مقالات سیاسی

صفحه 46                                                        صفحه اول صفحه قبل

بحران غذایی:

 فرمان کشتار تدریجی میلیونها توده فقیر و گرسنه توسط سرمایه داری

 در جهانی زندگی میکنیم که تحت سلطه سرمایه داری حاکم، میلیونها نفر از آسیب پذیرترین طبقه و اقشار جهان سوم با گرسنگی دهشت باری رویاروی گشته اند، که در قالب قیمتهای سرسام آور مواد غذایی و عدم دسترسی به ضروری ترین مایحتاج زیستی؛ انسانیت را با بزرگترین بحران قرن 21 به زیر ضرب شلاق مرگ کشانیده است.

زندگی در سیستم سرمایه داری جهانی یعنی تولید مایحتاج ضروری- مثل غذا- تنها بوسیله یک هدف و فقط برای هدف فورمت میشود و ضرورت پیدا میکند و آن در خدمت ایجاد نهایت سودآوری باشد. یعنی تعداد انگشت شماری از سرمایه داران و کشورهای امپریالیستی و در راس آن آمریکا بر بقیه کره خاکی حاکمیت کنند. این سیستم و این حاکمیت است که بر بقیه کره خاکی دیکته میکند که چه چیزی کاشته شود،  به چه مقدار و میزانی تولید شود، کجا حمل و صادر شده، به چه قیمتی به فروش  و به چه مصرفی برسد. تمامی این پروسه بر پایه سیاستها و معاهدات و پروتکل هایی برنامه ریزی میشود که نهایت سودآوری را برای همان تعداد معدود سرمایه دارتضمین و متحقق کند.

 سال 2008 سال بحران غذایی جهانی است و چهره جدیدی از گرسنگی را به تصویر میکشاند که کشتار تدریجی میلیونها انسان کارگر و زحمتکش را با ربودن آخرین تکه های نان از سفره هایشان، در دستور کار دارد.

 از سال 1970 به بعد تولید مواد غذایی بشدت و بطور گسترده ای جهانی و متمرکز شده است . تعداد معدودی از کشورها، آژانسها و شرکتهای سرمایه، تجارت جهانی محصولات غذایی و امر کنترل کشاورزی را در اختیار دارند. برای مثال:

- 80% از گندم صادراتی دنیا از 6 کشور صادر کننده می آید( آمریکا با بالاترین درصد، کانادا، استرالیا، روسیه، قزاقستان و آرژانتین) و 85% برنج هم همینطور ( تایلند، هند، ویتنام، مصر، ایتالیا و اوروگوئه).

 -سه کشور صادرات 70% ذرت را بعهده دارند که 60% آن را آمریکا صادر میکند، آرژانتین و چین در رتبه های بعدی قرار دارند.

 با این حساب کشورهای فقیر، آنهایی که مواد غذایی را باید وارد کنند که زنده بمانند به امید ودر سایه رحمت! و تمایلات اقتصادی و سیاستهای این چند کشور و شرکتهای تجارتی تابع آنان، روزگار را سپری کنند.

زمانیکه سیستم جهانی تجارت غذایی امر تحویل غذا را متوقف میکند این تهیدستان هستند که باید تاوانش را بپردازند و چندین سال است که فعالیتهای بازار تجارت جهانی مواد ضروری غذایی در جهت یک شرایط بحرانزا در جریان بوده است. کشورهای غنی و آژانسهای متبوع آنان بطور سیستماتیک شرایط و توان مرتفع کردن نیاز غذایی مردم کشورهای جهان سوم را مشکلتر کرده و وسیله به تحلیل رفتن این ظرفیتها را هر چه بیشتر فراهم کرده اند. هائیتی یک مثال زنده و اسف انگیز سیاستهایی این چنین است:

 برنج قرنهاست که در هائیتی کاشته میشود و تا بیست سال پیش کشاورزان هائیتی هر ساله 170 هزار تن برنج تولید میکردند که 95% نیاز مصرف محلی را تامین میکرد. برنجکاران بدون برخورداری از هیچ سوبسیدی دولتی همچون هر کشور تولید کننده برنج، دسترسیشان به بازارهای محلی توسط تعرفه های وارداتی محافظت میشد.

