وضعیت
جنبش کارگری در آستانه اول ماه
مه ، مطالبات و شعارها
فعالین جنبش کارگری و کمونیستی
درهروضعیتی که قرارداشته باشند،
آستانه اول ماه مه را به تجزیه
وتحلیل مبارزات یک سال گذشته وبه
جمعبندی از نقاط قوت وضعف خود
اختصاص میدهند. مطالبات وخواست
های خود را بررسی وهماهنگ میکنند.
اشکال مختلف مبارزه درگذشته ، حال
وآینده را مورد ارزیابی قرار
میدهند. برنامه وتاکتیکهای جدید
خود را انتخاب میکنند. درعین حال
اول ماه مه روزجهانی کارگراست بنا
براین است که تمام تلاشهای نظری
وعملی جنبش کارگری دریک همبستگی
جهانی علیه نظام سرمایه داری
متجلی میشود وبه همین منظور
معمولا هرسال دراستانه اول ماه
مه اتاق سازمان مباحثی را به
جنبش کارگری اختصاص میدهد . تا
دریک گفتگوی مشترک با فعالین جنبش
کارگری به سهم خود درجمعبندی
مبارزات یک سال گذشته کارگران
ودر تدوین خواست ها ومطالبات
و.تاکتیها وپیگری آنها درمبارزات
پیش روی مشارکت کند. امید وارم
این مباحث کمکی باشد درنگرشی واقع
بینانه تر به مبارزات طبقه کارگر
درایران وجهان و همینطور در
اتخاذ تاکتیکها وروشهای انقلابی و
کارآمد در مبارزه ،همه ما را یاری
رساند.
روشن است که دراین جلسه ودراین
فرصت نمیشود مسائل جنبش کارگری را
بطور همه جانبه بررسی کردونظرات
جامعی درباره موضوعات مطروحه
ارائه داد. بنا براین با توجه به
فرصتی که بمن داده شده است سعی
میکنم ابتدا هرچند مختصر به وضعیت
عمومی جنبش کارگری ایران درشرایط
کنونی بپردازم وسپس اگر وقتی
باقی بود به مطالبات عمده و
شعارهای اول ماه مه امسال هم
اشاره ای بکنم.
پیرامون وضعیت عمومی فعلی کارگران
ایران وجنبش کارگری زیاد گفته
ونوشته شده است .با وجود اختلاف
نظرات دربین فعالین جنبش کارگری،
اما تقریبا همه متفق القولند که
همزمان با تعرض نظام سرمایه داری
به دست آورد ها وحقوق کارگران
درسراسر جهان ، کارگران ایران نیز
درکنارتحمل همه مصاعب و محدودیت
ها و ستم و استثمارنظام حاکم
برایران ، بیش از یک دهه است که
تبعات پیاده کردن سیاست های
نئولیبرالی را باگوشت وپوست خود
تجربه میکنند و از آنجائیکه این
اقدامات ضدکارگری مورد پشتیبانی
سرمایه جهانی نیز هست ، بنابراین
دست دولت وسرمایه داران ایران
ازاین بابت نیز در تعرض به
ابتدائی ترین حقوق ومعیشت کارگران
بازترشده است.
اگر طبقه کارگر دراغلب کشورهای
سرمایه داری بویژه درکشورهای
اروپا ئی در نتیجه اعمال سیاست
های نئولیبرالیستی با
بیکارسازیهای دسته جمعی ، تورم
وکاهش دستمزد های واقعی و از دست
دادن دست آوردهای چندین ده ساله
مواجه شده اند،اما حد اقل تا کنون
توانسته اند برخی از دست آوردهای
خود را هرچند بصورت تعدیل یافته
وسرودم بریده ،حفظ کنند . نظیر
برخورداری از حق بیکاری ، بیمه
های اجتماعی ، حق اولاد، مسکن و
حق تشکل و اعتصاب و غیره..
