دیدگاه ها

صفحه 74                                                                                         صفحه اول صفحه قبل

 

تاسيس حزب چپ درآلمان

گزارش از : ناهيد جعفرپور

بخش اول و دوم
توضيح مترجم : در روز 22 اکتبر 2006 در شهر ارفورت شرق آلمان طرحی از سوی حزب " پ د اس " و " واسگ" ( واسگ ائتلافی از چندين سازمان چپ مارکسيتی و تروتسکيستی و چپ های منفرد) برای وحدت اين دو حزب و تاسيس حزب چپ آلمان مورد گفتگو و امضا قرار گرفت. قرار شد اين طرح در هفته های آينده در اختيار بدنه هر دو حزب برای بحث و تبادل نظر و ارائه پيشنهادات قرار گيرد. در تاريخ 10 دسامبر شورائی تشکيل می شود و تغييرات و تکميلات بر اين طرح مورد بحث و بررسی و تصميم گيری قرار می گيرد و طرح تکميل شده نهائی به جلسه مشترک اين احزاب در تاريخ 24 و 25 مارس 2007 در شهر دورتموند ارائه می گردد.
در زير تلاش خواهد شد خلاصه ای از اين طرح که متجاوز از ده ها صحفه است( پلاتفرم نهائی بطور کامل ترجمه خواهد شد) به فارسی برگردانده شود.
1/ متحدا برای سياستی ديگر
(.....) بديل ما برای اين سرمايه داری افسارگسيخته تجديد همبستگی و ايجاد دمکراسی پايدار اجتماعی است.(.....) ما می خواهیم در یک حزب چپ جدید ایده های پايه ای بديل سياسيمان را به پيش بريم.مبارزه بر عليه انهدام حقوق اجتماعی ، برای تقسيم عادلانه کار در يک دنيای کاربشردوستانه و برای نوسازی دولت رفاه همبسته ای که در برنامه پايه ای فرموله شده است و نقطه آغازبديل انتخاباتی کار وعدالت اجتماعی است (.......)
11/بديل های ما: دگرگونی اجتماعی،دمکراتيک وصلح آميز بجای سرمايه داری افسارگسيخته
(.....) چپ جديد برنامه پايه ای را برای ساختن جامعه ای گسترده پيش روی خود قرار داده است که در نظر دارد توسط آن به رهبريت سرمايه بر اقتصاد و جامعه پايانی دهد وهم چنين بدان وسيله مبارزات کنونی را در راه توسعه بديل ها سمت و سو دهد. اين برنامه برنامه تغيير مسير سياسي و نوسازی دمکراتيک است. اهداف ما بصورت زير می باشند:
1/ دمکراتيزه شدن جامعه که برای همه امکانات برابر برای ساختن زندگی اجتماعی را ضمانت می کند. از وظايف ديگر اين جامعه دمکراتيزه شده مبارزه بر عليه ستم پدرسالاری ، بر عليه تمامی اشکال نژادپرستی، آنتی زميست ( يهود ستيزی) وافراط گرائی راست روانه است.
2/ اجتماعی کردن کار و اقتصاد : که در مرکزش همواره تمامی آحاد جامعه قرار گرفته اند و هر کسی از اين امکان برخوردار است که در شکل گيری اين جامعه و مشاغل مربوط به آن سهيم باشد. اين خود اساس و شرطی است برای تنوع در مشاغل.
3/ يک دمکراسی اقتصادی که ازتمامی اشکال و معيارهای مالکيت اجتماعی پيروی می کند. ما اساس و بنيان غير قابل تغيير يک جامعه همبسته را در وجود تاسيساتی می دانيم که احتياجات ضروری و اساسی زندگی انسانها را ( تاسيسات برق و آب و....) که وابسته به ثروت های عمومی می باشند و جمع بر آن نظارت می کند، را امنيت می بخشد.
4/ همبستگی جديد بر پايه خدمات همگانی مدرن، سيستم امنيت های اجتماعی وبازسازی زيست محيطی جامعه بعنوان بستری برای يک زندگی خود مختاربا امنيت های اجتماعی
5/ وظيفه اتحاديه اروپائی ديگر برقراری نظم بين المللی صلح، توسعه همراه با همبستگی و تامين امنيت های جمعی و اشتراکی است.