 در سال 1995 یکی از شرایط مقرر داشتن و برخورداری از امکان اخذ یک وام عاجل، صندوق بین المللی پول از دولت هائیتی خواست یا به تعرفه های وارداتی پایان دهد و یا از 35% نرخ تعرفه به 3% آنرا تنزل دهد – که این پایین ترین درصد تعرفه در کشورهای دریای کارائیب است – پیامد پذیرش این شرط، هجوم ورود بیسابقه برنج آمریکایی به بازارهای هائیتی که به قیمتی نصف قیمت برنج محلی فروخته میشد، بود. نتیجتا هزاران برنجکار هم زمینهایشان را از دست دادند و هم امرار معاششان را، و قدرت خرید توده های فقیر و بدون درآمد پایین تر و پایین تر آمد و همان برنج ارزان آمریکایی هم  از دسترسشان بیرون رفت. ¾ برنج مصرف شده در هائیتی از آمریکا وارد میشود. وارد کننده های برنج توسط دولت آمریکا شدیدا سوبسیدایز شده اند. در سال 2003 تولید کنندگان برنج مبلغ 1.7 بیلیون دلار از دولت آمریکا سوبسیدی دریافت کردند که 232$ بطور متوسط بابت هر هکتار شالی محسوب میشود. این پول به جیب چند نفر انگشت شمار از زمینداران بسیار بزرگ و شرکتهای بازرگانی-کشاورزی رفت.

 در حال حاضر مردم فقیر هائیتی با قدرت خرید بسیار پایین به حداقل مواد غذایی دسترسی ندارند و در وضعیت فاجعه باری قرار گرفته اند. بیشتر مردم به کمتر از 22% کالری که حداقل نیاز برای سلامتی است، دسترسی دارند. توده های فقیر و گرسنه درد شدید گرسنگی را با خوردن " بیسکویت گِلی" که ترکیبی از خاک و آب و مقدار کمی روغن و نمک است، تسکین میدهند. همزمان با این برای مثال، دولت محافظه کار کانادا 225$ در مقابل هر خوکی که کشته شود به پرورش دهندگان خوک میپردازد. این قسمتی از یک برنامه اقتصادی است  که زاد و ولد خوک را در جهت بالا بردن قیمت خوک در بازار و پایین آوردن قیمت علوفه و نیاز به آنرا، کنترل کرده و کاهش میدهد. بخش بسیار کمی از این خوکهای کشته شده ممکن است به بانک غذا برای مصرف محلی داده شود و بخشی از آن به غذای سگ و گربه تبدیل میشود و هیچ بخشی از آن نه به هائیتی میرود و نه نصیب هیچ گرسنه دیگری میشود. این چهره بیرحم سرمایه داری است،  در یک گوشه جهان غذا را از بین میبرند که قیمتها بالا رود و بقیه جهان گِل و خاک میخورند بخاطر اینکه قیمتها بالاست. 

  در هائیتی در 3 آوریل تظاهرات کنندگان جاده ها را مسدود کردند و کامیونهای حامل برنج را متوقف و آنرا بین گرسنه گان تقسیم و توزیع کردند، و هزاران نفر بسوی قصر ریاست جمهوری با شعار " ما گرسنه ایم"  مارش رفتند. یکی از تظاهرات کننده ها گفت: " ما در مقابل پلیس و ارتش یو.ان و گلوله های آنان ابایی نداریم چرا که اگر گلوله های آنان ما را نکشد، از گرسنگی خواهیم مرد".

 سخنگویان سرمایه سعی کرده اند عوامل ایجاد این بحران را تغییرات اقلیمی بویژه خشک سالیهای پیاپی و سیاستهای غلط دولتهای آن کشورها و بالا رفتن قیمت نفت خام اعلام کنند.

 اگر چه رخداد خشک سالی و بلایای طبیعی در وخیمتر کردن این بحران بی تاثیر نبوده اند ولی عوامل اصلیتر با تعیین کننده گی  بیشتر در ایجاد بحران غذایی در کنار ماهیت بحران زای سرمایه داری از نوع دیگری هستند.

 روی آوری به سوخت "سبز"

 یکی از المنتهای اصلی رشد این بحران، روی آوری رهبران دنیای سرمایه – آمریکا، کانادا و اروپا- به سوخت جایگزین یا سوخت سبز و یا به بیان متداول آن بایوفیول است.

