قطعنامه شورای امنیت سازمان
ملل که به دنبال خودداری رژیم ايران از توقف غنی
سازی اورانيوم به تصويب رسيد، سرفصل جدیدی را در
مناسبات بین المللی ایران باز کرد که می تواند
عواقب وخیمی را برای مردم ایران به بار
آورد.
اگر چه مدارک کافی در مورد
برنامه های رژیم برای توسعه و تجهیز سلاحهای هسته
ای هنوز در دست نیست و رژیم مدعی است که این
برنامه غنی سازی اورانیوم تنها برای استفاده
غیرنظامی است اما با توجه به ناهنجار بودن
دیپلماسی ایران چه در منطقه و چه در عرصه بین
المللی و نیز با توجه به متزلزل بودن پایه های
داخلی حکومت،
نمی توان کاملا مردود دانست که رژیم از برنامه
هسته ای برای مقاصد نظامی هم استفاده خواهد کرد.
رژیمی که از دفاتر
دیپلوماسی خود در خارج کشور به عنوان مرکز اجرای
ترور استفاده می کند؛ رژیمی که بودجه گسترش فرهنگی
را برای کمک به سازمانهای تروریستی اختصاص می دهد
و در مقام قاضی و دادستان و حاکم شرع بیدادگاههایی
را بنا کرده که در آن آزادی را ممنوع کرده،
انسانیت را به بند کشیده و عشق را سنگسار می کنند،
چطور ممکن است از انرژی اتمی که در بهترین شرایط
باز هم تهدیدی برای بشریت و محیط زیست است بطور
معقول و در خدمت جامعه بشری استفاده کند؟
ازاینرو اینکه رژیم ایران و
برنامه اتمی آن باید از سوی جامعه بین المللی
کنترل شود موضوع جدیدی نیست و به تنهایی نه حاکمیت
و استقلال ملی ایران را تهدید می کند و نه امنیت
منطقه را به خطر می اندازد. رژیمی که صلاحیت
حاکمیت بر ایران را نداشته و تنها به زور سرنیزه و
چماق در قدرت باقیمانده است و در عرصه بین المللی
و منطقه ای هم جز ترویج تروریسم دستاورد دیگری
نداشته است جدا از اینکه سلاح اتمی داشته باشد یا
نه، طبیعی است که به عنوان تهدیدی برای بشریت تلقی
شود.
آنچه در این میان قابل تعمق
است موضع دوگانه شورای امنیت سازمان ملل در قبال
برنامه های اتمی دولت ایران و سلاحهای هسته ای
دولت اسرائیل است. برای هر انسان صلحجو و آزادی
طلب قطعا این سئوال پیش خواهد آمد که چرا شورای
امنیت نسبت به اعترافات رئیس جمهور اسرائيل در
مورد سلاحهای اتمی این کشور عکس العملی نشان نداده
است ولی در مورد ایران قطعنامه تحریم صادر کرده
است.
واقعیت این است که این
قطعنامه نتیجه تلاش کشورهای امپریالیستی برای
کنترل روند تحولات در منطقه است و نه ایجاد امنیت
در منطقه. شورای امنیت با تصویب قطعنامه در مورد
ایران و مسکوت گداشتن پرونده سلاحهای اتمی اسرائیل
نشان داد که سازمان ملل همچنان عروسک خیمه شب بازی
امپریالیسم است و نه ارگان بیطرف حفظ صلح و امنیت
جهانی.
این قطعنامه همچنین در
شرایطی صادر شد که در داخل ایران جنبش های اعتراضی
دانشجویی و کارگری رو به رشد هستند و شعار سرنگونی
رژیم در هر کوی و برزن به گوش می رسد. در شرایطی
که حتی ناظرین سیاسی هم اعتراف می کنند که رژیم
رفتنی است، این قطعنامه دستاویزی برای جمهوری
اسلامی برای سرکوب اعتراضات مردمی خواهد بود.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی ـ زنده باد سوسیالیسم
نابود باد امپریالیسم
سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
شنبه سوم دیماه 1385