6/ (......) ضروری است که تمامی مناسبات مالکيتی و رهبريتی که تحت آن انسان موجودی تحقيرشده ، ترک شده ، خورد شده و خارشده می باشد از بين برود ( کارل مارکس).
7/ يک چنين جامعه ای بر يک چنين بستری و يک چنين روند دگرگونی و برابری خواهانه که در جامعه کنونی آغاز ميشود و در آينده ادامه خواهد داشت، برای بسياری از ما سوسياليسم دمکراتيک نام دارد.
1/ کار: خود مختاری و همبستگی بجای وابستگی و رقابت (.....) ما برای اينکه بتوان برای اين هدف يک سازماندهی اجتماعی همراه با شانس های زندگی به وجود آورد و برای از بين بردن قدرت بازارهای مالی ، برای کم کردن فاحش تفاوت دستمزد ها و تفاوت درآمد ها ، برای مسئوليت های همگانی و يا دولتی در تمامی زمينه ها ئی که زندگی انسانها را امنيت می بخشد ، گسترش نهادهای عمومی و سرمايه گذاری در اين بخش، برای کوتاه نمودن فاحش ساعت کار که برای زنان و مردان شاغل وقت فراغت برای رسيدگی به خانواده را ميسر می سازد و فرصت فعاليت های اجتماعی و شخصی را برايشان فراهم می سازد، برای امنيت حقوقی و مالی اشکال مالکيت اقتصاد همبسته و سيستم گسترده امنيت های اجتماعی برپا می خيزيم. مسلما برای کار مزدی بصورت زير حرکت می کنيم:
ـ کوتاه شدن ساعات کار: ما بر عليه افزايش ساعات کار حرکت نموده و خواهان کوتاه شدن ساعات کارمی باشيم و اعتقاد داريم که کوتاه شدن ساعت کاراساس و بنيان تقسيم کاری جديد است. (.....) به دليل صعود باروری کار می توان بدون اينکه درآمدها سقوط کنند ساعات کار را کوتاه نمود.
ـ ايجاد محل های کار از طريق سازندگی زيست محيطی و اجتماعی و پس از آن ايجاد برنامه متمرکزاجتماعی برای سرمايه گذاری های آينده و تشويق سرمايه گذاری در بخش تکنولوژی و همچنين سرمايه گذاری در بخش های خدمات همگانی ضروری(...........).
ـ ايجاد بخش های اشتغالی اجتماعی از نوع شرکت های تعاونی که بتواند احتياجات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را که نه بازار و نه بخش خدمات همگانی تامين می نمايند پوشش دهد.
ـ ايجاد سياستی فعال برای بازار کار که خود را بر روی کسانی متمرکز می کند که بخصوص شانس خوبی برای دست يابی به بازار کار ندارند (...........) .
ـ استفاده از سود باروری در خدمت بالا بردن دستمزدهای حقيقی و کوتاه کردن ساعات کار.
ـ ايجاد حداقل دستمزد قانونی که بتواند موجوديت انسانها را امنيت بخشد.
ـ به وجود آوردن مناسبات کاری جديد بر بسترامنيت های اجتماعی کامل برای شاغلين و انسانی کردن کار ، خودمختاری تعرفه ای و تعهد عمومی در بستن قراردادهای تعرفه ای، ايجاد امنيت های لازم برای جلوگيری از اخراج کارگران و مزد بگيران و بالا بردن حق دخالت تمامی شاغلين در تصميم گيری های شغلی همچنين تساوی دستمزد زنان و مردان.
ـ اعتبار دادن به استاندارد های اجتماعی کشوری برای تمامی شاغلين از طريق توسعه قانون در تمامی بخش ها و رفرم اساسی در قوانين خدمات اجتماعی اروپائی تا بدين وسيله از تمامی اشکال رقابتی در اين بخش جلوگيری شده و در نهايت امنيت خدمات اجتماعی در خدمت رفاه اجتماعی تامين گردد.
ـ دادن قرار داد های اجتماعی به شرکت هائی که استاندارد های اجتماعی را بشدت اجرا می نمايند.
ما می خواهيم برای به کرسی نشاندن اين اهداف اتحاديه های کارگری را همچنان گسترش دهيم. تمامی آکسيون های اتحاديه های کارگری برای ايجاد و حفظ محل های کار، قرار داد های تعرفه ای و حقوق اجتماعی ازسوی ما برای همبستگی با آنان پشتيبانی می شود.