بایو فیول جهانی که به سوبسیدهای سنگین و برنامه ها، مقررات و سیاستهای حمایتی از جانب این دولتها و آژانسها و شرکتهای متبوعشان متکی است، کشاورزان دنیا را ترغیب کرده که از تولید مواد غذایی دست کشیده و به تولید سوخت بپردازند. بزرگترین مشوق بایو فیول آمریکا است که حتی نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری آن – دموکراتها – بخشی از کمپین های انتخاباتی شان را به وعده های کمک و مساعدت تولید اتانول، اختصاص داده اند. دولت محافظه کار کانادا هم میلیونها دلار نثار بازار بایو فیول کرده است و نقش لابی شرکتهایی که بدنبال اجاره مزارع برای تولید اتانول هستند، را بازی میکند.

 کشورهای در حال رشد هم برنامه های بیو فیول را ترغیب میکنند. در فیلیپین جایی که مردم علیه قیمتهای بسیار یالای برنج تظاهرات میکنند، دولت اخیرا یک قانون بایو فیول را تصویب کرده تا تولید آنرا یک حکم قانونی و همینطور آنرا مشمول سوبسیدی کند.

 اعلان هشدار در مورد برنامه های تولید اتانول مدتهاست که حتی توسط کارشناسان خود سرمایه مطرح گشته است. بر پایه این هشدارها برنامه های تولید اتانول که با وعده کاهش خطرات " گلوبال وارمینگ" توسط سرمایه جهانی تبلیغ میشود، تاثیرات مخربش را بر تولید مواد مورد نیاز غذایی و قیمت آن گذاشته و میرود که میلیونها انسان را در جهان قربانی کند. اکنون که این اثرات به مادیت تبدیل شده و برخی از سیاستهای تازه ای در حال شکل گیری است که تاثیرات مخرب آنرا تصاعدی میکند.

 جی8 بعنوان مکان عقد موافقت نامه ها، پیمانها، و تعهدات مشترک رهبران سرمایه جهانی، منزل اخذ این سیاستها ،تدوین و تصویب آن است.

رئیس بانک جهانی – رابرت زولیک – در اوایل آوریل پیشنهاد یک موافقت نامه جدید را برای سیاستهای غذایی کرد. و گفت طبق گزارش تخمینی بانک جهانی، 33 کشور با خطر بالقوه آشفتگی اجتماعی ( بخوان: انقلاب اجتماعی) روبرو هستند و این بخاطر جهش سرسام آور و رو به افزون قیمت ماد غذایی و مواد سوختی است.

 یو.ان که خود قبلا از مشوقین بایو فیول بود هم اکنون در مورد آن اعلام هشدار میدهد. 

 تمایل جهانی برای یک سوخت " سبز" و ارگانیک که باک ماشینها را پر کند، وضعیت جهانی بحران غذایی را تشدید کرده و میلیونها نفر را با تهدید گرسنگی کشنده تنها گذاشته است. این توده ها سوالی که دارند این است که چرا اساسا بعمل آوردن مواد غذایی به منظور هدف پر کردن تانک اتومبیلها باشد، نه سیر کردن شکمهای گرسنه زحمتکشان؟

متخصصین و کارشناسان بارها هشدار داده اند که روی آوری به این به اصطلاح آلتر ناتیو اشتباه و فاجعه آور است  که تبدیل مساحت زیادی از زمین برای کشت به منظور تولید بایو فیول، تولید مواد غذایی برای مصرف مردم را کاهش میدهد، درست زمانیکه دنیا به افزایش آن نیازمبرم دارد. 

سال گذشته آمریکا ¼ محصولات ذرت خود را به اتانول تبدیل کرد که سوخت خود رو های آمریکایی را فراهم کند و این در حالی است که آمریکا بیش از 60% از صادرات ذرت را در جهان بعهده دارد.  بدلیل سود زیادی که در ارتباط با تقاضای رو به افزون ذرت وجود دارد، بسیاری از کشاورزان به کشت ذرت به بهای کنار گذاردن کشت محصولات دیگر جذب گشته اند و در زمینهایی که قبلا برای کشت گندم، برنج و سویا و .... در نظر گرفته شده بود،مشغول بعمل آوردن سوخت ماشینها هستند.

 به اظهار بانک جهانی: " غلاتی که صرف میشود که باک یک اس.یو.وی را پر کند قادر است شکم یک نفر را بمدت یکسال سیر کند".

  سوبسیدایز کردن اتانول و بایو دیزل از طرف دولتها، ناگزیر محصولاتی چون ذرت را از لیست غذایی خارج کرده است و به تانک اتومبیلها میریزد و سرمایه گذاریهای جدید کشاورزی را در تمام دنیا به سمت کشت نخل، دانه های روغنی و ... برده است و این مستقیما قیمت سوخت مورد نیاز کشاورزی را افزایش داده و غیر مستقیم قیمت غلات دیگررا با تشویق و ترغیب کشاورزان یه روی آوری به تولید سوخت "سبز"، بالا برده است.

