|
اعلامیه |
|
درسالگرد قتل عام زندانیان سیاسی یاد وخاطره همه آنهائی را که درراه آزادی و سعادت انسان جان فدا کردند گرامی داریم ، به خانواده ها و بازماندگان آنهاد درود میفرستیم ومبارزه برای تحقق خواست ها و اهداف انسانی آنها را وظیفه خود میدانیم . واز همه خانواده ها و انسانهای آزادیخواه دعوت میکنیم که درسالگر قتل عام زندانیان سیاسی و درمراسمی که به همین مناسبت درمحل خاوران برگزار خواهد شد شرکت کرده و همبستگی خود را باخانواده ها و آرمانهای انسانی این عزیزان اعلام بکنند.
حمایت کارگران ایرانخودرو از اعتصاب کارگران ایرانخودرو دیزل دوستان و همکاران گرامی باخبر شدیم که زمانی ما کارگران ایرانخودرو در تعطیلات تابستانی بودیم کارگران "ایران خودرو دیزل" دراعتراض به عملکرد مدیریت شرکت وتضییق حقوق خود دست به اعتصاب زدند..به گزارش خبرگزاری ایلنا حقوق کارگران قراردادی وپیمانکاری این شرکت 30 هزارتومان کاهش یافته است.که با احتساب کسری حقوق ازاضافه کاروحق اولاد،درمجموع به طورمتوسط هفتادهزارتومان ازحقوق هرکارگرکسرشده است.ما کارگران ایرانخودرو این حرکت مدیریت شرکت ایرانحودرودیزل را محکوم و از حرکت همکاران حود در شرک ایرانخودرودیزل حمایت کرده واعلام می کنیم
رژیم آدمکش حاکم در ایران که در طول 28 سال گذشته، دست پلید خود را بخون دهها هزار تن از مبارزین و آزادیخواهان آغشته ساخته است، اکبر محمدی را که بدنبال قیام خونین 18 تیر 78، دستگیر گردیده و سالها در زندانها و شکنجه گاههای قرون وسطايی، انواع شکنجه ها و آزارها را متحمل شده بود، بیرحمانه بقتل رساند. خبر قتل این مبارز زندانی، موجی از تنفر و انزجار، علیه رژیم کشتار و شکنجه برانگیخت. قتل اکبر محمدی بدست جلادان رژیم، زمانی اتفاق میافتد که ده تن از مبارزین خلق عرب در بیدادگاههای رژیم محکوم باعدام شده و جان آنها و برخی دیگر از زندانیان سیاسی، در معرض خطر مرگ، قرار دارد. در شرایطی که جنبش اعتراضی توده های بپاخاسته علیه سلطه جابرانه رژیم استبدادی، هرروز شدت بیشتری پیدا میکند، سردمداران تبه کار رژیم، با دست یازیدن به اعدام مبارزین زندانی و تشدید اذیت و آزار زندانیان سیاسی، مذبوحانه میکوشند از شدت و حدت مبارزات توده ها کاسته و زندانیان سیاسی را که در بدترین شرایط، به پیکار علیه استبداد، ادامه میدهند، به سکوت و آرامش، وادار سازند. زهی خیال باطل! تردیدی نیست که جنایتکاریها و سرکوبگریهای رژیم، همانطور که در گذشته به ثبوت رسیده است، قادر نیست جلو رشد مبارزات آزادیخواهانه توده های محروم و زحمتکش را گرفته و فریاد خشم زندانیان سیاسی را در گلوها خفه سازد. تا زمانیکه رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی بر ایران حاکم است، مبارزات کارگران و دیگر توده های زحمتکش، زنان، خلقهای تحت ستم ملی، اقلیتهای مذهبی، دانشجویان، نویسندگان و هنرمندان متعهد و زندانیان سیاسی، علیه این حکومت قرون وسطايی و بمنظور استقرار آزادی و دمکراسی