتم, به
بنده اعلام شد
كه حكم اعدام موكلم به حبس تبديل نشده است»
خاوران گل باران شد
برغم حضور
و مانع تراشی و تهدیدات نیروهای امنیتی ، گلزارخاوران بمناسبت
هیجدهمین سالگر قتل عام زندانیان سیاسی درسال 67 بوسیله جمع کثیری
ازخانواده ها و مردم آزادیخواه تهران گل باران شد.حاضرین با خواندن
سرود ، شعر وگذاشتن دسته های گل برخاک خاوران، یاد و خاطره همه
راهیان راه آزادی و سوسیالیسم را که بدست دژخیمان جمهوری اسلامی
قتل عام شدند گرامی داشتند. گزارش زیر ازجمله گزارشاتی است که از
محل مراسم دریافت شده است.
اعتصاب وتحصن کارگران ریسندگی پرریس سنندج به شدت سرکوب شد
گناه کارگران چیست که خود وخانواده شان اینگونه مورد یورش نیروهای
سرکوبگر رژیم قرارگرفتند؟
کارگران از صبح روز 28/5/1385 در اعتراض به اخراج کارگران بویژه
اخراج یکی ازنمایندگانشان به جرم دفاع ازمنافع کارگران وتلاش برای
ایجاد تشکل مستقل کارگری ،دراعتراض به نبود تامین شغلی ، تحمیل
قراردادهای موقت شش ، سه ویکماهه با گرفتن سفته تضمینی دومیلیون
تومانی وتحمیل شرایط کاری برده واربرکارگران ، وبه خاطر درخواست
تمدید قرارداد یکساله دسته جمعی بادستمزد روزانه 6000هزارتومان
و.. از نقطه نظر کارفرما و دولت گناه کبیره این کارگران زحمتکش
بوده است . کارگرانی که بعد از نا امید شدن از وعده ووعید های
کارفرما وعدم رسیدگی از سوی اداره کار دست به اعتصاب و تحصن زده
بودند . تا بلکه گوش شنوائی یافته و حق و حقوق خود را بازپس گیرند
. اما طبق معمول باتوم و گازاشک آور دریافت کردند.
موضع هیات موسسان سندیکاهای
کارگری در اعتراض به «لایحه پیشنهادی اصلاح قانون کار»
ارایه لایحه
پیشنهادی اصلاح قانون کار ، توسط دولت به مجلس شورای اسلامی بحران
زا و تنش آفرین است.
وزیر کار اعلام می دارد که: اصلاح قانون کار با محوریت تولید،
اشتغال و سرمایه گذاری های جدید خواهد بود.
نایب رییس مجلس شورای اسلامی در نشست و مذاکره با روسا و نمایندگان
اتاق صنایع و معادن، به حذف قوانین مزاحم بویژه در روابط کار اشاره
می کند.
تاريخ به روايت لمپنيسم
(نگاهی به كتاب خاطراتِ شعبان جعفري)
دروغ پردازی ، بیماری روانی یا طبقـاتی
نگاهی کوتاه اززمستان
57 تا کشتار تابستان 67
از نخستین روزهای پس از
قیام 22 بهمن 57 که جمهوری اسلامی به رهبری خمینی سلطهی ارتجاعی
خود را تحت لوای قوانین اسلام بر پهنهی ایران گسترانید، تا به
امروز مردم ایران شاهد بیکاری، آوارگی، فحشاء، جنگ، زندان، شکنجه،
سرکوب، کشتار و صدها جنایت و فاجعهی دیگر بودهاند. در این سالها
هر آنچه نشانی از زیبایی، روشنی، نشاط،، شادمانی وسرور داشت مورد
یورش لجامگسیختهی عوامل سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.
موج تروریسم جنسی در عراق
در پس ماجرای تجاوز و قتل یک دختر عراقی و خانواده اش ، حکایت
بزرگتری وجود
دارد از آنچه در عراق " آزاد شده " تحت حاکمیت بوش بر سر زنان
عراقی می آید.
ابوغریب ، حدیثه و گوانتانامو . این کلمات ، مایه ی شرمساری کشور
ما هستند
.
