دیدگاه ها

صفحه 79                                                                                         صفحه اول صفحه قبل

 

 

 

وقتي خاورميانه تكه پاره مي شود



محسن حلاج نيشابوري
شيوه هاي استعمار جغرافيايي
وجود عواملي چند همچون انديشه هاي خيالبافانه ماجراجويان اروپايي مانند خوشبختي غيرمنتظره (
Serendipity)(147) يا رسيدن به سرزمين ثروت هاي ناگهاني (Eldorado)(148)، همچنين معرفي مبالغه آميز جهانديدگان اروپايي كه شرق را با نگاه افسانه آميز مانند: قاليچه حضرت سليمان، علاءالدين و چراغ جادو، سندباد بحري يا گنج هاي چهل دزد بغداد شناسانده بودند، اروپاييان زيادي را به دنبال قدرت و ثروت به آسيا كشاند. اروپاييان پس از تحميل جنگ هاي صليبي و نرسيدن به هدف تصرف بيت المقدس، ضمن آشنايي با توانايي هاي علمي مسلمانان در راستاي اهداف خود شركت هاي بازرگاني همچون كمپاني هند شرقي را گشودند و دريانوردان اسپانيايي، پرتغالي، هلندي، فرانسوي و انگليسي در سفرهايي به سوي آسيا سرازير شدند. انگليسي ها كه در آغاز مانند ساير اروپاييان با شيوه سياست قايق هاي توپدار(149) وارد سرزمين هاي ديگران شده بودند، به مرور به شيوه هاي پيچيده تر تخريب فرهنگي، براي از ميان بردن امكان احيا و تجديد قدرت مقاومت ملل استعمارزده، زيركانه تر به غارتگري از مستعمرات ادامه دادند. پس از شناسايي هاي اوليه و اجراي سياست تفرقه بينداز و حكومت كن (Divide and rule) هر تفاوت كوچكي را به اختلافي بزرگ تبديل نموده، تفاوت هاي قومي، عقيدتي را زمينه تجزيه هاي بعدي قرار دادند. بين كشورهاي هندوستان و پاكستان، دشمني ها را چنان نهادينه كردند كه كشور جديدي به نام بنگلادش از دل شكست مسلمانان به وجود آمد و همچنان هرازگاهي قتل و كشتار در بين آنها خودنمايي مي كند. از جزيره العرب
بيش از ده كشور به وجود آوردند. در عراق همسايه ما علي رغم ادعاي دموكراسي اكثريت شيعه را از حكومت دور نمودند و نوكران استعمار را به حكومت رساندند تا به جهت در اقليت بودن چاره اي جز اطاعت نداشته باشند. در لبنان اكثريت هفتاد درصدي مسلمانان را با توطئه جدايي انداختن بين مسلمانان شيعه و سني مشغول داشته و رأس حكومت را به مسيحيان واگذار كردند، هرچه توانستند جدايي هاي جغرافيايي قومي و عقيدتي را شدت بخشيدند. انگليسي ها به تضعيف ملل قدرتمند نيز همچون: اسپانيا، فرانسه و روسيه، همچنين دول قدرتمند شرقي مانند: ايران، عثماني و چين اقدام نمودند تا در سطح جهان بي رقيب شوند، تمام اين اقدامات مربوط به مرحله گسترش استعمار اروپايي تا اوائل قرن بيستم بود كه سرانجام انگليس به قدرت اول استعماري بدل شده بود. به دنبال جنگ بين الملل اول و تضعيف آلمان روبه رشد و پديد آمدن تغيير اساسي در نظام حكومتي روسيه رقيب ديرين استعمار انگليس در ايران كه در واقع سبب بي رقيب شدن استعمار آنگلوساكسوني در ايران شد. رضاخان را به كمك وابستگان به خود و فرماسونرهايي همچون: فروغي(150)، تقي زاده(151) و سيدضياء(152) كه بعدها به صورت عروسك هايي(153) كه به دست رضاخان به حركت درمي آمدند به ايران تحميل نمودند. انگليس در توطئه(154) مشتركي با فرانسه حكومت عثماني را تضعيف و مستعمراتش را تقسيم نموده و با تغييرنام(155) آن به تركيه توسط گماشته اي از ارتش عثماني به نام مصطفي كمال پاشا كه لقب آتاتورك (پدر ملت ترك) يافت اقدام نمودند. فرانسه كشور سوريه(156) و بخشي كه امروزه لبنان ناميده مي شود و انگليسي ها ابتدا فلسطين، اردن و سپس عراق را اشغال نمودند. انگليسي ها همراه اشغال نام هاي جديدي نيز بر مناطق گذاشتند تا با ايجاد كشورهاي ساختگي، زمينه ايجاد رژيمي جعلي را در منطقه راهبردي اتصال قاره هاي آسيا و آفريقا به منظور فراهم ساختن سلطه هميشگي بر آبراهه سوئز مهيا نمايند. در تركيه با تقويت آتاترك نگرش ظاهراً اسلام گرايانه را به ملي گرايي پان تركيسم و حاكميت لامذهبي (