اما کارگران ایران درحالی با این
تعرض متحدانه وحشیانه نظام سرمایه
داری درجهان و ایران مواجه هستند
که از حق تشکل ، اجتماعات ،
اعتراضات و آزادی بیان محرومند .
به جز بخش اندکی از طبقه کارگر،
کارگران ایران از بیمه های
اجتماعی ، از حقوق بیکاری ، تامین
وتضمین شغلی محرومند .بین سطح
دستمزد ها با قدرت واقعی خرید
شکافی پرنشدنی وجود دارد که
درنتیجه تورم داخلی وانتقال رکود
وتورم سرمایه جهانی به اقتصاد
ایران و برداشته شدن سوبسید
کالاهای ضروری و.. این شکاف هر
ساعت وروز بیشتر و بیشتر میشود
.عدم پرداخت حقوق و دستمزدها ،
سردواندن وخسته کردن کارگران ،
همزمان فشار وتهدید برای قبول
تصمیمات ضد انسانی و ضد کارگری
کارفرماها ودولت ، زیر سرنیزه
نیروهای امنیتی ، به همراه
اخراجهای دسته جمعی به صورت وسیعی
درجریان است . قراردادهای موقت
بعد از زیر وروکردن کارخانجات
وشرکت های خصوصی و نیمه دولتی به
بخش های دولتی نیز تعمیم داده شده
است . گروه گروه کارگران رسمی
اخراج وبه جای آنها تعداد
کارگران کمتری را با قرارداد های
برده ساز به کار
میگمارند.ناهنجاریهای اجتماعی
محرومیت های وصف ناپذیر دامنه
کودکان ، زنان وجوانان ونوجوانان
طبقه کارگرومحرومین جامعه را
گرفته وآنهارا به تباهی کشانده
است.
هراعتصاب و اقدامات کارگری منفک ،
یا با سرکوب مواجه میشود ویا با
فریب ونیرنگ آن را ازمسیر اصلی
خود منحرف میکنند و هیچ گونه
اجازه ای به امکان اعتصابات
سراسری و همبسته نمیدهند. فعالین
وپیشروان کارگری را شناسائی و به
زندان میاندازند و به اعتراضات
بین المللی وقعی نمینهد.
با این همه محرومیت ها و بگیر و
ببند ها طبقه کارگر ایران راهی
نداشته وندارد جز اینکه برغم
پراکندگی و نبود تشکل و تحزب وبا
وجود محروم بودن از ابتدائی ترین
حقوق انسانی خود ، به مبارزه
برخیزد .دراین مبارزه، طبقه کارگر
ایران تا آنجا که میتوانست
چهارچوب های قانونی ارتجاع را
شکسته و دست به اعتصاب ، اعتراض و
تظاهرات زده است . بی اغراق تحرک
کارگران ایران درسالهای اخیر
بویژه در سال گذشته درسطح جهان
بی نظیر بوده است.صد ها اعتصاب ،
تحصن ، تظاهرات ، بستن جاده ها ،
تعطیل کارخانه ها بوقوع پیوسته
است. فقط به اخبار کارگری دوسه
روز اخیر نگاه کنید تا وسعت
تحرکات کارگری و خواست ها
ومطالبات شان را در سراسر ایران
ملاحظه کنید.
بدون اینکه به تاثیر همه جانبه
این اعتصابات وتحرکات کارگری
درمهارزدن به تعرضات رژیم وسرمایه
داران کم بها دهیم، و یااین
اعتصابات را بمثابه بزرگترین مکتب
آموزش طبقه کارگر حتی تارده های
پائین آن درمواجهه با نظام سرمایه
داری انکار کنیم. اما این
واقعیت را نمیشود انکار کرد که
این مبارزات هنوز از انفراد
وپراکندگی خود بدر نیامده است.
اتحاد عمل پایدار حتی رشته هائی
از صنایع و مراکز کارگری که با
بحران های مشابه وخواست های
مشابه مواجه هستند، تحقق نیافته
است .