حالا باید محمودیه ، شهری در 20 مایلی جنوب بغداد را هم به اینها
اضافه کرد. ماه
مارس گذشته ، شایع شد که گروهی پنج نفری از سربازان آمریکایی در
تجاوز و قتل ابیر
قسیم حمزه ، دختر جوان عراقی ، شرکت داشته اند. سپس بدنش را آتش
زده بودند تا
جنایتشان را مخفی کنند . پدر ، مادر و خواهرش به قتل رسیدند. تجاوز
به این دختر ،
درصورتی که صحت آن ثابت شود ، احتمالا رویدادی منحصر به فرد نیست.
ولی چگونه باید
می دانستیم ؟ تجاوز در عراق ، یک تابو است.اقوام این دختر ، شرمزده
از تجاوز ، حتی
مراسم تشییع جنازه ی عمومی نیز برایش برپا نکردند ، میلی به نشان
دادن محل دفنش هم
نداشتند.
جنایتکاران جنگی
میگویند
جنایتکاران جنگی "بوش و بلر"
را
زندانی کنید! این شعاریست که روی عکس زیر نوشته شده است! گذشته از
آنکه به "کدام زندان"؟ زندانهای سرمایه داری؟ و تازه آیا مگر
زندانی کردن این قاتلان بشریت
چاره کارست؟ مگر
امثال "بوش و بلر " ها را شرايط تولید سرمایه داری کم
هر روز به "بازار" مشاطه کاری عرضه می کند؟ آیا زندانی کردن بوش و
بلر همه درد های کسانی که با خشم از جنايات رخ داده در این
جنگ از خانه هایشان بیرون ریخته اند را تسکين می دهد؟
مکزيک دو پاره شده
جنايت جنگي، تهاجم عليه صلح
اقدام
به گرسنگي دادن به شهروندان غيرنظامي به عنوان
شيوه جنگي ممنوع
است. (...) حمله، نابودسازي، آدم ربائي و تخريب اموال حياتي اهالي
غير نظامي ممنوع
است» استلزام به ماده ٥٤ از پروتکل الحاقي
I، سال ١٩٧٧
کنوانسيون
ژنو (١) بسيار
روشن است. بر طبق آن، بمباران نيروگاه برق غزه توسط ارتش اسرائيل،
محاصره اقتصادي
اهالي غيرنظامي و مجازات هاي دسته جمعي آنان ، جنايت جنگي محسوب مي
شود.
جوانان خوزستانی درمعرض اعدام به جرم؟!!!
«نه تن از افرادی که محکوم به اعدام شده اند عامل هيچ انفجاری
نبوده اند
.»
جنبش کارگری و "گنج مایه" سرمایه داران
یداله خسروشاهی
در گذشته طی چند مقاله نظرم را در مورد احتمال
حمله نطامی به ایران و موقعیت طبقه کارگر(1)مورد بررسی قرار دادم.
در آن مقالات موضع گیری نیروهای اپوزسیون رژیم و چگونگی پیشبرد امر
طبقاتی طبقه کارگر را بیان داشتم.
هدفم از ارائه این مطلب بررسی اجمالی حرکات و موضع
گیری نیروهایی است که با به میدان آمدن بخشی از کارگران در نظر
دارند با ایجاد آلترناتیو های سرمایه دارانه، این جنبش نوپا و تازه
به شکوفه نشسته را به شکلی مهار کنند و آنرا در جهت اهداف سرمایه
داری به اضمحلال بکشانند.
حمله اسرائیل به لبنان و زنگ خطر برای
جمهوری اسلامی
متعاقب تهاجم نظامی اسرائیل به نوار غزه وتداوم
به گیر وییند و کشتار فلسطینی ها و اینک حمله نظامی به لبنان توسط
رژیم اسرائیل به یک جنگ رسمی وتمام عیار دیگری درمنطقه تبدیل شده
است . هردوی این حملات به بهانه ربوده شدن سربازان اسرائیلی توسط
نیروهای مقاومت فلسطین درنوار غزه و حزب اله درجنوب لبنان آغاز شده
است ، اما شواهد وقرائن حاکی از آن است که این حملات نه بمنظور
آزادی سربازان اسرائیلی بلکه آغاز تهاجم نقشه مندی است که
درراستای سیاست خاورمیانه ای آمریکا سیر میکند.
