|
اعلامیه |
صفحه 16
کبری
رحمانپوردرچندقدمی چوبه دار !
مقصر کیست؟!
درحالیکه
جانیان وابسته به این دستگاه ستم واستثمار روز روشن ودرمقابل
چشمان حیرت زده مردم آدم میکشند و ازمجازات معاف میشوند. اما برای
کبرا رحمانپور ها حکم اعدام صادرمیکنند . تاسف آور اینکه حس
انتقامجوئی دختران مقتول تاکنون تمام تلاشهای خانواده کبرا را بی
اثرکرده وآنها علیرغم اعتراضات وسیع درایران وسراسر جهان همچنان
خواستار اعدام کبرا هستند و تاسف بارتراینکه حتی اقامت طولانی مدت
و زندگی درآمریکا نیزتاثیری در افکار ارتجاعی و حس انتقامجوئی آنها
برجای نگذاشته است . و این نمونه ها نشان میدهند که جاگیر شدن
افکار پوسیده در ذهنیت بسیاری از آدم ها به سادگی تغییر نمییابد
ولو اینکه از محیط و خانواده ای که در آن به این تعصبات آلوده شده
اند مدتها بدور باشند .
کبرا رحمانپور زنی که درعنفوان جوانی به خاطر اجباراقتصادی به
مردی 60 ساله شوهرداده میشود. درسال 79 بحران ناشی از اختلاف سنی
ودخالت های مادر شوهر روز به روز زندگی را برکبرا سخت و سختتر
میکند و سرانجام مشاجره لفظی با مادرشوهر( که مدعی بوده کبری
بعنوان «خدمتکار» خانه پسرش محسوب میشود نه زن وی وبنابراین از
صبح تا شب باید کار بکند و دستورات او را موبمو اجرا کند،) به
درگیری فیزیکی منجرشده ودراین درگیری ناخواسته مادرشوهر به قتل
میرسد.
کبرا ابتدا در سال 80 به اعدام محکوم شد، اما به دلیل آماده نبودن
وسایل اعدام به
زندان بازگردانده شد. حکم اعدام وی واکنش مخالفان
اعدام در سراسر جهان را برانگیخت.
ودرنتیجه اعتراضات وسیع درایران وسراسر جهان حکم اعدام او موقتا به
تاخیر افتاد. دراین فاصله خانواده کبرا بویژه مادروی تلاش زیادی
کردند تا بلکه بتوانند رضایت خانواده مقتول را بدست بیاورند. اما
هنوز موفق به این کار نشده اند و اکنون کبری فقط یک ماه فرصت دارد
تا بتواند رضایت خانواده مادرشوهرش را بدست آورده وازمرگ نجات
یابد.
خدیجه
رحمانپور، مادر کبرا میگوید«زمان جلسه بعدی حل
اختلاف مشخص نشده، اما آخرین و سومین جلسه
شورای حل اختلاف 27 تیرماه سال 84 بود.
وی می گوید یک بار دختر بزرگ مقتوله حاضر
بود و گفت من از طرف همه وکالتنامه دارم،
اما دو خواهر مقتوله که در آمریکا هستند می
گویند ما اهل قصاص نیستیم و دخترانمان
همسال کبرا هستند، اما بار سوم همه حضور
داشتند که همگی قصاص دادند و التماس های من
هم بی فایده ماند».
دراین شکی نیست که کبری رحمانپور نیز نظیر صدها زن ودختر که هرسال
بوسیله دادگاه های اسلامی محکوم به اعدام ، سنگسار، حبس های طولانی
مدت میشوند ویا بواسطه فشارهای اقتصادی اجتماعی وفرهنگ عقب مانده
مردسالار دست به خودسوزی و خودکشی میزنند ، ازمردان خانواده ویا
شوهران خود کتک میخورند و تادم مرگ شکنجه میشوند ، قربانی مناسبات
ارتجاعی و فرهنگ مردسالار وعقب مانده حاکم بر جامعه است که فشار
نداری و وضعیت بد اقتصادی نیز آنرا تشدید میکند . اما واقعیت دیگر
ومهمتر وجود نظام ارتجاعی ومذهبی حاکم بر سرنوشت جامعه است که
این مناسبات عقب مانده را درجامعه تبلیغ و ترویج میکند و به آن
قانونیت میدهد تا متعرضین به حقوق زنان با دست بازتری به اعمال ضد
انسانی خود دست برنند . صد البته خود این قوانین و دستگاه های
اجرائی نیر ار آسمان به زمین نیامده اند بلکه محصول آن مناسباتی
هستند که درجامعه ما حاکم است . مناسباتی که درآن عده قلیلی
سرمایه دار و مافیای قدرت ، ثروت های اجتماعی را دردستان خود
متمرکز کرده اند . آنها با توسل به قوانین ارتجاعی حاکم و دستگاه
دولتی سرکوبگر آن وضعیتی را پدید آورده اند که درآن صحبت از آزادی
، برابری و رفع ستم جنسی جرم محسوب میشود . هرصدای آزادیخواهی و
حق طلبی با سرکوب ، زندان ، شکنجه و اعدام پاسخ داده میشود .
درحالیکه جانیان وابسته به این دستگاه ستم واستثمار روز روشن
ودرمقابل چشمان حیرت زده مردم آدم میکشند و ازمجازات معاف میشوند.