بی تردید این مبارزات بدون رهبری
پیش برده نمیشود که این رهبری ها
عموما از طریق مجامع عمومی
خودکارگران انتخاب میشوند . معهذا
رژیم تلاش کرده با دستگیری و
تهدید و تطمیع رهبران کارگری ویا
بادستگیر وزندانی کردن آنها امکان
سازماندهی و بوجود آوردن همبستگی
و اتحاد درعمل کارگران را مانع
شود.ویا با فریبکاری نمایندگان
خود گماشته شوراهای اسلامی کار
را به جلو صحنه رانده است تا
اینها بتوانند با دفاع ظاهری از
کارگران وبا وعده ووعید های
توخالی دربین آنها اختلاف
بیاندازند ، از همبستگی و اتحاد
کارگران واحد های مختلف جلوگیری
بکنند و مبارزات آنها را منحرف و
زیر سیطره خود درآورند.
درچنین شرایطی بموازات رهبران
واقعی رهبرانی که در صورت آگاهی
به منافع طبقاتی خود و آگاهی به
روند های سیاسی اجتماعی و پایداری
دردفاع از کارگران نوش دارویند
درغیر اینصورت زهر حلاحل، رهبران
خود خوانده و دلسوزان طبقه کارگر
هم از میان طبقات مختلف ونیز
ازمیان خود کارگران بسیارند که
بیاد طبقه کارگر میافتند با
تئوریهای ضد ونقیض برای طبقه
کارگر نسخه میپیچند ، میخواهند
خارج از محیط کار و مبارزه
کارگران با دولت وسرمایه داران،
برای کارگران تشکل ایجاد بکنند ،
تومار امضا جمع میکنند. تا اگر
بورژوازی تاب تحمل اعتصابات
کارگری را ندارد . به درخواست
امضا کنندگان عطف توجه کرده و
بگذارند بصورت مسالمت آمیز به
ایجاد تشکل های مورد نظرخویش به
پردازند.اگر چه میان کارگران
نبوده اندو حتی یک اعتصاب را هم
تجربه نکرده اند، اما توسط
اتحادیه های زرد کارگری به
رهبران شناخته شده جنبش کارگری آن
هم نه درایران بلکه درسراسرجهان
تبدیل شوند. اینها هم البته
ازبدایع روزگارما است وطبقه کارگر
ناگزیر است با همه این پدیده ها
به مبارزه برخیزد.
علاوه براینها جناح های مختلف
بورژوازی نیز بیکار ننشسته
اند.ازاصلاح طلبان محو ولایت
فقیه گرفته تا روشنفکران لیبرال
طبقه متوسط ،استادان دانشگاه ها
و نویسندگان وروزنامه نگارانی که
خود بیشتر از همه خواهان ثبات
سرمایه وپیاده شدن بی دردسر
نئولیبرالیسم وقوانین سرمایه
جهانی درایران هستند .سعی میکنند
از این نمد کلاهی برای خود
ببافند.
تهاجم به طبقه کارگرایران وتحرک
متقابل کارگران بقدری شدید
وگسترده است که سازمانهای سیاسی
طرفدارطبقه کارگرهم به گردپایش
نمی رسند .حتی ظرفیت انعکاس
مبارزات کارگران و کنش وواکنش
سیاسی درقبال آن را در خود
نمییابند.حرکت ها بقدری سریع وسیع
وزیاد هستند که گاه در انعکاس
اخبار آن هم دچار مشکل میشوند.
باید دوید دنبال طبقه کارگر! هنوز
اطلاعیه حمایتی از یک حرکت منتشر
نشده کارگران حرکت بعدی واقدام
بعدی را نجام داده اند. تا چه
رسد به نقش سازماندهی و شرکت عملی
درمبارزات آنها و مواجهه نظری با
تمام گماشتگان بورژوازی ایران
ازهر رنگ ولون آن که ازوظایف مهم
واصلی سازمانهای کمونیستی وطرفدار
طبقه کارگر است.