دربارۀ مجازات اعدام : سخنرانیِ روبسپیر در مجلسِ مؤسسان، 30 مِه 1791
این خبر به آتن رسید که در شهرِ آرگٌس، عدّهای از شهروندان به
مرگ محکوم
شدهاند. مردمِ آتن به معابد شتافتند تا خدایان را فراخوانند و
از ایشان بخواهند
آنها را از اندیشههایی چنین قساوتآمیز و مرگبار بازدارند.
گنجی چه می گوید و چه می خواهد
آقای گنجی چندی پیش در برنامه میزگردی در صدای امریکا شما
میهمان این برنامه بودید خیلی سعی کردم که جلوی خودم را بگیرم تا
با این برنامه تماس نگیرم .زیرا می دانستم اگر هم تماس بگیرم از
ترس اینکه تلفن رد یابی شود نمی توانم تمامی مسائل خود وسوالات را
مطرح کنم.ودچار خودسانسوری خواهم شد.
اما مگر میشد با شما صحبت نکرد وانتقادها سوالات وایرادها را بیان
نکرد مگر میتوان تحمل کرد تا شما خود را به عنوان سخنگو ونماد
زندانی سیاسی مطرح نموده وادعای سخنگوی انان را در اورید.
اقای گنجی سخنان وسوالات خود را به چند بخش تقسیم نموده وهر بخش را
توضیح خواهم داد.
ابتدا زندانی سیاسی . 15/10
حملات وحشیانه رژیم
صهیونیستی اسرائیل به نوارغزه محکوم است
درگرامیداشت 18 تیر
هفت سال از حرکت دانشجوئی و مردمی 18 تیر1378 گذشت . هفت سالی که
دیو استبداد وخودکامگی سایه سنگین خود را همچنان بر زندگی میلیونها
ایرانی گسترده است .
هفت سال از یورش وحشیانه رژیم به دانشگاه ها میگذرد و هنوز تعدادي
دانشجویان و سایر مبارزین دستگیر شده دراین یورش در اسارات به سر
مي برند.
در 18 تیر78تظاهرات کوی دانشگاه که به سرعت به بیرون از دانشگاه
کشیده شد و مورد پشتیبانی مردم قرارگرفت دراندک مدتی به شهرهای
دیگر نیز سرایت کرد و دراین مدت هزاران نفر از جوانان ،
دانشجویان، بیکاران و کارگران و سایر مردم زخمتکش در همبستگی
واتحاد باهم خشم وانزجار خود را از رژیم حاکم اعلام کردند .
تلفیق خواست ها ومطالبات دانشجویان ، کارگران بیکار و جوانان وزنان
دراین حرکت تبلوری از خواست عمومی توده های زحمتکش مردم ایران
برای تغییراتی بنیادین درجامعه بود تغییراتی که نه با توهم اصلاحات
کذائی، بلکه با سرنگونی رژیم و به زیر کشیدن طبقه پشتیبان آن از
قدرت سیاسی و اقتصادی امکانپذیرند . از اینرو درروند این حرکت و
با پیوستن مردم و بویژه کارگران بیکار و زنان وجوانان به این حرکت
و به موازات رادیکال شدن شعار ها وخواست ها، رفته رفته اختلاف در
میان دانشجویان به سمت یک شکاف عمیق سیاسی و طبقاتی سوق یافت و نه
تنها بین دانشجویان،بلکه میان اصلاح طلبان حکومتی نیز شکاف و
اختلاف افتاد. اصلاح طلبان حکومتی و روشنفکران وابسته به این جناح
عملا در مهار دامنه جنبش و سرکوب آن متحد شدند . درحالیکه بخش
رادیکال دانشجویان بیش از بیش به ماهیت شعارهای دروغین آنها و
رهبران فکری خود پی برده و به سمت پیوند با خواست ها، مطالبات
ومبارزات رادیکال کارگران و توده های زحمتکش مردم سوق یافتند.