2/ اقتصاد و محيط زيست: اقتصاد و محيط زيستی پايدار که وظيفه دارد منفعت همگان را تامين نمايد بجای اقتصاد سرمايه داری و انهدام محيط زيست
(.......) چپ ها برای ارجعيت دادن به سياستی دمکراتيک برای تغييرات اقتصادی ، اجتماعی وزيست محيطی اتحاديه اروپا بپا می خيزند.
سياست اقتصادی آلترناتيوی ما هدفش وزنه دادن به سياست دولت رفاه بجای قرار گرفتن اقتصاد زير نظر اجبارهای بازاراست از اهداف ديگر اين سياست همچنين وزنه دادن به ساختارسياسی دراز مدت علمی ، تکنولوژيکی است. اين سياست عملکرد های اقتصادی که تمايل به سودبری دارند را برای سرمايه گذاری و توانائی های اقتصادی مهم می داند و به اين دليل يک فضای جديد اقتصاد اجتماعی را برای مکانيسم بازار گسترش می دهد که در آن اتحاديه های کارگری نقش مهمی را بازی می کنند زيرا که در اثرعدم دخالت مستقيم اتحاديه های کارگری بعنوان ضد قدرت وعدم تعديل دولتی منافع شرکت های خصوصی، زیانی اقتصادی ، اجتماعی و زیست محیطی حاصل می شود و به توسعه ای نادرست خواهد انجامید. دولت برای سرمایه گذاری بيشتر و امنيت بخشيدن به دولت رفاه احتياج به پول بيشتر دارد. دولت فقير دولت ثروتمندان است نه دولت مردم. دولت تنها از طريق ماليات های بالا می تواند قروض بخش اجتماعی را از بين ببرد.(..........)
برای تغییر سیاست اقتصادی ، زیست محیطی ما خواهان :
ـ برنامه سرمايه گذاری برای آينده می باشیم که سیاست اشتغالی همگانی را توسعه دهد: سرمايه گذاری در بخش خدمات اجتماعی بايد حداقل ( به نسبت حد متوسط اروپای غربی) سالانه در حدود 20 تا 30 ميليارد يورو افزايش يابد.
ـ سياست مالياتی عادلانه: کنسرن ها و شرکت های ديگری که از منفعتی بسیار برخوردارند بايد مجددا مالياتی بشدت بالا بپردازند. بايد مجددا ماليات بر دارائی و ماليات بر ارث های بالا افزايش يابند. قوانين مالياتی که بخصوص به نفع صاحبان درآمدهای بالا و دارائی ثروتمندان است بايد از بين بروند و همچنين بايد با تبهکاری اقتصادی به طوری جدی مبارزه شود. ما می خواهیم که بدون دستکاری در تاریخ خرید و فروش، ماليات سود خريد و فروش اوراق بها دار و املاک و مستقلات بالا رود. درجه بستن ماليات بايد تا 50% بالا رود. ما خواهان رفرم مالياتی ، مالی هستيم که باعث شوند ابزار ضروری توسعه پايدار ايالات ها و بخش ها فراهم گردد.
ـ يک ساختمان زيست محيطی که هدفش چرخش در سياست انرژی بسوی ساختار های غیر متمرکز و سپردن اين شبکه بدستان بخش عمومی و کنترل دمکراتیک سیاست انرژی است: رشد انرژی مفید ، تقلیل مصرف انرژی و دستيابی به انرژی های جدید و تاسیس تاسیسات آن، راه حل های ضروری هستند برای مشکل انرژی. ما خواهان کنار گذاشتن خيلی سریع انرژی اتمی می باشیم و ايجاد نيروگاه های اتمی جدید و صادرات تکنولوژی اتمی را رد می نمائيم.
ـ يک سياست راه و ترابری اجتماعی و زيست محيطی. ساختمان راه و ترابری همگانی بايد ايجاد شود( اتوبوس های حمل و نقل و جابجائی شهری، مترو ....) و خصوصی شدن اين بخش متوقف شود. حمل و نقل کالا بايد بر روی ريل ها انجام پذيرد.
ـ گردش اقتصادی منطقه ای زيست محيطی . در اين رابطه برای ما مهم است که توليدات طبيعی منطقه ای و مواد غذائی طبيعی در مقابل صنايع کشاورزی که باعث از بین رفتن ذخاير و ساخت مواد غذائی ژن تکنیکی و تولیدات ارزان بی خاصیت می باشند قرار گیرند.