اما برای کبرا رحمانپور ها حکم اعدام صادرمیکنند . تاسف آور اینکه
حس انتقامجوئی دختران مقتول تاکنون تمام تلاشهای خانواده کبرا را
بی اثرکرده وآنها علیرغم اعتراضات وسیع درایران وسراسر جهان همچنان
خواستار اعدام کبرا هستند و تاسف بارتراینکه حتی اقامت طولانی مدت
و زندگی درآمریکا نیزتاثیری در افکار ارتجاعی و حس انتقامجوئی آنها
برجای نگذاشته است . و این نمونه ها نشان میدهند که جاگیر شدن
افکار پوسیده در ذهنیت بسیاری از آدم ها به سادگی تغییر نمییابد
ولو اینکه از محیط و خانواده ای که در آن به این تعصبات آلوده شده
اند مدتها بدور باشند .
نامه کبرا رحمانپور به مردم،
نجاتم دهيد!
من از مرگ و طناب دار وحشت دارم
پدر و مادر عزيزم و برادر معلولم که خيلي نگران من هستند،
هميشه دلشان به
حمايتهاي شما گرم بوده است. من خيلي وقتها با
خودم فکر ميکنم، کاش زندگيم طور ديگري
پيش ميرفت. کاش ميتوانستم،
درسهاي پيش دانشگاهي را تمام کنم. کاش مجبور نميشدم کار
کنم و به مستخدمي خانواده شوهرم در بيايم. کاش به حد جنون نرسيده
بودم. ولي من خيلي
عذاب کشيدم و خيلي اذيت شدم. من واقعا قرباني
هستم. و الان همين قرباني را ميبرند
تا با طناب دار اعدام
کنند. اين سرنوشت لايق من نبوده و نيست.
من در اين روزهاي وحشت و ترس، دوباره دست ياري به سوي شما دراز
ميکنم. از همه
مطبوعات و رسانه ها و همه مردمي که از من
حمايت کرده و گفته اند کبرا نبايد اعدام
شود تشکر ميکنم. اينبار
شايد براي آخرين بارميخواهم، آخرين اقدامات لازم را بکنيد
تا واقعا اعدام نشوم و
شايد آزاد شوم. من آزادي را دوست دارم. در روياهايم به آزاد
شدن و زندگي خوب بعد از آن
فکر ميکنم.
من به اندازه کافي رنج کشيده ام، کمک کنيد تا کابوس وحشتناکي
که خيلي وقتها در
خواب ديده و از ترس جيغ زده و از خواب پريده
ام، عملي نشود. کمک کنيد از مرگ نجات
يابم. هر چه ميتوانيد
بکنيد، وقت تنگ است و روزها از پي هم سپري ميشود و هر تيک تيک
ساعت، براي من صداي نزديک شدن طناب دار است. لطفا کمکم کنيد! من از
مرگ و طناب دار
وحشت دارم. من از طناب دار و جرثقيل نفرت
دارم. من ميخواهم زنده بمانم. تمام راههاي
ديگر به روي من بسته است.
کسي به داد من نميرسد. تنها اميدم به مردم و همنوعانم
است. دلم ميخواهم پدر و
مادرم را بغل کنم.
در پايان از زحمات خانواده ام و همه کساني که براي نجات من
تلاش ميکنند
متشکرم.
شهريور
۱۳۸۵
اطلاعیه
کمیته اضطراری دفاع از جان
کبری رحمان پور
کبری رحمان پور قربانی بی عدالتی و فقر است . جان
کبری در خطر است. کابوس مرگ مدتهاست کبری را عذاب می دهد برای نجات
جان این انسان دربند باید تلاش کنیم. طبق آخرین حکمی که توسط
دادگاه صادر شده است برای اجرای اعدام کبری فقط چند روز باقی است
نباید فرصت را از دست داد تلاش جمعی همه ما می تواند از مرگ یک
انسان جلوگیری کند. کمترین فرصت را دراختیار داریم نباید فرصت را
از دست داد، هرچه سریعتر باید اقدام کنیم . حمایت از جان کبری را
به یک اعتراض گسترده علیه اعدام انسانها تبدیل کنیم.
از همه مردم ، نهادهای مدنی و مدافع حقوق بشر ،
شخصیت ها ، تشکل های مدافع حقوق زنان، رسانه های جمعی و خبری می
خواهیم که برای دفاع از جان کبری رحمان پور به این اعتراض
بپیوندند و با هر امکانی که در اختیار دارند این اعتراض را حمایت و
یاری رسانند .
براي اعتراض به اين عمل غير انساني و انتقام
جويانه همراه خانواده ي كبري رحمان پور تجمع مي كنيم و از فعالین و
نهادهای مدنی در سایر شهر ها ، نقاط دیگر تهران و هر جایی که ممکن
است با تهیه طومار به اين تجمع اعتراضی بپیوند.
تجمع در روز سه شنبه
٢٨/٦/٨٥ ساعت: 5 بعد از ظهر واقع در: ميدان ١٥ خرداد (بازار)-
جنب كلانتري – وزارت دادگستري شماره 2 استان تهران
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران
جامعه حمایت از زنان
کانون دفاع از حقوق کودکان و زنان ایران
کانون دفاع از حقوق کودکان
برای تماس و
هماهنگی با سخنگویان این کمیته در خارج و
داخل ایران می توانید با شما ره تلفن
٠٠٤٤٧٩٣٠١٩٣٣٧٨ آزاد زماني عضو هیئت مدیره دفاع
از زندانيان سياسي وحقوق بشر تماس حاصل نمایید.
![]()
من يک انسان از تبار شما هستم. نميخواهم
بميرم. اما الان جسم بي
روحي هستم که ترس طناب دار، خنده وشادي را از يادم برده
است. خيليها به من ميگويند
که تو اينهمه معروف هستيد، هنوز در زندان هستي؟ از زندان
سختتر به همه آنها بگوييد من دوباره در يک قدمي مرگ ايستاده ام. من
مثل همه شما از
مردن ميترسم. کمکم کنيد تا اين آخرين نامه من
نباشد.
همنوعان، انسان دوستان!
کبرا رحمانپور از زندان اوين