در کشور، همچنان ادامه خواهد داشت. در شرایط حساس کنونی که جان زندانیان سیاسی را خطر اعدام، تهدید میکند، وظیفه کلیه نیروها و عناصر مترقی و آزادیخواه ایرانی در سر تا سر جهان است که فریاد حق طلبانه زندانیان سیاسی را هر چه وسیعتر منعکس ساخته و با تمام نیرو بدفاع از جان مبارزین اسیر و در بند، برخیزند. جهانیان باید بدانند که رژیم وحشی صفت جمهوری اسلامی، در نهایت بربریت با زندانیان سیاسی رفتارکرده و از هیچگونه آزار و اذیت در حق آنها، خودداری نمیکند. باید به رژیمی که در راس آن احمدی نژادهای تیر خلاص زن قرار دارند، رژیمی که سردمداران آن بدترین پایمال کنندگان حقوق بشر در جهان هستند، حکومت پلیدی که وزراء و وکلای آنرا مشتی آدمکش و جانی تشکیل میدهند، امکان نداد که این چنین سبعانه با زندانیان سیاسی ایران، رفتار کند. اتحاد عمل هرچه گسترده تردر فعالیتهای دفاعی، تشدید مبارزه افشاگرانه علیه رژیم و برگزاری مرتب تظاهرات و سمینارها دردفاع از جان زندانیان سیاسی، اینک همچون وظیفه عاجلی در مقابل همه نیروها و عناصر سیاسی مترقی و مبارز، قرار دارد. در امر دفاع از زندانیان سیاسی و بطور کلی در تمام فعالیتهای دفاعی، باید از هرگونه گروه گرايی و منافع فرقه ای، خودداری کرد. دفاع از جان زندانیان سیاسی باید دفاعی بی شائبه و بدون قید وشرط، باشد. رژیمی که امروز اکبر محمدی را در زندان بقتل میرساند، دیروز دسته دسته مبارزین خلق بلوچ رااعدام میکرد و فردا دست پلید خود را بخون مبارزین خلق عرب، آغشته خواهد ساخت. این همان رژیم پلیدی است که در سال 67، بیش از 18هزار از زندانیان سیاسی راکه به طیفهای مختلف عقیدتی تعلق داشتند، اعدام کرد. این رژیم جنایتکار در جریان قتلهای زنجیره ای، داریوش و پروانه فروهر و پوینده و مختاری و دیگر دگر اندیشان را در نهایت درنده خويی از بین برد و چندی بعد، زهرا کاظمی را وحشیانه، قصابی کرد. این همان رژیمی است که در طول سالها سلطه ننگین خود، خون دهها هزار تن از مخالفین را بزمین ریخته و تعداد بیشماری از مبارزین خلق کرد و دیگر خلقهای تحت ستم ملی را بجوخه های اعدام سپرده است . تا رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی به حیات ننگین خود ادامه میدهد، خونهای بیشماردیگری بزمین ریخته ، هرگز دست از آزار و شکنجه و کشتار، برنخواهد داشت. تا این رژیم تاریک اندیش تبه کار، با تمام دارو دسته های تشکیل دهنده آن، بدست توده ها به زباله دان تاریخ، افکنده نشده است، زندانها همواره مملو از مبارزین و آزادیخواهان بوده و قتلهای زنجیره ای و اعدامها و شکنجه ها، همچنان دوام خواهد داشت . تنها با مبارزه متحد و پیگیر دفاعی، میتوان رژیم استبدادی را بعقب نشینی در مورد اذیت و آزار و قتل و کشتار زندانیان سیاسی، مجبور ساخت .تنها با اتحاد رزمنده، تشدید مبارزه ضد رژیمی و رساتر ساختن فریاد خشم و اعتراض علیه تبهکاران حاکم، میتوان روز سرنگونی حتمی این رژیم جنایت و کشتار را، نزدیکتر ساخت .
