19 و22 بهمن
ماه درتاریخ مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه
توده های زحمتکش ایران از نقاط عطف مهم تاریخی
محسوب میشوند.
دراواخر دهه
1340 عده ای از جوانان کمونیست با جمعبندی از
وضعیت اقتصادی و سیاسی جامعه وتدوین تئوری مبارزه
مسلحانه ، سرانجام در 19 بهمن 1349 با حمله به
پاسگاه ژاندارمری سیاهکل ، مبارزه مسلحانه علیه
رژیم شاه و کل نظام ارتجاعی حاکم برایران را آغاز
نمودند.
مبارزه
مسلحانه توسط سازمان چریکهای فدائی خلق که با هدف
برقراری سوسیالیسم بنیان نهاده شده بود، با این
امید آغاز شد که بدینوسیله قدرقدرتی دستگاه جهنمی
شاه و ترس و وحشت نهادی شده دردل طبقه کارگر و
توده های زحمتکش مردم بشکند و آنها را به قدرت
لایزال خود آگاه سازند ،تا با سلاح آگاهی و تشکل
خود، نظام ارتجاعی حاکم را سرنگون کرده و سرنوشت
خود را دردست گیرند .
چند سالی از
حماسه سیاهکل و آغاز مبارزه مسلحانه نگذشته بود
که به رغم شهادت بسیاری از رفقا در زیر شکنجه و
میدانهای نبرد و تیرباران ، آموزه های اقدام
انقلابی آنان درخیزش توده ای وقیام قهرآمیز بهمن
56 تبریز به شعله ای تبدیل شد که به فاصله کمتر از
یکسال سراسر ایران را فراگرفت ودر 22 بهمن 57 با
قیام مسلحانه رژیم ستم شاهی را به گور سپرد.
اما نباید
فراموش کرد که نه اقدام انقلابی رفقای ما و نه
خیزش توده های زحمتکش مردم ، به تنهائی و بدون
تشکل و آگاهی طبقه کارگر و به میدان آمدن این
طبقه قدرتمند و بدون سرنگونی نظام سرمایه داری
حاکم برایران ، نمیتوانست ونتوانست آرمانهای
رزمندگان سیاهکل و توده های قیام کننده در بهمن
57 را متحقق سازد. همانطور که به تجربه دیدیم
هرچند درنتیجه رزم دلاورانه چریکهای فدائی خلق و
قیام شکوهمند بهمن ماه رژیم شاه سرنگون شد ، اما
باز هم برای چندمین بار بورژوازی ایران درسازش با
امپریالیسم وارتجاع داخلی قدرت سیاسی را درچنگ خود
حفظ کرد وبا تلفیق دین ودولت یکی از ارتجاعی ترین
روبنای سیاسی را برجامعه ما حاکم گردانید.
اینک که 36
سال از حماسه سیاهکل و28سال از قیام خونین توده
های مردم سپری میشود، بدلیل وجود همین ضعف ها وعدم
تشکل و انسجام طبقه کارگر ونبود ستاد رزمنده آن،
حاکمیت صاحبان قدرت و ثروت همچنان ادامه یافته
است.
با گذشت زمان
ورشد آگاهی و مبارزات مردم که همزمان تیغ فریب و
سرکوب برائی خود را ازدست میدهد و توده های مردم
، کارگران ، زنان ، جوانان و ملیت های مختلف
درمییابند که راهی جز تشدید مبارزه درمقابل نظام
ارتجاعی حاکم ندارند، رژیم جمهوری اسلامی نیز در
هراس از اوج گیری جنبش های اجتماعی به دامن زدن
به بحرانهای خارجی روی میاورد و با مستمسک
قراردادن حقوق بین المللی مربوط به حق استفاده
صلح آمیز از انرژی هسته ای و وانمود کردن آن
بعنوان مسئله ای ملی و مربوط به استقلال کشور،
برآن است تا به ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی دامن
زده و با طرح خطر حمله نظامی آمریکا ، جنبش های
کارگری و مردمی را سرکوب نماید .
از طرف دیگر
امپریالیسم آمریکا که برای سلطه برمنطقه و کنار
زدن رقبای خود به هرجنایتی دست میزند و برای رسیدن
به هدف خود تاکنون مردم افغانستان و عراق را به
خاک سیاه نشانده است، برآن است تا با بهانه
قراردادن فعالیت های آتمی جمهوری اسلامی خطرحمله
نظامی و جنگ علیه ایران را حتمیت بخشد.
دریک چنین
موقعیت و فضائی است که جریانات ارتجاعی و
بورژوائی که با منافع آزادیخواهانه و برابری
طلبانه کارگران وتوده های مردم در تضاد و تناقض
قرار گرفته اند و پایگاهی درمیان مردم زحمتکش
نداشته و یا درنتیجه رویگردانی از منافع توده های
زحمتکش مردم ، پایگاه اجتماعی خود را ازدست داده
اند ،به نیروهای خارجی و کرامات امپریالیسم آمریکا
دل بسته اند وخواهان محاصره اقتصادی و حمله نظامی
به ایران هستند.