وعلیرغم فقدان رهبری متشکل و انقلابی ، هفت روز ارکان رژیم را به
لرزه درآوردند و تغییرات مهمی را در صف بندی های سیاسی و طبقاتی
بوجود آوردند و یا به این صف بندی ها بویژه درمیان دانشجویان
شفافیت و صراحت بیشتری بخشیدند. بطوریکه علاوه بر طیف های مختلف
جنبش دانشجوئی و اصلاح طلبان حکومتی، اپوزیسیون خارج از کشورنیز
ازاین تغییرات مصون نماند. جریانات مختلفی که خود را دموکرات
وآزادیخواه میخواندند و ابتدا از حرکت دانشجویان درحد محکوم کردن
توقیف روزنامه سلام حمایت میکردند و رادیو ها ورسانه ها و بویژه
رادیو های سلطنت طلبان که مرتب فراخوان مقاومت و مبارزه به
دانشجویان میدادند با شنیدن شعارها و مطالبات رادیکال آنها از
پشتیبانی دانشجویان دست کشیدند ونشاندادند که دموکراسی خواهی
آنها دروغی بیش نیست . بدین ترتیب رژیم طی یک هفته تمام تمهیدات
فریبکارانه وسرکوبگرانه خود را به کاربست وتمام جناح های رژیم متحد
شدند تا این حرکت رادیکال دانشجوئی ومردمی را سرکوب کنند .
درنتیجه هزاران دانشجو و کارگر و مردم کوچه وبازار دستگیر وبه
شکنجه گاه های وزارت اطلاعات وسپاه ، ارتش ونیروهای انتظامی
فرستاده شدند. بطوری که زندانها ، بازداشتگاه ها بدلیل کمبود جا
مساجد و انبارها و کارگاه های خود را نیز مملو از بازداشت شدگان
کردند.
به حکم دادگاه های فرمایشی تعدادي در زندان ها ماندند و عده ای به
اعدام و حبس هاي سنگين محكوم شدند.
از آن جمله اكبر محمدي، احمد باطبي ، مهرداد لهراسبي، عباس دلدار،
دانشجويان و جوانان آزاديخواهي بودند كه به جرم آزادیخواهی به
اعدام و سپس با يك درجه تخفيف به 15 سال زندان محكوم شدند. در حال
حاضر اكبر محمدي، منوچهر محمدي ، مهرداد لهراسبي، عباس دلدار 4
زنداني كوي دانشگاه همچنان در زندان به سر مي برند. و درماه های
اخیر عده زیادی از دانشجویان درآذربایجان تهران وسایر نقاط کشور
دستگیر وزندانی شده اند.
برغم سرکوبگریهای رژیم ،تداوم مبارزات دانشجویان وپیوند آنها با
جنبش های اجتماعی دیگر، بویژه جنبش کارگری ، جنش زنان و جنبش ملیت
های مختلف تخت ستم میرود تاچشم انداز نوینی را در مبارزات دانشجوئی
بگشاید . آنچه که برای جنبش دانشجوئی از اهمیت برخوردار است
جمعبندی تجربیات گذشته و درس آموزی از آنها بمنظور اتخاذ تدابیر
لازم و کاربست آنها درمبارزه است . که ایجاد وساماندهی پیوند محکم
با جنبش کارگری ، تلاش آگاه گرانه وسازمانگرانه در جنبش دانشجوئی و
سایر جنبش های اجتماعی بویژه تجهیز خود به آگاهی سوسیالستی
وتلاش درجهت سازماندهی حرکت های ضد سرمایه داری وسمت وسو دادن
انرژی جوانان بدینسو وهماهنگی با این جنبش ها درسایر نقاط جهان
از جمله اقداماتی است که پیوند میان جنبش دانشجوئی و جنبش کارگری
را هرچه مستحکمتر خواهد کرد .
دربارۀ مجازات اعدام : سخنرانیِ روبسپیر در مجلسِ مؤسسان، 30 مِه 1791
این خبر به آتن رسید که در شهرِ آرگٌس، عدّهای از شهروندان به
مرگ محکوم
شدهاند. مردمِ آتن به معابد شتافتند تا خدایان را فراخوانند و
از ایشان بخواهند
آنها را از اندیشههایی چنین قساوتآمیز و مرگبار بازدارند.