مرداد ماه 1385 سازمان دمکراتیک – ضد امپریالیستی ایرانیان در انگلستان E-10 05-08-06
اکبر را
کشتند... اسامی زندانیان سیاسی: ۱. حشمت ا... طبرزدی ۲. دکتر ناصر زرافشان ٣. بیناداراب زند ۴. احمد باطبی ۵. بهروز جاوید تهرانی ۶. محمدرضا خوانساری ۷. مهرداد لهراسبی ٨. ارژنگ داوودی ۹. خالد هردانی ۱۰. امیر حشمت ساران ۱۱. ولی ا... فیض مهدوی ۱۲. اسد شقاقی ۱٣. خلیل شالچی ۱۴. افشین باایمانی ۱۵. سیامک پورزند ۱۶. هاشم شاهین نیا ۱۷. شاهین آریا نژاد ۱٨. شهرام پور منصوری ۱۹. جعفر اقدامی ۲۰. محمدرضا رجبی ۲۱. حیدرقلی سلطانی ۲۲. محمد نیکبخت ۲٣. ناصر خیراللهی ۲۴. ابراهیم مومنی ۲۵. حجت بختیاری
سازمان اتحاد فدائیان کمونیست ایران
اکبر محمدی یکی از فعالان جنبش دانشجوئی ایران در پی چند روز اعتصاب غذا شامگاه یکشنبه ۸ مرداد در زندان اوین جان باخت. اکبر محمدی در جریان جنبش دانشجوئی ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸ دستگیر شد. دربیدادگاه های جمهوری اسلامی نخست به اعدام محکوم شد، اما بعدا این حکم به ۱۵ سال حبس تعزیری تغییر یافت. او که در زندان اوین زندانی بود، روز اول مرداد در اعتراض به "عدم اعطای مرخصی" و شرایط ناهنجار زندان و وضعیت حقوق بشر و آزادی های مدنی در ایران، دست به اعتصاب غذا زد. گفته میشود که : روز شنبه، ماموران محمدی را "در اتاقش با زنجیر به تخت بسته و دهان او را نیز بستند و در حالی که او را کتک زده بودند به بند ۳۵۰ بازگرداندند. به گفته زندانیان آثار ضرب و شتم در بدن وی کاملا مشهود بود. اکبر محمدی طی نامه ای اعلام کرده بود که « ۷ سال است که در اسارت هستم و انواع فشارهای جسمی و روحی را در این مدت تحمل کرده ام. به دلیل قرار گرفتن زیر شکنجه های قرون وسطائی طی بازجوئی های اولیه به انواع بیماری ها از جمله دیسک کمر مبتلا شده ام که در نتیجه شدت گرفتن آن مسئولان امنیتی از ترس اینکه این بیماری منجر به فلج یا مرگ اینجانب گردد و رسوائی آن بر فضاحتهای پیشین آنها اضافه شود، و به خاطر آنکه مسئولیت آنچه بر سر من آورده اند گریبانگیرشان نشود، زیر عنوان مرخصی نا محدود مرا از زندان بیرون فرستادند." محمدی پس از اشاره بازگرداندن او به زندان و بی نتیجه ماندن مراجعات مکرر به بهداری زندان برای ادامه مداوا،و روبرو شدن با "جواب های سربالا و پرخاش و توهین" نوشت: " اکنون که مسئولین مرگ با ذلت را برای من تدارک دیده اند تصمیم دارم زیر باز ظلم وذلت نروم و اگر قرار است در شرایط اسارت بمیرم، نوع مرگ خود و شرایط آنرا خود تعیین می کنم. از این رو اعلام می دارم در صورتی که مسئولین مربوط به خواست قانونی ام پاسخ ندهند، برای آزادی خود جهت مداوا و همچنین در اعتراض به نقض سیستماتیک حقوق بشر در حکومت جمهوری اسلامی و نیر برای آزادی کلیه زندانیان سیاسی از تاریخ ۸۵/۵/۱ به صورت نامحدود دست به اعتصاب غذا خواهم زد. واضح است که در صورت بروز هرگونه اتفاقی برای اینجانب، مسئولیت مستقیم آن با سران حاکمیت است و آنان می بایست پاسخگو باشند." بدین ترتیب کاملا روشن و محرزاست که این جنایت ضد بشری هم مثل هزاران مورد دیگر بدست عوامل جمهوری اسلامی صورت گرفته است .