 در حال حاضر سیاستهای رسمی آمریکا و دیگر هم پیمانانش این است که غذا تبدیل به سوخت شود. اتومبیلهای آمریکایی به اندازه ای ذرت می سوزانند که میتوانند تمام نیازهای وارداتی 82 کشور فقیر را تامین کنند.

 اتانول و بایو دیزل از عهده وعده های سبزی که قرار بود ظاهرا آلودگی هوا را کاهش دهد، بر نیامده اند و قادر نبوده اند که آلترناتیو واقعی ای برای "گلوبال وارمینگ" باشند و اساسا پتانسیل عملی شدن آنرا هم ندارند. حتی بخشی از خود سرمایه داری این تز را غیرقابل دفاع میدانند. اتانول ذرت فقط قادر است که مقدار بسیار کمی از گازهای " گرین هاوس" – گازهای گلخانه ای- را کاهش دهد. در مقایسه با پترول، اتانول انرژیی را که مصرف میکند، بسیار بیشتر از انرژیی است که از آن میشود استخراج کرد، و انرژی اش از گازولین و پترول خیلی کمتر است. با اینهمه سرمایه داری به آن دو دستی چسبیده است، اگرچه به قیمت دستبرد به ابتدایی ترین نیاز توده های میلیونی جهان باشد.

 تغییرات اقلیمی

 تغییرات آب و هوایی و مصائب طبیعی تاثیراتی بر تشدید روند رو به افزایش بحران غذایی گذاشته است که در مقایسه با سوخت جایگزین خیلی اندک است.

به گفته کارشناسان یو.ان تولید مواد غذایی در بخشهایی از دنیا، بدلایل طبیعی در طی 12 سال آینده به 50% تنزل خواهد داشت و هم اکنون تاثیرش را در استرالیا، بنگلادش، هند و.... میشود مشاهده کرد.

 استرالیا که  دومین صادر کننده بزرگ غلات در دنیا است، خشک سالیهای وحشیانه ای را در سالهای مختلف از سر گذرانده که محصول گندم آن را 60% پایین آورده و تولید برنچ را کاملا محو کرده است.

 در بنگلادش در ماه نوامبر گذشته یکی از قوی ترین گرد بادهای دهه اخیر، یک میلیون تن برنج را نابود کرد و محصولات گندم را بشدت خراب و این کشور را حتی بیشتر از همیشه متکی و محتاج به واردات کرد.

 طبق گزارشی از یو.ان، مساحتی از خاکهای حاصلخیز در دنیا، به اندازه مساحت اوکرایین، هر ساله از بین میرود و این خود بدلیل قطع درختان جنگل، نوسانهای اقلیمی و " گلوبال وارمینگ" است.

 قیمت نفت

 قیمت بالای نفت خام و فرآورده های آن، به هزینه تولید مواد غذایی و به طبع آن قیمتهای بازار افزوده است.

کود و ضد آفات از مواد پترولیوم و گاز طبیعی تهیه میشوند و گاز بایو دیزل در کاشت، برداشت، حمل و نقل و واردات و صادرات استفاده میشود.

 تخمینا 80% هزینه بعمل آوردن ذرت، کاشت و برداشت آن از هزینه نفت خام است و به این معنا افزایش قیمت نفت خام رابطه مستقیمی با بالا رفتن مواد غذایی ارائه شده در بازار دارد.

 آتش بس به " انقلاب سبز" 

 در دهه های 1960-1970 آمریکا بدنبال تلاشی که در مقابله با نارضایتی دهقانان در جنوب و جنوب شرقی هند انجام داد، امکانات مالی و حمایت تکنیکی ای را صرف تحولات و پیشرفتهای کشاورزی در هند و دیگر کشورها، بنام" انقلاب سبز" کرد.

این به اصطلاح" انقلاب سبز"، با بذرهای اصلاح شده از نظر ژنیتیکی (مهندسی ژنتیکی )، کود، مواد ضد آفات و تکنیکهای جدید و مدرن کشاورزی، به افزایش قابل توجهی در تولید مواد غذایی انجامید، بخصوص در تولید برنج. در حال حاضر این برنامه ها از دستور کار آمریکا خارج گشته است چرا که این بازار است که تعیین میکند که چگونه باید به این معضل برخورد شود.