Laic) تبديل نمودند. در توطئه مشترك صهيونيست هاي قدرت طلب و امپراتوري جهانخوار انگليس كه آفتاب در مستعمراتش غروب نمي كرد، محرومان آواره يهودي را به اميد صاحب كشوري شدن به منظور تسلط هميشگي بر انتهاي جنوب شرقي مديترانه كه با گشوده شدن آبراهه سوئز اهميت راهبردي درجه اولي يافته بود تدارك ديد. انگليس و صهيونيسم يا در واقع آنگلوصهيونيزم هر كدام براي رسيدن به اهداف خود نشانه هاي اوليه اتحاد پنهاني را بروز دادند. صهيونيست ها كه با تجديد قصه به تاريخ پيوسته ارض موعود به فكر ايجاد كشوري بودند، در واقع به منزله پيش قراولان حافظ منافع انگليس و پادگاني خدمتگذار به صورت مزدوراني بدون مزد براي استعمار انگليس، آزمندان قدرت طلب صهيونيست و استعمارگران تازه نفس آمريكا درآمدند. بدين طريق محله يهوديان(157) بزرگتري با حمايت اروپاييان ساخته شد كه ضمن نجات اروپاييان از تعصبات يهوديان، پادگاني براي تهديد اعراب و ايجاد بازاري براي كالاهاي نظامي غربيان به منظور جذب سرمايه هاي حاصل از فروش نفت ارزان منطقه تدارك شد و براي تداوم بهره كشي استعماري اقدامات زير را انجام دادند:
1- ايجاد كشورهاي نيازمند حمايت كوچك و بسيار كوچك.
2- عبور مرزهاي سياسي مصنوعي از محدوده جغرافيايي اقوام.
3- عدم رعايت اصول علمي تعيين مرزهاي سياسي براي تداوم اختلاف.
4- كاهش امكان دسترسي كشورهاي عربي به آب هاي آزاد تا حد ممكن.
5- جدا كردن اعراب بدوي از اعراب شهرنشين جهت افزايش فاصله فرهنگي طي زمان.
6- تقويت ملي گرايي هرچه بيشتر.
7- تضعيف باورهاي اسلامي خصوصاً انقلابي.
1- ايجاد كشورهاي كوچك و خيلي كوچك
يكي از سياست هاي جغرافيايي استعمار انگليسي ايجاد كشورهاي هرچه كوچكتر از طريق بزرگنمايي تفاوت هاي جغرافيايي و دامن زدن به اختلافات براي از ميان بردن پيوندها بوده است. در جزيره العرب كشورهاي نسبتاً بزرگتر مربوطه به بدنه اصلي را هرچه بيشتر از سواحل محروم نمودند و بخش هاي جزيره اي و شبه جزيره اي را كه نمي توانستند از سواحل محروم نمايند هرچه بيشتر كوچك نمودند، زيرا هرچه تعداد كشورهاي كوچك بيشتر باشد امكان پيدا كردن جاي پا آسان تر مي شود. اهداف استعماري از اين كار عبارت بودند از:
1- كاهش ظرفيت هاي بالقوه كشورهاي نوپا همچون وسعت و جمعيت براي نيازمند نگهداشتن آنها.
2- كاهش توان ملي به منظور عدم امكان دفاع مستقل و در نتيجه تسليم پذيري آسان.
3- دور نمودن امكان وحدت به منظور كاهش امكان مقاومت هاي آتي در مقابل استعمارگران.
4- به عنوان حمايت از كشورهاي كوچك در واقع خنجري در پهلوي كشورهاي بزرگتر منطقه فرو نمودند.
5- افزايش تعداد مدعيان به منظور افزايش درگيري منطقه اي.
6- بهره مند شدن سياسي از كشورهاي كوچك به جهت آسيب پذيري براي موجه و قانوني جلوه دادن اهداف استعماري خود.
سياستي را كه كشورهاي نيرومندتر اروپايي با ايجاد كشورهاي كوچك همچون: آندورا، لوگزآمبورگ، ليختن اشتاين و موناكو انجام داده بودند. انگليس به همراه فرانسه در جزيره العرب با شدت تمام در راه ايجاد كشورهاي: بحرين، قطر، كويت و شيخ نشين هاي عربي پياده نمودند. امروزه هم آمريكا براي ترساندن كشورهاي ديگر با تغيير حكومت كشورهاي كوچكي همچون گرانادا به سال 1981 و پاناما در تاريخ 20 دسامبر 1989(158) در واقع از ناتواني و عدم وجود امكانات بالقوه آن كشورها در جهت قدرت نمايي و تثبيت منافع خود به كمك نيروهاي قهريه سوءاستفاده مي نمايد.