اگر بخواهم صحبتم را دراین بخش
دریک جمله خلاصه کرده وبه بخش
دیگر بحث امروزمان بپردازم ،
میتوانم با تاکید بگویم این
جدالی است که درصحنه سیاسی ایران
جریان دارد .اگرتحولات درعرصه
جهان ، منطقه وایران را نیک
بنگریم برخلاف ترهات خورده بورژوا
ها وبورژوالیبرالها این جدال
تعیین کننده اصلی روند های سیاسی
درایران و منطقه است.
تنها از این منظر است که میتوان
درک درستی از مظمون وراستای
مبارزات طبقه کارگر ایران بدست
آورد وتنها از منظر تحولات
ودرگیریهای طبقاتی است که میتوان
تحولات سیاسی ایران ، سرمایه
جهانی دررابطه با ایران را بررسی
و پاسخ درستی دریافت کرد.
برخلاف کسانیکه فکر میکنند
وتبلیغ وترویج میکنند که تغیررات
درکابینه های انتصابی دولت،
ونمایندگان انتصابی مجلس و کشمکش
بین اینها و یا قرارگرفتن نظامیان
درراس حکومت اسلامی، بمنظور یک
دست کردن حاکمیت درمواجهه با
بحرانهای خارجی وحتی شورشهای
داخلی است ،من این تحولات را ناشی
از جریان همین جدال عظیمی که بین
طبقه کارگر وبورزوازی ایران
درجریان پیاده کردن قرارهای
سرمایه جهانی و معقول ومنطقی
کردن نظام سرمایه داری ایران رخ
داده ومیدهد، میدانم. سرشت
اجتماعی کشمکشها وتغییرات در
روبنا را باید درنتایج همین
کشمکشهای طبقاتی جستجو کرد.
هم سرمایه جهانی درراس آن
امپریالیسم آمریکا و هم سرمایداری
ایران در راس آن دولت اسلامی با
تمام تضاد وتناقضات اش، خواهان
تغییرات درجهت هماهنگ شدن
باسرمایه جهانی در پیش برد سیاست
نئولیبرالی واستقرار یک نظام
سرمایه داری مبتنی بر بخش خصوصی
هستند. دولت قبلی که به دولت
اصلاحات معروف بود باکمک ومساعدت
نهاد های بین المللی کارگری تلاش
زیادی کردند تا این روند را بدون
مواجهه با حرکتها وشورشهای کارگری
به سرانجام مطلوب اش برسانند .
اما نتوانستندوبا اولین موج
اعتصابات کارگری وشورشهای
دانشجوئی عقب نشستند وبه ولایت
فقیه پناه بردند.
دولت احمدی نژاد سرکار آمد تا
این استراتژی را از یک طرف با
تکیه بر شعارهای پوپولیستی وازطرف
دیگر با تشدید بحران خارجی و به
مساله ملی تبدیل کردن پرونده آتمی
و خطر حمله نظامی آمریکا، به رغم
همه تناقضات ساختاری اش بمورد
اجرا بگذارد .دراین جدال حتی او
موفق شد ناسیونالیسم عظمت طلب
ایرانی را بیدار و حامی خود کند.
دولت امام زمانی که افسارش دردست
ولایت فقیه است با تشدید سرکوب
وایجاد جو رعب ووحشت تلاش کرد
قرارهای سرمایه جهانی را به نحوی
به اجرا بگذارد که هم ارکان
ساختار مافیائی قدرت وثروت ترک
برندارد وهرگروه به سهم خود از
این خوان یغما منتفع شوند وبه آن
رضایت دهند. وهم جلوی تعرض طبقه
کارگر وشورشهای ناگزیر توده ای
ناشی از طبعات منفی سیاست
اقتصادی دولت را بگیرند.