ـ ساختمان مزارع و جنگل های زیست محیطی و ايجاد سيستم های امنيتی برای حفظ و توسعه تنوع گیاهان و حیوانات و ... در آلمان و سرتاسر اروپا
ـ سیستمی مالياتی و دخل و خرجی که فعالیت های زيست محيطی را به لحاظ مالی پشتيبانی کند و جلوی فعاليت هائی را که زيان های زيست محيطی ببار می آورند بگیرد.
ـ کنترل دمکراتیک بازار های مالی و از بین بردن تمرکز قدرت اقتصاد خصوصی (.........)
ـ تشويق تعاونی ها و دیگر اشکال اقتصاد همبسته و اجتماعی
3 / سیستم خدمات اجتماعی: امنیت های اجتماعی و تشویق بجای اجبار و تشنجات و شکاف های اجتماعی (....) حزب چپ برای دولت رفاه نوینی با خدمات اجتماعی گسترده بپا می خيزد. امنيت های اجتماعی بايد از شکستن شخصيت انسانها جلوگيری کند و تمامی آحاد جامعه را بطوری گسترده زير پوشش قرار دهد و آنها را در مقابل ريسک های بزرگ اجتماعی محافظت کند. امنيت استاندار زندگی در ايام کهنسالی، بيکاری و ناتوانی کاری . سيستم خدمات اجتماعی بايد از فقرجلو گيری کند و برابری حقوقی و اجتماعی ميان زن و مرد به وجود آورد و امکان تنوع در نوع زندگی را فراهم آورد.
ـ از بين بردن قوانين هارتس
ـ دمکراتيک نمودن سيستم امنيت های اجتماعی ، قوت دادن به پايه ها و اساس ايجاد همبستگی اجتماعی دراين سيستم و تجديد روش خود گردانی در اين سيستم.
ـ اجرای امنیت های اجتماعی پايه ای بدون فشار و مبتنی بر نياز های تک تک آحاد جامعه: کسانی که در مخاطره فقر قرار دارند بايد دسترسی به امنيت های اجتماعی بر مبنی نیازفردیشان داشته باشند اين امنيت های اجتماعی از طريق ماليات ها تامين می شوند. برای دعوت به اشتغال بايد به تخصص انسانها توجه نمود و طبق تعرفه کاری دستمزد پرداخت. ما همانگونه اجبار انسانها به قبول هر گونه کاری را رد می کنیم که اجبار دربیکار شدن را رد می کنیم (...........).
ـ یک سياست بازنشستگی نوين. با بالا رفتن دستمزد ها ، بايد مجددا مزايای بازنشستگی هم افزايش يابد. بيمه بازنشستگی قانونی بايد به بيمه اشتغال تبديل شود و در آن نام تمامی وابستگان گروه های شغلی قيد گردد و آنها هم زير پوشش قرار گيرند. ما خواهان از بين بردن تبعيض در قوانين بازنشستگی در باره شهروندان آلمان شرقی می باشيم. ما قانون 65 سال سن ورود به بازنشستگی را رد می کنیم.
ـ بيمه درمانی همبسته شهروندی : تمامی شهروندان بايد در بيمه خدمات درمانی دولتی که از تمامی خدمات پزشکی لازم برخوردار است عضو باشند و زير پوشش قرار گيرند. بايد در اين رابطه به درآمد ها توجه نمود و هرکسی با هر درآمدی زير پوشش اين بيمه قرار گيرد. ما می خواهيم که کارفرمايان تامين مالی بيمه درمانی شاغلين را بعهده گيرند.
ـ ساختمان بهداشت و سلامتی: از طريق اشکال ساختاری نوين بايد برای تمامی آحاد جامعه دسترسی به تامینات پزشکی پیشرفته میسر گردد. ضروری است که در اين رابطه ميان پزشکان و بيمارستانها و تمامی بخش های خدمات رسانی، همکاری های بهتری صورت پذیرد. در اين رابطه بايد مراکز بهداشتی بيشتری ايجاد گردند و با ايجاد ليستی از داروهای مفيد سودبری کنسرن های داروئی محدود گردد. پيش گيری های ضروری پزشکی بايد از وزنه ای خاص برخوردارباشند و شرايط کاری و وضعیت مزدی پرسنل بخش پزشکی بهبود يابد و همچنين حقوق بيماران زن و مرد حفظ شود.