نگاهی
به جنبش مسلحانه کشورمان
![]()
یکی از این رویدادها ماجرای درگیری پرویزپویان- عضو ارشد فداییان
خلق - وتیم او در خانه امن منطقه کوکا کولا با ماموران ساواک است.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
«همه ما ارمنی هستیم ، همه ما هراند دنیک هستیم»
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشتة سوسانا کلارک
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خاطرات شعبان جعفری اولين كتابی است كه به شرح حالِ گوشههايی از
لمپنيسم در تاريخ ايران، به شكل عمومی آن، و نقش شخصِ شعبان جعفري،
در تاريخ سلطنت پهلوی دوم، به شكل خاصِ آن، پرداخته است. اهميت
ويژه اين كتاب در همين است. نخستين بار يك لمپن، از نقشِ ويژه خود
در تاريخ معاصر ايران و زندگی گذشته خويش سخن می گويد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من نه از خدایان
بلکه از قانونگزاران، که باید مُنادی و ترجمانِ قوانینِ
جاودانهای باشند که
خداوند به آدمیان دیکته میکند، میخواهم تا از مجموعۀ قوانینِ
فرانسویان، قوانینِ
دَم را که قتلِ قضائی را روا میدارند و مطرودِ اخلاقیات و
قانونِ اساسیِ جدیدِ
ایشان است، حذف کنند. میخواهم به آنان ثابت کنم که مجازاتِ
مرگ، اوّلاً ناعادلانه
است و ثانیاً شدیدترینِ مجازاتها هم نیست و بسیار بیشتر از
آنکه از جنایات
پیشگیری کند، موجبِ افزایشِ آنها میشود.
![]()
![]()
![]()
![]()
من نه از خدایان
بلکه از قانونگزاران، که باید مُنادی و ترجمانِ قوانینِ
جاودانهای باشند که
خداوند به آدمیان دیکته میکند، میخواهم تا از مجموعۀ قوانینِ
فرانسویان، قوانینِ
دَم را که قتلِ قضائی را روا میدارند و مطرودِ اخلاقیات و
قانونِ اساسیِ جدیدِ
ایشان است، حذف کنند. میخواهم به آنان ثابت کنم که مجازاتِ
مرگ، اوّلاً ناعادلانه
است و ثانیاً شدیدترینِ مجازاتها هم نیست و بسیار بیشتر از
آنکه از جنایات
پیشگیری کند، موجبِ افزایشِ آنها میشود.
بیرون از جامعۀ مدنی، هرگاه دشمنی
سرسخت، بهقصدِ جان، به من حملهور شود و یا پس ازآنکه بیست
بار او را دفع کردم،
باز برای ویران کردنِ مزرعهای که با دستانِ خود کِشت کردهام
یورش آوَرَد،
ازآنجاکه من جز نیرویِ فردی خود چیزِ دیگری ندارم تا
درمقابلِ نیروی او قرار
دهم، یا باید خودم نابود شوم، یا او را بکُشم؛ و قانونِ دفاعِ
طبیعی نیز عملِ مرا
توجیه و تصدیق میکند.
ولی در جامعه، که نیرویِ همگان دربرابرِ این یک تن
مُسلّح است، کدام اصلِ حقوقی میتواند جوازِ اعدامِ او را صادر
کند؟ کدام ضرورت
میتواند جامعه را از مُجازاتِ این کار معاف کند؟ فاتحی که
فرمان به کُشتارِ
دشمنانِ اسیرش میدهد، وحشی خوانده میشود. شخصِ بالغی که
گلویِ کودکی را که
میتواند او را خلعِسِلاح و مجازات کند میبُرد، دیوی مَخوف
بهنظر میرسد.
مُتّهمی را که جامعه محکوم میکند، نهایتاَ برای او چیزی جز
دشمنی شکستخورده و
ناتوان نیست و درمقابلِ او، از یک کودک، در برابرِ یک آدمِ
بالغ، ضعیفتر است.
درنتیجه، این صحنههایِ اعدام که با اینهمه دَم و دستگاه،
بهفرمانِ جامعه
ترتیب داده میشود، از دیدگاهِ حقیقت و عدالت، چیزی نیست مگر
آدمکُشیهایی کثیف و
جنایاتی رسمی که نه از افراد، بلکه از تمامِ آحادِ ملّتها،
باظاهری قانونی،
سرمیزنند.
از قساوتآمیز و اِفراطی بودنِ این قوانین حیرت نکنید: اینها
ثمرۀ
کارِ تعدادی خودکامهاند؛ اینها زنجیرهایی هستند که با آن،
نوعِ بشر را بهبند
میکشند؛ سلاحهایی که بهمددشان، به انقیادش میکشند. این
قوانین با خون نوشته شده
است. «اعدامِ شهروندِ روم مُجاز نیست!» این بود قانونی که مردم
وضع کرده بودند. ولی
سیلا غلبه کرد و گفت: «همۀ آنان که علیهِ من سلاح بهدست
گرفتند، سزاوارِ مرگاند.»