اشتباه است اگر تصورکنیم که دولت
ایران درپرداخت حقوقهای معوقه
کارگران دچاربحران و کمبود منابع
مالی است. برعکس ؛درآمد سرشار
نفت تاکنون نه تنها دولت را
درسازماندهی ارگانهای سرکوب
واداره بورکراسی عرض وطویل ایران
یاری رسانده است وبخش مهمی از
طبقات متوسطه جامعه نیز با متمتع
شدن از این خان یغما به پایگاه
آن تبدیل شده اند، بلکه این درآمد
سرشار درجائی که مقاومت کارگران
واحدی شکست ناپذیر شده است به
کمک دولت آمده تا با پرداخت بخشی
از حقوق عقب افتاده آنها، از
تشدید مبارزه وگسترش آن به بخشهای
دیگر جلوگیری کنند .
مسئله عبارت از این است که
قوانین سرمایه جهانی مثل هر کشور
دیگر سرمایه داری باید درایران هم
پیاده شوند . راه گریزی از آن
نیست . بدون این پیش شرط ها نه
سرمایه ایران ثبات کافی را خواهد
داشت و نه امکان سوخت وساز منظم
وبی دردسر آن با سرمایه جهانی و
نیات امپریالیسم امکان پذیر
خواهد بود.
امامعضل طبقه حاکم مبتنی بر نظام
اسلامی درپیاده کردن این استراتژی
علاوه بر تناقضات نظام ساختاری
ایران وتضاد منافع گروه های مختلف
طبقه سرمایه دارایران درچگونگی
پیاده کردن قرارهای سرمایه جهانی
و موجی که ناگزیر دامن آنها را هم
گرفته است ، که جای بحث آن اینجا
نیست . اما معضل مهم برای کل
بورژوازی ایران وحاکمیت اسلامی آن
درپیاده کردن این استراتژی جنبش
کارگری است که باتوجه به ساختار
اقتصادی قبلی و فعلی ایران، اجرای
چنین برنامه ای اعتراضات وشورش
های کارگری را اجتناب ناپذیر
میسازد. مهار این جنبشها وجلوگیری
از رادیکالیزه شدن آنها تنها از
طریق سرکوب و یا ایجاد جنگ
ودرگیری درداخل، همچون دامن زدن
به جنگ مذاهب وملیت هاو یا دامن
زدن به بحرانهای خارجی ، همچون
«بحران هسته ای» امکانپذیر وقابل
مهار میتواند باشد .
سرمایه جهانی درراس آن امپریالیسم
آمریکا هم که خواهان تغییرات
مورد نظر خود درایران وسلطه
درمنطقه است، از رادیکالیزه شدن
جنبش کارگری بیش از آن هراس دارد
تا از یک رژیمی که بتواند زیر
سرنیزه سرکوب منویات آن را
درایران پیاده کند . لذا اگر لازم
باشدحاضر است شاخ وشانه کشیدن های
آن را تحمل کند. بشرطی که رژیم
اسلامی وطبقه حاکم این پروسه را
آنقدر طولانی نکنند که جنبش
کارگری غیر قابل کنترل شده و به
یک جنبش سوسیالیستی رادیکال
فراروید و تحولات اجتماعی سمت
وسوئی انقلابی بخود بگیرد ومهار
اوضاع از دست آنها خارج گردد .
چون اگر چه هنوز درنبود جریانات
انقلابی وسوسیالیستی درمنطقه
جریانات ارتجاعی اسلامی باشعارهای
پوپولیستی وضد آمریکائی میدان دار
مبارزه با باصطلاح سلطه طلبی غرب
شده اند، اما آنها میدانند که
درایران دیگر مذهب امتحان خودش را
پس داده وباتوجه به یک انقلاب
عظیم پشت سر، اگر این جنبش کارگری
مهار نشود و اوضاع به همین منوال
پیش برود، خطر یک انقلاب رادیکال
کارگری هم ایران وهم منطقه را
تهدید میکند. لذاست که آنها اگر
هم جنگی را سازمان دهند نشانه این
است که صبرشان تمام شده و احتمال
گسترش مبارزات رادیکال کارگری
میتواند اوضاع را برایشان غیر
قابل کنترل کند . از اینرو جنگ
آنها اگر اتفاق افتد جنگی خواهد
بود برعلیه جنبش رادیکال کارگری و
سایر جنبشهای رادیکال اجتماعی که
درکمین نشسته وطلایه های آن از هم
اکنون درافق ایران نمایان است .