و پرونده ای به انبوه پرونده های سیاه جنایتهای ضد انسانی آن افزوده است. برای دانشجویان وجوانان مبارز که با خیزش خود در18 تیر 78 لرزه براندام نظام ارتجاعی حاکم وحامیان آن انداختند ، زندان ، شکنجه و کشتار مخالفین توسط این رژیم ددمنش جای شکفتی ندارد . مبارزه دانشجویان ،جوانان ، کارگران ، زنان واقشار زحمتکش جامعه با سلطه مافیای قدرت وثروت برجامعه ، مبارزه مرگ و زندگیست .برای مقابله با ددمنشی های دشمن غدارانسانیت و برای عقب نشاندن سپاه جهل و جنایت و سرانجام شکست و سرنگونی آن باید متحد شد ، متشکل شد و به مبارزه تا برچیدن بساط آن ادامه داد . ما وقوع این جنایت ضدبشری بدست عوامل جمهوری اسلامی درزندان اوین را محکوم کرده و به خانواده محمدی ها، زندانیان سیاسی و جنبش دانشجوئی تسلیت میگوئیم وآنها وهمه کوشندگان راه آزادی را به مقاومت وپایداری بیشترفرامیخوانیم. سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران برقرارباد جمهوری فدراتیو شورائی ایران
سازمان اتحاد فدائیان کمونیست ایران
با درود های صمیمانه برگزاری اولین کنگره سازمان اتحاد انقلابیون کردستان را به شما شادباش می گوئیم . کنگره شما درشرایط حساس وویژه ای برگزار میشود. هجوم امپریالیسم آمریکا و متحدین آن به افغانستان وعراق . دراین کشورها نه تنها «ثبات ودموکراسی » به بار نیاورده است بلکه وضعیت دموکراسی و حقوق بشردراین منطقه از آنچه که بود بدتر شده است . وضعیت اقتصادی اجتماعی وسیاسی اکثریت مردم، یعنی توده های زحمتکش رو به وخامت بیشتری نهاده است . جنگ و کشتار و اختلافات فرقه ای و مدهبی وبحرانهای گسترده منطقه ای وکشوری چشم انداز تیره وتاری را دربرابر مردم گشوده است. اخیرا نیزبا حمله اسرائیل به غزه و لبنان به بهانه اسارت چند سرباز اسرائیلی بوسیله حماس و حزب اله، آتش جنگ دیگری شعله ورشده است که هنوزنمیتوان بدرستی ابعاد تاثیرآن براوضاع منطقه ازجمله ایران را برآورد کرد. جمهوری اسلامی با بهره گیری از روحیات ضد جنگ وضد امپریالیستی توده های مردم در ایران و منطقه، درتلاش است تابا ژست های ضد آمریکائی پایگاه نفوذ خود درمیان جریانات اسلامی درمنطقه را گسترش دهد واز بحران و بن بست کنونی بین المللی بعنوان پرده ساتری برای سرکوب فزاینده نیروهای آزادیخواه و مترقی استفاده کند. رژیم جمهوری اسلامی با توسل به بحران هسته ای برآن است تا افکار عمومی را از تمرکز حول مبارزات دموکراتیک وبرابری طلبانه منحرف کرده و به بهانه خطر تهاجم خارجی روحیه ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی را بیدار و برای سرکوب جنبشهای کارگری و دموکراتیک وازجمله سرکوب مبارزه خلقها برای حق تعیین سرنوشت خود، نیرو بسیج کند. دراین منطقه برغم بحرانها و کشمکشهای موجود، اما کردستان علی العموم و کردستان ایران بویژه درحال تحول است . مبادلات اقتصادی ، فرهنگی، سیاسی وگسترش مبارزات کارگران وزحمتکشان بخشهای مختلف کردستان درسالهای اخیر، روحیه همبستگی میان توده های مردم کرد را به نحوی بی سابقه افزایش داده است . تاثیرات متقابل روند های سیاسی و اقتصادی در بخشهای مختلف کردستان نه تنها مانعی برای همبستگی کارگران وزحمتکشان این خلق ستمدیده و استثمار شده نگردیده است، بلکه این تحولات به رشد و ارتقای سطخ آگاهی و توانمندی آنها در مبارزه علیه ستم وسرکوب، استثمار و نابرابری های جنسی وملی افزوده است و امروزه خواست