اُکتاو و شُرکایِ جنایاتش این قانون را تأیید کردند.
تحتِ حکومتِ تیبر، ستایش
از بُروتوس جنایتی سزاوارِ مرگ تلقّی میشد. کالیگولا کسانی را
که در هَتکِ حُرمت،
تاحدِّ عُریان شدن درمُقابلِ تصویرِ امپراتور پیش رفته
بودند، به مرگ محکوم کرد.
پس ازآنکه استبداد جُرمِ «سوءِقصد به سُلطان» را ابداع کرد،
که ممکن بود عملی
ساده و یا قهرمانانه باشد، دیگر چه کسی جُرات میکرد فکر کند
که این جُرم میتواند
مُجازاتی مُلایمتر از مرگ داشته باشد، بدونِ آنکه خود
درمَعرَضِ اتّهامِ
سوءِقصد به سُلطان قرار گیرد؟!
هنگامیکه فناتیسم که زاییدۀ وحدتِ شومِ جهل و
استبداد است، بهنوبۀ خود، جُرمِ «سوءِقصد به سلطنتِ الهی» را
ابداع کرد و در
هذیانگوییهایِ خود، نقشۀ انتقامِ ذاتِ خدا را طرحریزی کرد،
آیا نمیبایست به او
نیز خون تقدیم کند و او را دستِکم همسطحِ جانورانی قرار دهد
که خود را سایهاش
میدانستند؟
هوادارانِ این رَویّه کُهنه و وحشیانه میگویند، مُجازات اعدام
لازم است و بدونِ آن، مانعِ کاملاَ موثّری درمُقابلِ جنایت
وجود ندارد.
چه کسی
این را به شما گفته است؟ آیا تمامِ عواملی را که ازطریقِ
آنها قانونِ جَزا
میتواند رویِ حساسیّتهایِ انسان اثر بگذارد، بهحساب
آوردهاید؟ دریغ! انسان، قبل
از مرگ، توانِ تحمّلِ چه دردهایِ جسمی و روحی را که ندارد! میل
به زندگی درمُقابلِ
غُرور، که قویترین تمایلی است که مهارِ قلبِ انسان را در دست
دارد، تسلیم میشود.
برای انسانِ اجتماعی، مخوفترین مُجازاتها همانا هَتکِ حیثیّت
و شهادتِ کوبندۀ
انزجارِ عمومی است.
وقتی قانونگزار میتواند ازطریقِ اینهمه نُقاطِ حسّاس و
بااینهمه روشهایِ گوناگون، شهروند را تنبیه کند، چگونه
میتواند گمان کند که
چارهای جُز مجازاتِ اعدام ندارد؟
مُجازات، نه بهمنظورِ آزارِ دادنِ محکوم،
بلکه برای پیشگیری از جُرم، بهدلیلِ بیم از مجازات، وضع
میشود. قانونگزاری که
اعدام و سایرِ مُجازاتهایِ بیرحمانه را بر وسایلِ مُلایمتری
که دراختیار دارد
ترجیح میدهد، حُسنِ سُلوکِ عمومی را زیرِپا میگذارد و از
حساسیّتِ اخلاقیِ مردمی
که برآنان حکومت میکند، میکاهد؛ بهسانِ آن آموزگارِ ناشی
که با استفادۀ مُکرّر
از تنبیههایِ سخت و خشن، ذهنِ شاگردِ خود را کور و مُشوش
میکند. سرانجام، این
قانونگزار با وارد کردنِ فشارِ زیادی بر اهرمهایِ حکومت،
آنها را فرسوده و ضعیف
میکند. قانونگزاری که چنین مجازاتی وضع میکند، این اصلِ
حیاتبخش را نادیده
میگیرد که مؤثّرترین وسیله برای از بین بُِردنِ جنایت، تطبیقِ
مجازات با طبیعتِ
تمایلاتِ مُتفاوتی است که آن جنایت را بهوجود میآوَرَد؛
بهعبارتِ دیگر، آنها را