ـ توجه و رسيدگی به شبکه خدمات اجتماعی اشتراکی و امنيت خودگردانی اشتراکی: دسترسی همگانی به بهداشت، آموزش ، پرستاری و فرهنگ ، حمل و نقل ، آب ، گاز، برق از اساس مهم امنيت های اجتماعی است. از اين رو ما از خدمات اجتماعی و همگانی دفاع می کنيم و برای گسترش آن بپا می خيزيم. ما می خواهيم که از فروش تاسيسات و اموال همگانی به شرکت های املاک ملکی و شرکت های خصوصی خدماتی جلوگيری کنيم.
4/ سياست: دمکراسی بيشتر بجای آتوريته " سياست اجبار" (.....)

ـ حقوق مساوی: تمامی کسانی که در آلمان و در اتحاديه اروپا زندگی و کار می کنند دارای حقوق مساوی بوده و همچنين از حق رای برابر برخوردارند. ما وجود تمامی کسانی را که امروز در آلمان زندگی می کنند و از فرهنگ های متفاوت و از زادگاه های متفاوت برمی خيزند بعنوان افتخاری دانسته و برای حل و جذب شدن مهاجرین و تمامی کسانی که مدت های طولانی در اين کشور زندگی می کنند در اجتماع به مبارزه می پردازيم.(......)
ـ مرزهای باز برای انسانهای محتاج ـ ما برای بنای مجدد حقوق پناهندگی در قانون اساسی آلمان وبرای انسانی کردن حقوق پناهندگی در اروپا آنهم در سطحی بالا بپا می خيزيم.
ـ تنفر از راست افراطی ونازیسم : ما با اين نيروها از طريق سياسی مبارزه خواهيم نمود و ازفضای عمومی در مقابل آنها دفاع خواهيم نمود و کار آموزشی ضد فاشيستی را عمبق تر خواهيم نمود. از اين رو ما می خواهيم ساختارهای جامعه متمدن رابر عليه راست افراطی قوی تر و موثر تر سازيم. به اين صورت که تلاش کنيم نهاد ها و تيم های مشورتی اجتماعی مربوط به اين کار را حفظ و تقويت نمائيم.
5/ سياست بين المللی و اتحاديه اروپا : عدالت اجتماعی و دمکراسی بجای نظامی گری و خصوصی سازی. سياست خارجی آلمان و اتحاديه اروپا بايد در خارج سياستی برای صلح بشود: استفاده از خاک آلمان برای پايگاه های نظامی و استفاده از اتحاديه اروپا برای جنگ های خشونت آميز و ضد بشری بايد به پايان رسد. ائتلاف های نظامی چون ناتو را ما نمی خواهيم. توانائی نظامی آلمان و اتحاديه اروپا بايد کاهش يابد وبسوی ساختارهای غير تهاجمی و مخالف جنگحوئی رشد کند. ما می خواهيم که راه حل های متمدنانه برای حل اختلافات را بعنوان آلترناتيو در مقابل جنگ های نظامی قرار دهيم. آلمان و اتحاديه اروپا اغلب خود بخشی از مشکل می باشند. آلمان بايد از توليد و تکميل تسليحات نظامی صرف نظر کند و صادرات تسليحات نظامی را ممنوع سازد. تمرکز تسليحات اتمی در آلمان را رد کند و خلع سلاح را وظيفه ای دولتی سازد حتی اگر مجبور باشد خود به تنهائی اين قدم شهامت بار را بردارد. خلع سلاح اتمی و غير اتمی و تنفر در مقابل تسليحات کشتار جمعی بايد در دستورکار جامعه بين الملل قرار گيرد.
ـ ايجاد و گسترش نظم اقتصادی ای عدالت مند در سرتاسر جهان: کنترل و کاهش بازار های مالی بین المللی، متوقف ساختن خصوصی سازی خدمات اجتماعی و همگانی، زیر پوشش دولت قرار دادن تمامی دخاير مهم طبيعی ، بیرون آوردن گسترده تمامی کشور های فقیر از زیر بار قروض، بالا بردن بودجه کمک به توسعه بیش از 7% ازتولید ناخالص اجتماعی. ارجعیت دادن به توسعه پايدار و حقوق اجتماعی در مقابل سرمايه تمايل به ليبراليزه شدن . (...........)