2- عبور دادن مرزهاي سياسي از سرزمين هاي قومي
در منطقه جزيره العرب انگليسي ها براي نگهداشتن آتش اختلافات زير خاكستر كه در واقع حفظ زمينه درگيري ها بود، مرزهاي سياسي را از ميان سرزمين هاي قومي عبور دادند. در اين ميان با كوچكتر كردن كشور ايران ضمن ايجاد كشورهاي جديد بدون سابقه تاريخي در بخش هايي از فلات ايران، مرزهاي جديد را طوري قرار دادند كه در شرق اقوام سيستاني و بلوچ را بين ايران و كشورهاي تازه تشكيل داده شده افغانستان و سپس پاكستان، همچنين اقوام كرد را بين ايران، تركيه و كشور جديد عراق تقسيم نمودند تا به صورت اهرم فشاري براي درگيري هاي بعدي باشند. اين حيله اختلاف برانگيز منحصر به ايران نبود، زيرا بين كشورهاي تازه شكل داده شده افغانستان و پاكستان اقوام پشتون و هزاره را مشترك قرار داده و مرزهاي سياسي را از ميان سرزمين آن اقوام عبور دادند تا هر گام منافع آنان ايجاب كند با حركت دادن استخوان زخم را چركين كنند. نمونه قابل استناد جديد آن كشتارهاي وحشتناك قومي در قاره آفريقا است. البته امروزه بايد اين نكته را در نظر داشت كه تغيير مرزهاي سياسي امري است كه استعمار نو خواستار آن است تا همچنان اهداف استعماري را زنده نگه دارد. لذا هر گونه تغيير غيرضروري مرزها بايد هرچه كمتر و از طريق مذاكرات و توافق هر دو طرف انجام پذيرد تا حتي المقدور مورد سوءاستفاده زياده خواهان مترصد قرار نگيرد، زيرا استعمار انگلوساكسوني بسيار كينه جو مي باشد كه نمونه تاريخي آن سربريدن 2600 اسير مسلمان در يك نوبت توسط پادشاه ريچارد(159) در جنگ هاي صليبي است(160) كه اروپاييان اين خونريز كينه جو را شيردل لقب داده اند. نمونه ديگر كشتار كردهاي عراق توسط حزب بعث انگليس ساخته به انتقام پيروزي صلاح الدين كردتبار قهرمان و مسلمان در جنگ هاي صليبي است. (161) اين كشتار نتيجه تجزيه سرزمين كردها است كه به گواه تاريخ، زبان و آداب و رسوم قومي كهن ايراني هستند، اما در بيش از يك قرن گذشته آرامش از آنان سلب شده است. ضمناً هرگاه منافع استعمار ايجاب كرد با تحريك به درگيري ناآرامي هايي را به منطقه تحميل نمايند، اما امروزه رشد فرهنگي و اقتصادي ملل اسلامي مي تواند وحدت اسلامي را براي اقوام و ملل مسلمان ميسر گرداند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
147- آموزش براي ايجاد فرصت كشف هاي غيرمنتظره با شانس
148- سرزمين افسانه اي فلزات گرانبها
941-
Gun-boat diplomacy
150- بازيگران عصر پهلوي، محمود طلوعي، چاپ اول چاپخانه تك، سال 1372، صص 19، 36، 37و.45
و همچنين فرهنگ اميركبير، علي اصغر شميم، 1343، ص .1074
151- بازيگران عصر پهلوي، محمود طلوعي، چاپ اول چاپخانه تك، سال 1372، صص 24و.67
152- بازيگران عصر پهلوي، محمود طلوعي، چاپ اول چاپخانه تك، سال 1372، صص 20و.74
251-
Americans in persia، Arthur c. Millspaugh، The
Brookings Institution 4691، P. 761
351-
Americans in persia، Arthur c. Millspaugh، The
Brookings Institution 4691، P. .761 P. 45
451-
Encyclpedia Ameriacna، 4002، Vol. 51، P. 393
155- فرهنگ اميركبير، علي اصغر شميم، 1343، صص 827-.828
. 651-
A Soldier With the Arabs، Sir J. B. Glubb، London
Hodder Stoughton 7591، P. 62
751-
ghetto
851-9،
P. 601 Encyclpedia Britannica، 51th Edition، 2002، Vol.
951-
Richard
160- لغت نامه دهخدا، جلد 36 (حرف ص)، 1333 خورشيدي، ص .321
161- فرهنگ اميركبير، علي اصغر