دسته دیگر
به اقدامات جناح های باصطلاح «دوراندیش» و «
اصلاح طلب» رژیم دلبسته اند و هردوی این خط و مشی
ها توده های مردم را از اقدامات مستقل خود برحذر
میدارند. درحالیکه منافع توده های کارگر وزحمتکش
مردم و مبارزه آنها برای رسیدن به خواست های
انسانی وطبقاتی خود با منافع هر دو گروه یاد
شده ، یعنی کمپ امپریالیستی و رژیم حاکم وجناحبندی
های درون آن وطرفداران آنها در داخل و خارج
ازکشور، درتضادی آنتاگونیستی قراردارد . از اینرو
تنها یک جنبش اصیل آزادیخواهانه و سوسیالیستی
وطبقاتی میتواند با دفاع پیگیر از منافع طبقه
کارگر ، زحمتکشان ، زنان ، جوانان ، روشنفکران ،
طبقه کارگر و توده های زحمتکش مردم را بسیج کرده و
بادست زدن به مبارزه ای رادیکال وانقلابی جامعه
را از خطر تداوم سلطه رژیم حاکم ویا جنگی ویرانگر
نجات دهند.
گروه دیگر
دراپوزیسیون درونی و خارجی این رژیم صحبت از
«جریان سوم یا صدای سوم » میکنند که گویا هم مخالف
دخالت امپریالیسم آمریکا هستند و هم با جنگ افروزی
جناح های محافظه کاررژیم مخالفند. اگرچه دراین کمپ
افراد وجریاناتی هم به چشم میخورند که خود را چپ
وسوسیالیست میدانند ، اما چشم داشتن این افراد و
جریانات به مواضع عوامفریبانه بخشی از طبقه حاکم و
جناح های سیاسی درون رژیم وتمایلات بخشی از طبقه
متوسط که درموضع مخالفت با سیاست خارجی بویژه
برنامه هسته ای جناح حاکم دارند، آنها را از روشن
کردن محتوای طبقاتی چنین «صدای سوم» ی بازمیدارد
ودرنتیجه از طرح و دفاع از خواست های رادیکال
کارگران و زحمتکشان وبطریق اولی مبارزه علیه طبقه
حاکم ومافیای قدرت وثروت باز میمانند وبویژه درطرح
خواست های طبقاتی و سوسیالیسم از خود تردید و
تزلزل نشان میدهند. درحالیکه هرگونه صحبت از«
نیروی سوم » و«راه حل سوم» و« صدای سوم»بدون روشن
کردن محتوای طبقاتی نیروها و گرایشات سیاسی و
برنامه آنها برای تغییرات رادیکال و انقلابی جز
به تقویت اهداف وسیاست های دوکمپ ارتجاعی پیش
گفته منجر نخواهد شد. ادامه چنین مشی نه تنها قادر
نیست توده های کار وزحمت را بسیج کند بلکه درعمل
افراد وجریانات مدافع سوسیالیسم دراین کمپ را به
دنبالچه احزاب و جریانات ارتجاعی و ضد کارگری این
کمپ تبدیل خواهد کرد.
اما وظیفه شکل دهی
به آلترناتیو انقلابی و سوسیالیستی درچنین شرایط
حساسی برعهده نیروهای جنبش کمونیستی و کارگری
ایران قراردارد . که باید با دست رد زدن به
سکتاریسم و فرقه گرائی و با حرکت از منافع طبقه
کارگردست به کاررفع موانع شکل گیری چنین
آلترناتیوی باشند. بی شک فائق آمدن بر تشتت و
پراکندگی جنبش کمونیستی ازجمله قدمهای ضروری است
که دراین راستا باید برداشته شوند.
سازمان اتحاد فدائیان
کمونیست درپی گیری مشی انقلابی بنیانگزاران
سازمان مبنی بر تلاش جهت رفع پراکندگی جنبش
کمونیستی و نیز تشکیل حزب انقلابی طبقه کارگر به
این وظیفه سترگ خود آگاه بوده ودر این راه از هیچ
کوششی فروگزارنکرده ونخواهد کرد و به سهم خود از
همه احزاب و سازمانها و افراد کمونیست وانقلابی
بویژه کمونیستهائی که درصفوف سازمان فدائی مبارزه
کرده وتجربه اندوخته اند، دعوت میکند تا صفوف خود
را متحد کنند و به جای دامن زدن به تفرقه پراکندگی
دراین کوششها سهیم وشریک شوند.
به یاد داشته باشیم که سالگرد
حماسه سیاهکل وقیام تاریخی 22 بهمن انجام وظایف و
پیگیری اهدافی را به ما گوشزد میکنند که هزاران
رفیق ما وده ها هزار انسان آزادیخواه وسوسیالیست
برای تحقق شان جان باخته اند . اهدافی که ازآسمان
نازل نشده اند بلکه انسانی ترین ومبرمترین خواست
ها و آمال و آرزوهای کارگران ،زنان ،جوانان ،
دانشجویان ، روشنفکران و بطور کلی نیروی کار
وزحمت جامعه ما هستند که بوسیله مافیای قدرت
وثروت انکار و سرکوب میشوند.
بیائید به مناسبت این دو
روزتاریخی 19 و 22 بهمن، یاد وخاطره همه
جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم را گرامی داریم
واز تجربیات نسل های گذشته درجهت تحکیم صفوف خود و
گسترش مبارزه برای سرنگونی رژیم ارتجاعی حاکم
ورسیدن به جامعه ای عاری از ستم استثمار وزور
وسرکوب استفاده کنیم.
گرامی
باد یادجان باختگان حماسه سیاهکل و قیام خونین
بهمن ماه
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
ایران
برقرارباد جمهوری فدراتیو شورائی ایران
زنده باد سوسیالیسم
سازمان
اتحاد فدائیان کمونیست 17 بهمن 1385