این جنبشها میتوانند در درخواست
ها وبرنامه کارگران رهائی خود را
از قیود ظلم وستم حاکم مشاهده
کنند. واین خطر بزرگی برای منافع
سرمایه جهانی وطبقه حاکم ایران
است که آنها را درسرکوب و امحای
جنبش طبقه کارگر وسایر جنبش های
اجتماعی و بویژه آلترناتیو
سوسیالیستی متحد میکند.
با توجه به این واقعیت میتوان
مدعی شد که جنبش کارگری درایران و
یا حرکت های کارگری درایران برغم
خواست های اقتصادی و عمدتا دفاعی
جدالی است نه تنها اقتصادی درعین
حال سیاسی که افت وخیز آن ونیز
سرانجام آن سرنوشت آزادی ،
دموکراسی برابری وغیره را
درجامعه ما رقم خواهد زد.
این مختصر ی بود از وضعیت وموقعیت
طبقه کارگر ایران .که درآستانه
اول ماه مه ایستاده است.
با توجه به این موقعیت است که
میتوان به حدود وثغور مطالبات
وشعارهای کارگران دراول ماه مه
پرداخت .
لازم به گفتن نیست که ،مسئله
نئولیبرالیسم یک سیاست جهانی
سرمایه داری است تهاجم سرمایه به
کارگران وتبعات آن همانطور که
گفتم درحد اخراجها ، قراردادهای
موقت وپائین بودن حقوق ها وغیره
مسئله همه کارگران جهان است که
شعارها ومطالبات کارگران ایران
دراین روز درعین حال بیانگر
همبستگی با کارگران جهان دراعلام
جنگ به سرمایه جهانی است که باید
درشعارهای اول ماه مه تجلی یابد.
اما درعین حال وضعیت طبقه
کارگرایران ویژه است . ویژه گی آن
این است که مبارزات آن بدلیل
ساختار اقتصادی واجتماعی ایران
ووضعیت گذشته وحال طبقه کارگر
و...در درخواست های صنفی متوقف
نمیشود. حرکت طبقه کارگر درشرایط
فعلی ایران از عنصر بسیار قوی
ساختارشکن برخوردار است. بنا
براین در کنه خودش سیاسی است ،
درعین حال بدلیل ایستادگی دربرابر
قوانین جهان شمول سرمایه داری ،
یعنی نئولیبیرالیسم وتبعات
آن،باکارگران سراسر جهان همصدا و
بین المللی هم هست .
پس طبقه کارگر درهمبستگی خود با
کارگران جهان باتوده کارگران
دارای منافع مشترک ودرخیلی از
موارد شعارها ومطالبات مشخص هستند
. بنا براین شعارهای اول ماه مه
خود را لزوما باید با توده
کارگران هماهنگ سازد، نه سران
اتحادیه های زرد بوروکرات که خود
به نحوی درپیاده کردن قوانین
سازمانهای بین المللی وملی سرمایه
،همدست آنها هستند.
2 طبقه کارگر ایران وپیشزوان آن
باید سعی کند . درارتباط با
کارگران کشورهای دیگر، ارتباط از
پائین را تایید و تشویق کنندوآن
را پی گیرانه به مورد اجرا
بگذارند. چرا که اتحادیه ها
باحرکتهای رادیکال کارگران ایران
که ناگزیر از انجام آن هستند،
موافق نخواهند بود واز آنها به
حمایت عملی برنخواهند خواست وپشت
آنها را خالی خواهند کرد و
سیاسیتها ومنافع دولت
خودوبورژوازی خود را به منافع
کارگران ایران ترجیح خواهند داد .