ـ دمکراتيزه کردن سازمان ملل متحد: برای تحقق اهداف منشور سازمان ملل متحد مبنی بر جهانی از صلح و تحقق حقوق بشر بايد سازمان ملل متحد بشدت دمکراتيزه گردد و کنفرانس های عمومی آن در مقابل خواسته های جهان و قدرت های بزرگ از حق بيشتری برخوردار باشد. آدم ربائی ها و زندان های سری مخوف و شکنجه مورد تنفری جهانی است.(...........)
ـ تغيير اتحاديه اروپا: حزب چپ می خواهد که اتحاديه اروپا از يک اروپای اقتصادی و مالی به یک اروپائی که بیشتر اشتغال و خدمات اجتماعی و صلح و محیط زیست ايجاد می کند توسعه يابد. مهم ترين و اولين قدم ها در اين راه ايجاد برنامه سرمايه گذاری اروپائی برای اشتغال و محیط زيست در آينده و همچنين تدوين و وضع حداقل و حداکثر ماليات برای سرمايه های ثبت شده افراد و سود شرکت ها و همچنين کنترل دمکراتيک بانک مرکزی اروپا می باشد. دولت های ملی و اتحاديه اروپا بايد مناسبات جديدی را به وجود آورند. کليد اين مناسبات جديد دمکراتيزه کردن دولت های ملی و اتحاديه اروپاست. حزب چپ دست رد به سينه نظامی شدن اتحاديه اروپا می زند. ما خواهان لغو برنامه تسليحاتی اروپائی و ( اروپيشه باتله گروپ) می باشيم ودر مقابل عملکردهای نظامی اروپا بپا می خيزيم و برای لغو پايگاه های نظامی آمريکا در اروپا مبارزه می کنيم. ضروری است که يک سياست انسانی و دمکراتيک اروپائی برای سياست پناهندگان و متواريان به وجود آيد. اين سياست بايد از تبديل شدن اتحاديه اروپا به برج و باروئی بر عليه انسانها و بخش های فقير جهان جلوگيری کند.
/ برای تغيير جهت و تغيير ماهيت
IV
هنوز روح نئوليبراليسم در اين عصر جهان حکومت می کند. تظاهرات ها و اعتصاب ها بر عليه برنامه 2010 ( توضيح مترجم: برنامه خصوصی شدن تمامی ملزومات زندگی تا سال 2010 ) و قانون هارتس 4 و همچنين پيروزی انتخاباتی چپ ها نشان می دهند که اوضاع اين طور نبايد بماند. شهروندان زن و مرد شروع به مقاومت نموده اند. اين وظيفه محوری استراتژی چپ هاست که برای تغيير مناسبات قدرتی بعنوان يک مبارزه طلبی برای تغيير جهت و تعيير ماهيت بپا خيزند و به آن به پردازند. از اين رو ما اهداف استراتژيک زير را دنبال می کنيم:
ـ پرداختن و مبارزه با ايدئولوژی نئوليبراليسم و توسعه بديل ها: ما در مقابل ايدئولوژی نئوليبراليسم بديل يک راه توسعه ديگر را قرار می دهيم. اين بديل را ما با تجربيات و جنگ های در کارخانه جات و زندگی روزمره عجين دانسته و درجرو بحث ها و مباحثات بخش های همگانی جامعه علنی خواهیم نمود و از آن دفاع خواهيم کرد . (.............).
ـ ائتلاف و اتحاد بر عليه نئوليبراليسم: ما به از بين بردن نئوليبراليسم آنزمان موفق خواهيم شد که در جامعه ائتلافی گسترده و تجمعی ازجنبش های سياسی برای تغيير جهت شکل بگيرد و جا بيافتد. ما ازمنافع مشترک تمامی کارگران و کسانی که در آلمان و اتحاديه اروپا و در سطوح بين المللی برای بقای زندگی به وجود يک شغل وابسته اند حرکت می کنیم. ما می خواهیم ائتلافی اجتماعی را به وجود آوريم که بتواند شاغلين متخصص و شاغلين با قرارداد طولانی مدت و همچنين شاغلين نيمه وقت و فصلی بيکاران و شاغلين مستقل و صاحبان شرکت های اجتماعی و... را دور هم جمع کند و به هم بپيوندد (.....).