رفع ستم ملی و بدست آودن حق تعیین سرنوشت بقدری با خواست های برابری طلبانه اقتصادی واجتماعی درکردستان گره خورده است که مجموعه آنها را به یک خواست تفکیک ناپذیر تبدیل نموده است . خواست ها ومطالباتی که از درون توده های کار وزحمت میجوشد و سرانجام بوسیله مبارزات مستقل آنهاست که به فرجام خواهد رسید ونه با دخالت نیروهای امپریالیستی و دسایس دولتهای مرتجع منطقه، تجربیات تاریخی نشان داده است که آنها جز به منافع آزمندانه خود نیاندیشیده و نمی اندیشند.وبارها دست آورد مبارزات خلق کرد را قربانی مطامع و منافع خود نموده اند. رفقا ودوستان شرکت کننده درکنگره ! تصدیق میکنید که خواست برچیده شدن ستم ملی، جنسی و طبقاتی درمبازه ملل تحت ستم ایران بویژه خلق زحمتکش کرداز محوری ترین خواست ها به شمار میروند واز هم جدائی ناپذیرند. بویژه توده های زحمتکش مردم کرد در هر چهارسوی این منطقه ازاین ستم و استثمار رنج فراوان برده ومیبرند. خواست ها ئی که درعین حال خواست مشترک کارگران، زحمتکشان و توده های ستمدیده سایر مناطق محسوب شده و عامل همبستگی و مبارزه مشترک آنها برعلیه ارتجاع حاکم نیز میاشد . خواستهائی که برزمینه عینی مبارزات میلیونی توده های رنج وکار استواراست ومیتواند بعنوان محورهای قابل تکیه برای اتحاد های انقلابی درجنبشهای اجتماعی و طبقاتی درمناطق ملی محسوب شده و دردستور نیروهای انقلابی قرارگیرد. امید واریم کنگره شما با تکیه برتجارب تاریخی و گرانبهای مبارزات خلق کرد، دریافتن راه حل ها و راه کارهای عملی سازماندهی مبارزات مستقل توده های رنج وکار وبویژه در سازمان دهی مبارزات کارگران ، زنان وجوانان و زحمتکشان کردستان برعلیه نظام حاکم ونیزتامین زمینه های همبستگی آنهابا مبارزات کارگران وزحمتکشان سراسر ایران توفیق حاصل بکند.
سازمان اتحاد فدائیان کمونیست ایران
حمله وحشیانه ارتش اسرائیل به لبنان درحالی وارد دهمین روز خود میشود که آمریکا برای تقویت نیروی کشتار و سرکوب آن نه تنها تصمیمات نیم بند سازمان ملل را وثو و بی تاثیر کرده است ، بلکه با سرازیر کردن سلاح های مدرن کشتارجمعی به دولت اسرائیل دامنه آتش این جنگ وکشتاررا درراستای اهداف تجاوزکارانه خود گسترش میدهد. درنتیجه این سیاست تجاوزکارانه تاکنون صدها نفر از مردم بی دفاع لبنان کشته وزخمی شده اند و صد هاهزار نفر بی خانمان شده و کشتار وخرابی و آوارگی همچنان ادامه دارد . حمله وحشیانه ارتش اسرائیل به نوار غزه ویرانی این منطقه، ربودن وزرا و اعصای پارلمان فلسطین به بهانه گروگان گرفته شدن یک سرباز اسرائیلی ومتعاقب آن حمله گسترده نظامی به لبنان به بهانه آزاد ساختن دوسرباز اسیر دردست حزب اله اجرای طرحی است که با حمایت آمریکا و سکوت وبی تفاوتی دول غربی و حکومت های دست نشانده آنها درمنطقه درحال پیاده شدن است . حملات زمينى و هوايى به نوار غزه ، ویران کردن تأسيسات زيربنائی، منابع آب وتاسیسات برق رسانی، پل ها و جاده ها و نيز دفاتر وزارت كشور فلسطين، کشتار دهها کودک ، زن و مرد بقول رسانه هاي خود اسرائیل « ، از مدت ها پيش برنامه ريزي شده بود.» متعاقب حمله به غزه تمام قراین وشواهد نشان ازآن داشته ودارند که حمله به لبنان نیز مبتنی بر همان برنامه و با موافقت آمریکا بمورد اجرا گذاشته شده است ودرراستای یک چنین