ودرنهایت حمایت آنها از حد نامه
نگاری فراتر نخواهد رفت . اما
شناسائی موقعیت کارگران ایران
توسط توده های کارگر و ارتباط از
پائین ، درآینده که اتحادیه های
زرد درمقابل حرکت رادیکال ضد
سرمایه داری کارگران ایران قرار
خواهند گرفت ، میتوانند مدافع
عملی جنبش کارگری ایران باشند و
عملا بادست زدن به اقدامات عملی
موثر ،ازمبارزات کارگران ایران
حمایت کنند .
3 / پس دراین عرصه شعارهای طبقه
کارگرایران میتواند تبعات عمومی
نئولیبیرالیسم را هدف قرادهد که
هم جنبه داخلی وهم جنبه جهانی
دارند .
4- عدم پرداخت حقوقهای معوقه بستن
کارخانه ها ومراکز تولیدی
اخراجهای دسته جمعی یکی از موارد
بسیار عمومی ومهمی است که طبقه
کارگر ایران عموما درگیر مبارزه
با آن بوده وهست.
دراین عرصه کارگران ایران بویژه
کارگران پیشرو باید بدانند که
امکان اینکه بتوانند دربلند مدت
جلوی خصوصی سازی را بگیرند مانع
از تورم وافزایش قیمتها و
برداشته شدن سوبسید کالاهای ضروری
و یا بسته شدن بخشی از کارخانه
ها..باشند ویاجلوی عدم پرداخت
بموقع حقوقها و سردواندن و
اخراجهای دسته جمعی را بگیرند،
امکانی ناشدنی و توهمی بیش نیست .
درآن صورت سرمایه داری سرمایه
داری نمیشد. باد درنظرگرفت که
کاخانه ها وصنایعی که باید خصوصی
بشوند خصوصی خواهند شد. کارخانه
ها وصنایعی که درعرصه بازار آزاد
سرمایه داری وتحت قوانین
نئولیبیرالیسم قادر به رقابت با
همتا های خارجی خوددربازارهای
مصرف نیستند، با همه عظمت شان با
هرتعداد کارگری که داشته باشند،
از دور خارج خواهندشد وکارگران
آنها دیر یا زود اخراج ویا
بازخرید خواهند گردید .
5-از این رو درکنار شعار پرداخت
حقوق های معوقه وبرگرداندن
کارگران اخراجی به سرکارهایشان که
بمثابه اهرم فشار عمل میکند .
میباید بطور وسیع وقاطع حقوق
بیکاری و بیمه های اجتماعی را
درتمام سطوح شاغلین وبیکاران مطرح
کنند.
کارگران باید دست کمک های موسسات
خیریه را که بدینوسیله میخواهند
اوضاع را بطور موقت برای بخشی از
آنها قابل تحمل ترکنند تا
بتوانند بتدریج سیاست های خود را
پیاده کنند، کنار بزنند.
6- درمورد حق اعتصاب وحق تشکل که
اغلب بعنوان درخواست مطرح میشوند.
من معتقدم که اینها حق طبقه
کارگر است.این حق را هیچ کس
دیگری نمیتواند به اوبدهد و یابذل
وبخشش کند ، شعار کارگران باید
این باشد که همزنجیران ؛ همکاران؛
خود باید تشکل مورد نیاز خویش را
ایجاد کنیم. این شعار را باید
تبلیغ ترویج ودرذهن توده کارگران
جاگیر کنند، که تشکل حق ما است .
اعتصاب تظاهرات وتجمعات حق ما
است. کسی نمیتواند آنرا از ما
بگیرد . اعتصاب حق مسلم ماست.
7- اگر آزادیهای سیاسی و آزادی
زندانیان سیاسی درمواردی جنبه
سمبولیک به خاطر اهداف مبارزاتی
طبقه کارگر بخود میگرد و خیلی ها
ازطرح چنین شعارهائی اجتناب
میورزندوآن را چپ روی میدانند .