 مجله " اکونومیست" گزارش میدهد که اختصاص دادن بودجه ای جهت کشاورزی از کل بودجه دولتی در کشورهای در حال رشد از سال 1980 تا سال 2004 به نصف آن تنزل پیدا کرده، سوبسیدیها متوقف شده و رشد تولید از حرکت باز داشته شده است.

 افزایش لجام گسیخته قیمتها

 سازمان غذا و کشاورزی یو. ان اعلام میکند که از مارس 2007 تا مارس 2008 قیمتهای غلات 88%، مواد چربی و روغنی 106%، و فرآورده های شیری 48% افزایش یافته اند.

فهرست قیمت غذای  سازمان غذا و کشاورزی بطور جامع 57% طی یک سال گذشته افزایش پیدا کردو بیشتر این افزایش طی چند ماه اول امسال رخ داده است.  بیشترین نوع رایج برنج تایلندی که 5 سال پیش هر تن به بهای 198$ فروخته میشد در سال گذشته به قیمت 323$ و در 24 آوریل امسال این قیمت به تنی 1000$ رسید.

 بانک جهانی میگوید که در طی سه سال گذشته تا فوریه 2008 قیمت گندم جهانی 181%، و بطور کلی قیمت غذایی جهان 83% بالا رفته است. به اعتقاد بانک جهانی انتظار میرود که بیشتر قیمتها دستکم تا سال 2015 همچنان سیر صعودی داشته باشد.

 این افزایش قیمتها برای 2.6 بیلیون مردم دنیا که با درآمدی کمتر از 2$ در روز زندگی میکنند و 60% تا 80% درآمدشان خرج تهیه غذا میشود ، فاجعه بار است. صدها میلیون نفر در دنیا از عهده غذای کافی بر نمی آیند.

 بانک جهانی پیش بینی میکند که نیاز جهانی برای غذا تا سال 2030 به دو برابر خواهد رسید و این بخشا بخاطر این است که جمعیت دنیا انتظار میرود تا سال 2050 از مرز 3 بیلیون نفر بگذرد.

 از 36 کشوری که در حال حاضر با بحران غذایی روبرو هستند، 21 کشور آن در آفریقا واقع شده است. لسوتو و سوایزیلند با خشک سالی هم روبرو بوده اند. سیرالئون بخاطر قیمت بالای غذا و درآمد بسیار پایین دسترسی اش به غذا تقریبا صفر است.

گانا، کنیا و چاد در میان کشور های دیگر از بی امنی عظیم غذایی رنج میبرند.

 در هند سال گذشته؛ بیش از 25000 کشاورز زیر فشار شاق زندگی و یاس و نومیدی از بهبودی وضعیت مصیبت بارشان و عدم توان پرداخت وامهای ثقیل کشاورزی، دست به خودکشی زدند.

طی ده سال گذشته 150000 کشاورز به همین دلایل به زندگی پر رنجشان خاتمه داده اند.

 قیام گرسنگان 

 در کنار حرکتهای مردم گرسنه هائیتی اعتراضات مشابهی توسط توده های بجان رسیده در اقصاء نقاط دنیا صورت گرفت.

 - در بنگلادش بیشتر از 20000 کارگر کارخانه های نساجی در فاتولا برای کاهش قیمتها و افزایش حقوق اعتصاب کردند. آنان در مقابل نیروهای سرکوب پلیس که با گلوله و گاز اشک آور به صفوف آنان حمله ور بودند، با آجر و سنگ از خود دفاع کردند.

  - در مصر دولت مبارک هزارها نیروی انتظامی را به کارخانه نساجی مهالان در دلتای نیل گسیل کرد که اعتصاب عمومی کارگران را که خواهان افزایش حقوق به تناسب نرخ تورم و کاهش قیمتها بودند، سرکوب کنند، که چندین کشته و صدها مجروح  داشته و هزاران فعال کارگری به زندان افکنده شدند.

  - در آبیجان پلیس علیه زنانی که خیابانها را مسدود کرده بودند گاز اشک آور بکار برد. هزازان نفر بطرف خانه رئیس جمهوری مارش رفتند و شعارهای " ما گرسنه ایم "، " زندگی برای زیستن بسیار گران است "  یا  " شما ما را دارید به کشتن میدهید " را سر دادند.  

 

 - در پاکستان و تایلند سربازان مسلح بصف شدند که از مصادره مواد غذایی از مزارع و انبارها توسط مردم گرسنه و فقیر ممانعت کنند.