طرح ازپیش تدوین شده ای بود که نخست وزیر اسرائیل با بهانه قراردادن اسارت 2سرباز اسرائیلی رسما به مردم لبنان اعلان جنگ داد و دستور حمله وحشیانه به این کشور راصادر نمود . وگرنه هزاران فلسطینی درزندانهای اسرائیل محبوسند و درنهایت همچون گذشته این سربازان میتوانستند بااسیران فلسطینی مبادله شده وآزاد گردند. دولت صهیونیستی اسرائیل که بعنوان عضوی از سازمان ملل تاکنون بارها وبارها بيانيه جهانی حقوق بشر ، منشور سازمان ملل متحد ، قطعنامه 242 شورای امنیت و قطعنامه های سازمان ملل متحد درباره صلح خاور ميانه ، بخصوص درباره خروج از سرزمين های اشغالی و به رسميت شناختن حقوق ملی مردم فلسطین در تشکيل يک کشور مستقل را با کمک آمریکا ناديده گرفته و نقض نموده است. این بار نیز بدون کوچکترین اعتنائی به افکارعمومی جهان حمله ددمنشانه به نوارغزه و لبنان و تخریب فرودگاه های بیروت و تأسیسات ﺁب و برق و پلها و خانه ها و کشتار غیر نظامیان و جنایتهای دیگر را «جنگ باتروریسم» نام نهاده وبه جنگ وکشتار ادامه میدهد. درحالیکه این تروریسم دولتی بوش واسرائیل است که درپی انتخابات فلسطین بحران کنونی را به وجود آورده وجنگی تجاوزکارانه را برعلیه مردم فلسطین ولبنان آغاز نموده اند . حملهي وحشیانه رژيم اسرائیل تاکنون صدها كشته، هزاران تن زخمي وبیش از نيم ميليون نفر آواره به بار آورده است. امپریالیسم آمریکا که سالهاست حقوق بشر كنوانسيونهاي ژنو و پروتكلهاي الحاقي آن و قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل را با وتوی خود به تمسخر گرفته است این بار نیزباحمایت همه جانبه از حملات غیر انسانی اسرائیل به غزه ووتوی قطعنامه سازمان ملل مبنی برتوقف حملات وخروج سربازان اسرائیلی ازمناطق اشغالی عملا راه تهاجم اسرائیل به لبنان را باز کرد. واکنون نیز با حمایت مادی و معنوی از اسرائیل و ارسال تجهیزات پیشرفته نظامی ومانع تراشی دربرابر هرگونه راه حل سیاسی، گسترش دامنه جنگ درراستای استراتژی تسلط بر منطقه را پی میگیرد. اخیرا درحالیکه دبیرکل سازمان ملل بعد از تردید و تزلزل بسیار خواستار برگزاری کنفرانسی بین المللی درباره لبنان و توقف فوری درگیری ها شد و بعد از آنکه .وزیر داع فرانسه آمریکا را متهم کرد که در برابر درخواست جامعه بین المللی مبنی بر ضرورت توقف تجاوزات اسرائیل به لبنان و آتش بس فوری درخاورمیانه مانع تراشی می کند...جان بولتون نماینده آمریکا در سازمان ملل علنا از اهداف واقعی آمریکا پرده برداشت و صراحتا اعلام کرد که:"ما خواهان پایان توقف بلند مدت خصومتها هستیم که بخشی از یک تغییر جامع در منطقه و بخشی از یک اساس واقعی برای این روند است" یعنی عملیات تجاوزکارانه اسرائیل بخشی از یک طرح ونقشه جامع درراستای سیاست خاورمیانه ای آمریکاست ، اهدافی که آشکارتر از او اهود اولمرت، نخست وزيررژیم اسرائيل، درپارلمان اين کشور بیان کرد وصراحتا اعلام نمود که« حملات نظامی به لبنان، برای دخالت در امور داخلی اين کشور نبوده بلکه اسرائيل در جنگ عليه اقدامات تروريستی است که کنترل آن در دست کشورهای محور شرارت از جمله سوريه و ايران است.»