ـ همکاری های استراتژيک: تغيير مناسبات نيروهای اجتماعی زمانی امکان پذير است که چپ های سياسی متحدا با نيروهای قوی اتحاديه ها ، منتقدين جهانی سازی و دیگر جنبش های اجتماعی، با نهاد های اجتماعی ونمايندگان پيشرفته علوم و فعالان فرهنگی بر عليه نئوليبراليسم و هرگونه مناسبات استثماری و فشار در جامعه بپا خيزند و متحد شوند. ما بعنوان حزب خواهيم توانست به فعاليت ها و خواسته های اين جنبش ها دست يابيم و در فعاليت ها و برنامه خود به آن بپردازيم(.....).
ـ کار خارج از پارلمان و کار پارلمانتاريستی : ما شهروندان زن و مرد را بر عليه سران قدرت بسيج خواهيم نمود و برای تجمع جديد جنبش ها حرکت می کنيم. مبارزات سياسی و انتخابات بما کمک خواهند نمود تا طرح رفرم های آلترناتيومان را ارائه دهيم و برای اجرای آن مبارزه کنيم. کار پارلمانتاريستی را ما طوری انجام می دهیم که بتواند به همکاری با نيروهای چپ خارج از پارلمان ، به پيشنهاد های اصلاحاتی برای بخش خدمات اجتماعی و قوانين آلترناتيوی ، پروسه های شفاف سیاسی، تحقيقات در باره سوء استفاده از قدرت سياسی، توسعه جديد مناسبات نيروهای اجتماعی و اکثريت سياسی کمک کند.
ـ اعتراضات اجتماعی، توسعه بديل ها و خواست تحقق آنها: حزب چپ اعتراضات اجتماعی، حرکت برای بهبود وضعيت اجتماعی و توسعه بديل های رفرمی در مناسبات کنونی سرمايه داری و تحقق راه های توسعه ای را که از جامعه کنونی فراتر می رود را به پيش می برد. هيچکدام از اين سه اصل نبايد برای اجرای اصل ديگری دچار نقصان گردد.
ـ شرکت در دولت برای حزب چپ ابزاريست برای عملکرد های سیاسی و تحقق اجتماعی آن. البته به شرطی که شرايط ضروری برای تحقق آن وجود داشته باشد.اندازه و مقياس شرکت در دولت به بهبود اوضاع کسانی که دچار نقصان شده اند و قدرت دخالت در تصميم گيری های سیاسی ، ايجاد سدی در مقابل تهاجم های نئوليبرالی، پياده کردن طرح های بديلي و رفرم ها وابسته است. اين شرکت در دولت بايد به تغيير در مناسبات قدرتی بسوی چپ و تغيير سياست بيانجامد. حزب چپ تنها آنطوری در دولت قوی خواهد بود که در جامعه جا افتاده باشد و از سوی جامعه پشتيبانی شود. سياست چپ احتياج به انتقادات پی در پی ، فشار از سوی جامعه و بسيج غير پارلمانتاريستی دارد.
ـ ائتلاف پارلمانتاريستی با ديگر نيروهای سياسی : ما دست خود را به سوی يک چنين ائتلافی پيش خواهيم برد حتی اگرکه اين کار به تغيير مسير سياسی ما بيانجامد. ما همزمان برای يک سبک جديد سياسی حرکت می کنيم که باعث ديالوگ ميان جامعه و شرکت مستقيم شهروندان شود. امکانات متفاوت تاثير سياسی بر محلات، ايلات ها و کشورها و اتحاديه اروپا را ما در سياست خود وارد خواهيم نمود. عامل تعيين کننده برای پياده کردن يک سياست ديگررا بايد در سطوح سياسی کشور يافت. در آنجا غالب قابليت هائی نهفته است که برای اين تغيير جهت سياسی ضروريست(..............) .
ما می خواهيم جهانی به وجود آوريم که در آن شرف تک تک انسانها به طور واقعی بالا تر از هر چيزی قرار گرفته باشد. در جهانی که عدالت اجتماعی ، آزادی و حق تعيين سرنوشت ، دمکراسی و صلح در هم عجينند. در جهانی که ميان انسانها و طبيعت هارمونی زيبائی وجود دارد. ما برای تحقق چنين جهانی با هم ائتلاف می کنيم. متحدا مبارزه می کنيم و فرياد می زنيم که سرمايه داری تنها و آخرين کلمه تاريخ نيست.