 - در بورکینو فاسو دو روز اعتصاب عمومی توسط اتحادیه ها و کارگران مغازه ها با در خواست " کاهش نرخ قیمت برنج" و دیگر مواد ضروری غذایی انجام گرفت.

  - حرکتها و تظاهرات مشابهی در کامبوج، کامرون، اتیوپی، هندوراس، اندونزی؛ ماداگاسکار، موریتانی؛ نیجر، فیلیپین، سنگال، ازبکستان، زامبیا و...رخ داده است.

  * * * * * * * *

مواد غذایی کالا نیستند. بلکه ضرورت حتمی برای حیات انسانی است، و این یک حداقلی است که هر انسانی از هر قدرت حاکمه و هر سیستم اجتماعی ای انتظار دارد که برایش فراهم کند.

 هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا گفت: " بحران غذایی بزرگترین تجسم تاریخی شکست سیستم سرمایه داریست".

 اما او تعبیر واقعی آنرا یادش میرود که بگوید، و آن این است که این بحران واقعیت کارکرد و موفقیت سرمایه در سودآوریش – به هر قیمتی – است و اگر نیاز باشد آخرین لقمه را از دهان کودک گرسنه آفریقایی برباید، با بیشرمی عملی اش میکند و این عین فونکسیون واقعی اش است. این بحران وجود دارد چرا که سرمایه داری رسالتش را با موفقیت به انجام میرساند. اگرچه با مبارزات این ستمدیدگان عملی کردن آن هرگز به آسانی صورت نگرفته و برای همین است که تمامی سیاستهای سودآوریش  را با نسخه های انساندوستی نوع خودش کادو پیچ میکند.

 این را این گرسنگان به خیابانها سرریز شده، واضح و روشن ترسیم کرده اند، که طبیعت دوستی و انقلاب سبز و اختصاص وام کشاورزی و... با پیامبران کراواتی و ادوکلن زده یو.ان ، بانک جهانی و صندوق جهانی پول و ... براستی به نفع کدام طبقه است!

 سرمایه داری سیستمی برای تولید سود است، نه تولید نیازهای بشریت.

 فعلا که استراتژیست های دنیای سرمایه مشغول شده اند که پیامدهای خطرناک این بحران را در ارتباط با ادامه بقای سرمایه و دولتهای حافظ آن در مناطق بحرانزده، تجسم بکنند و توده های گرسنه بجان آمده و خشمگین را ببینند که به  قصد انتقام و جان این فرشتگان مرگ به خیابانها آمده اند، در تکاپوی راه گریزی افتاده اند. سرمایه جهانی میداند اگر نجنبد آن کابوس تاریخی دوباره تکرار خواهد شد..............

 دو تا از بزرگترین رخدادهای تاریخ بشریت – انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه – جرقه اش را بحران غذایی و کارگران گرسنه زده است، و این خاطره برای سرمایه داری همچون یک کابوس است که انتظار وقوع مجددش را در هر کجای این کره خاکی گرسنه قابل تصور میبیند.

 اگرچه این المنتهای ذکر شده کم یا بیش در احتراق شعله بحران و زبانه کشیدنش تعیین کننده و تاثیر گذار بوده اند ولی این ماهیت این نظام مزدی و ضد بشری است با وظیفه تولید سود بیشتر به هر بهایی  که از حیات این زحمتکشان آتش سودآوریش را گداخته کرده است.

 به مثابه یک اقدام عاجل، کارگران و توده های زحمتکش باید شروع به بسیج کردن خود بکنند و برای یک حرکت توده ای با خواسته های افزایش قیمت و کاهش قیمتهای محصولات عذایی و تعلیق هر گونه محدودیت تجاری بر واردات مواد غذایی، خود را سازماندهی  کنند. اگر چه تمامی اینها فقط یک تسکین موقت برای اوضاع فلاکت بارشان است، ولی فقط قدرت خود توده ها قادر است که تقدیر فاجعه بارشان را برای همیشه بهبود و تغییر دهد.

 تا زمانیکه سیستم غیر انسانی سرمایه داری با انقلاب کارگری به زباله دان تاریخ سپرده نشود و سوسیالیسم برقرار نگردد،کارگران و زحمتکشان در تهدید گرسنگی مرگ آور بسر میبرند و تا هنوزعده معدودی روی ثروتهای خلق شده توسط همین گرسنگان خوابیده اند، گرسنگان فقیر ناچارند که هنوز " بیسکویت گلی" بخورند.

 

نوشین شفاهی