و اکنون هرروزی که از ادامه این تعرض وحشیانه به هست و نیست و جان ومال مردم زخمتکش فلسطین ولبنان مییگذرد بیشتر آشکار میشود که هدف آمریکا واسرائیل از این حملات نه آزاد سازی دو سه سرباز اسرائیلی به اسارت گرفته شده توسط حماس و حزب اله بلکه این تهاجمات وتجاوزات نظامی مقدمه یک برنامه و طرح گسترده تری است.دراینکه مجامع بین المللی از جمله سازمان ملل بارها نشان داده اند که درمقابله با اقدامات آمریکا ومتخدین آن فاقد قدرت و کارآئی لازم اند و این مجمع بین المللی بیش از آن به آلت دست این کشورها تبدیل شده است که بتواند درراستای «صلح وثبات» گام بردارد اما این هم واقعیتی است که مقاومت توده های تحت زور و ستم درمقابل جنگ و تجاوز و اشغالگری اولین و تنها وسیله موثر عقب راندن دشمن غدار بشریت ومهمترین عامل بسیج افکارعمومی برعلیه تجاوزگران و موثرترین ابزار فشار بر سازمانهای بین الملی محسوب میشود . اگر درزیر زرداخانه تسلیحاتی آمریکا و اسرائیل و سکوت و مماشات مجامع بین المللی دفاع از حقوق بشر ،مقاومت در فلسطین و لبنان با شکست موقتی مواجه شود و اگر سازمان ملل و دیگر مجامع جهانی مانع از این جنگ خانمانسوز و ویرانگر در محدوده اسرائیل و لبنان نشوند و راه حلی برای آتش بس پیدا نکنند ، این جنگ به صورت اجتناب ناپذيری سایر كشورهاي منطقه را هم دربرخواهد گرفت. چرا که هدف آمریکا و اسرائیل از دامن زدن به این جنگ و کشتار تنها سرکوب جریانات اسلامی حماس و حزب الله نیست. بلکه هدف امریکا از این برنامه مقدمه چینی برای تحریم اقتصادی و فشار نظامی به ایران نیز هست که باتوجه به سیاست های رژیم ارتجاعی و مذهبی و سرکوبگر حاکم برایران میتواند به یک جنگ تمام عیار درجهت مطامع سلطه طلبانه امپریالیسم آمریکا منتهی گردد. برای افکارعمومی جهان روشن است که آمریکا و اسرائیل مسئول درجه اول کشتار مردم وویران شدن ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی فلسطین و لبنان ونیز کشتار وویرانیهای دیگری درمنطقه هستند که تاکنون به وقوع پیوسته ویا درشرف وقوع اند . افکارعمومی جهان واقفند که حمله نظامی و گسترش جنگ وکشتار بمنظور ایجاد «صلح وثبات»ادعائی امپریالیسم آمریکا ، رژیم اسرائیل و متحدین آنها درمنطقه دروغی بیش نیست ، که بدینوسیله میخواهند عملیات نظامی و اهداف تجاوزکارانه خود را توجیه کنند . روند صلح و ثبات معایر سیاست های تجاوزکارانه و سلطه طلبانه درمنطقه است. همچنانکه تجربه عراق نشان میدهد این سیاست تنها درخدمت زور و چپاول انحصارات امپریالستی و دول تجاوزگر آنهاست و نتیجه ای جز ویرانی و جنگ و کشتار برای مردم منطقه ببار نیاورده ونخواهد آورد . ما بار دیگر تهاجم رژیم اسرائیل به نوار غزه و لبنان وکشتار بی رحمانه زنان و مردان و کودکان و تخریب ونابودی این مناطق را شدیدا محکوم میکنیم . ما سیاست های تجاوزکارانه وسلطه طلبانه امپریالیسم آمریکا و متحدین آن درمنطقه را محکوم میکنیم .ما بحران سازی درخارج و اعمال سیاست سرکوب درداخل رژیم ارتجاعی حاکم برایران را محکوم میکنیم ومعتقدیم که این توده های کارگر و زحمتکش مردم هستند که باید این رژیم ارتجاعی حاکم را سرنگون کرده وسرنوشت خود را دردست گیرند . ماضمن پشتیبانی از مقاومت عادلانه خلق فلسطین ولبنان ،خواهان مداخله مجامع بین المللی و جنبش های جهانی ضد جنگ وجنبش کارگری برای متوقف کردن کشتار مردم فلسطین ولبنان وقطع تجاوزات امپریالیستی در منطقه خاور میانه هستیم .