امروز که مدام زندان و شکنجه
کارگران راتهدید میکند . کارگران
زیادی درزندان بسر میبرند و
درهراعتصاب نیز عده بیشتری دستگیر
و اگر موقت هم شده روانه زندان
میشوند . شعار آزادی زندانیان
سیاسی ربط مستقیمی پیدا میکند با
خواست ها ومطالبات توده وسیع
واعتصابی کارگران. بنابراین آزادی
زندانیان سیاسی میتواند جزو
شعارهای اول ماه مه امسال باشد
8- آزادی زنان لغو کارکودکان
9- آزادیهای سیاسی....
10- مبارزات صنفی کارگران یکی از
ابزارهای ضروری مبارزه با گرایش
نظام سرمایه به کاهش سطح زندگی
کارگران است . روشن است که اگر
این مبارزه بدون و یا جدا از
مبارزه سیاسی کارگران صورت گیرد،
سر انجام به تبعیت از منافع طبقه
سرمایه دار کشیده خواهد شد.
از این رو، بی شبهه وظیفه
کارگران پیشرو و سوسیالیست متشکل
دراحزاب سیاسی و یا محافل کارگری
است که ضمن رهبری مبارزات روز
مره کارگران ، برخورد ها
واعتصابات منفرد را دریک مبارزه
طبقاتی واحد برعلیه نظام حاکم
سازمان دهند.
علاوه براینها هرتشکل کارگری
ولوبه شکل اتحادیه ای، با توجه
به وضعتی که از آن صحبت کردم
باید مد نظر قراردهند که مبارزه
اقتصادی طبقه کارگر درشرایط فعلی
تنها درارتباط صحیح با مبارزه
سیاسی آن میتواند به بهبود
وضعیت اقتصادی وزندگی آنها کمک
کند. از اینرو نه تنها از منافع
اقتصادی بلکه از منافع سیاسی
بلاواسطه طبقه کارگر نیز باید و
مجبورند دفاع کنند .
دراین مبارزه توامان است که تشکل
سراسری و اتحاد اقتصادی وسیاسی
طبقه کارگر میسر میشود . وهرچه
بیشتر پرچم الترناتیو سوسیالیستی
را درجنبش های اجتماعی
دراهزازدرمیاورد. روندی که درآن
بخش آگاه و پیشاهنگ پرلتاریا متحد
ومتشکل میشود ومبارزه طبقه کارگر
برای ایجاد نظم سوسیالیستی
وشرایط لازم برای تحقق آن را
فراهم میسازد.
درعین حال این تشکلها، بویژه
کارگران پیشرو بموازات فعالیت
ورهبری مبارزات روز مره درمیان
کارگران، اگر نتوانند هسته ها و
حوزه های منسجمی که بتوانند با
تلفیق کارعلنی و مخفی به مبارزات
کارگران تداوم بخشند، ایجاد
کنند، هیچ امیدی نخواهد بود که
این تشکل ها یا به تشکلهای قاتونی
تبدیل شوند که رژیم از آنها برا
تعدیل مبارزات کارگران استفاده
خواهدکرد ویااین تشکل ها دروند
خود باسرکوب ومحدودیتهای بسیاری
مواجه شده و مضمحل خواهند شد.
وسرانجام شعار استراتژیک کار
---- مسکن ----آزادی میتواند
بعنوان شعارمحوری کارگران در اول
ماه مه مطرح وجنبه توده ای بخود
بگیرد.من بدلیل ذیق وقت صحبتم را
درهمینجا تمام میکنم وضمن شادباش
اول ماه مه روزجهانی کارگر،امید
وارم مبارزات طبقه کارگر آن مسیری
را طی بکند و به آن حد ازآگاهی ،
سازمان یابی وتشکل وتحزب برسد که
ضمن پیروزی درمبارزات جاری وروز
مره خود،به رسالت تاریخی
خوددررهاکردن خود وجامعه ازستم
واستثمار وزور وسرکوب نظام سرمایه
داری پی ببردو درتحولات آینده
آلترناتیو کارگری وسویالیستی خود
را مطرح وبرای به کرسی نشاندن آن
مبارزه کند .
یدی شیشوانی
جلسه سخنرانی 15 آپریل 26فروردین
2008 بمناسبت فرارسیده اول ماه مه