از مبارزات کارگران شرکت پخش البرز حمایت کنیم شرکت پخش البرز که شرکتی دولتی است طی سالها ست که مبادرت به پخش فراورده های دارویی و غذایی در سطح کشور می نماید این شرکت در تهران وکرج دارای شعبه هایی است که مدتی است در راستای خصوصی سازی بخش های مختلف را به پیمان کار سپرده ویا در حال سپردن است ودر نتیجه کارگران بخشهای مختلف را رفته رفته بی کار می سازداین پروژه را از قسمت نگهبانی اغاز ورفته رفته به قسمتهای دیگر سرایت داده واکنون قسمت ترابری در نوک پیکان این حمله قرار گرفته است راننده گان در این قسمت بصورت انفرادی وتک تک صدای اعتراض خود را به گوش مسئولین رسانده اما از انجایی که انها هیچگونه تشکیلاتی ندارند به این اعتراضات وقعی ننهاده اند این رانندهگان استدلال می کنند که این پروزه رفته رفته در همه قسمتها به اجرا در خواهد امد ودر نتیجه تمامی کارگران بی کار خواهند شد. لذا از تمامی کارگران قسمتهای مختلف و از کارمندان این شرکت انتظار حمایت دارند . ما ضمن تایید این استدلال انها تاکید می نماییم چنانچه راننده گان وکارگران وکارمندان این شرکت چه در تهران وچه در کرج کمیته های اعتراضی واعتصابی خود را بنا نگذارند وبه اعتراضهای متشکل رو نیاورند نمی توانند خواستهای بر حق خود را به کارفرمایان تحمیل نمایند .پس از هم اکنون این زحمتکشان باید تشکل های مخفی خود را بنا نهاده و از طریق این تشکلها صدای اعتراض خود را به گوش کارفرماها برسانند واز طریق تشکلهای خود با دیگر تشکلهای موجود کارگری تماس گرفته واز انها بخواهند که از این اعتراضات آنها حمایت نمایند.
در اهتزاز باد پرچم خونین کارگران وزحمتکشان سرنگون باد رزیم جهل وجنایت وسرمایه داری جمهوری اسلامی بر قرار باد جمهوری فدراتیو شورایی کمیته ولایتی کرج اتحاد فدائیان کمونیست 15/4/85
باخبر شدیم که چهارنفر از پناجویان ایرانی که مدت هشت سال است از جهنم جمهوری اسلامی گریخته و به آلمان پناه آورده اند بدنبال عدم رسیدگی به تقاضای برحق اقامت شان درآلمان از حداقل امکانات قانونی نیز محروم شده اند ، مسئولین شهرداری شهر لئون اجازه کار آنها را پس گرفته و از محل سکونتشان درهایم بیرون کرده اند. اکنون بیش از یک هفته است که این انسانهای بی پناه درمقابل شهرداری به سر میبرند.د این پناهجویان دراین مدت همواره مورد تحقیر وتوهین ورفتار غیر انسانی مسئولین اداره خارجیها و ماموران پلیس قراردارند . واقعیت این است که با گسترش بیکاری درآلمان از یکسو و ساخت وپاخت پشت پرده سیاست مداران آلمان بارژیم از سوی دیگر، موقعیتی را فراهم آورده است که پناهجویان بطورکلی و پناهجویان ایرانی بطورویژه با مشکلات عدیده ای از جمله پاسخ منفی به درخواست اقامت شان مواجه شده و مدام به طرق مختلف تحت فشار قرارگیرند.ازاینرو وظیفه انسانی همه پناهندگان وپناهجویان (چه آنهائی که این مراحل و مشکلات را طی کرده ودارای اقامت هستند وچه آنهائی که منتظر دریافت اقامت هستند ) است که به هرطریق ممکن به دفاع از حق کسب اقامت پناهجویان برخواسته واز هرگونه کمکی به پناهجویان بویژه چهارپناهجوئی که هم اکنو |