دیدگاه ها

صفحه 58                                                                                         صفحه اول صفحه قبل

  

دوران گذار از مرحله تك قطبی به جهان چند قطبی دانست.

 سیامك طاهری

حدود 15 سال از فرو پاشی كشور شوروی و ااردوگاه موسوم به سوسیالیستی می گذرد. در ین سالها چهره جهان دستخوش تغییرات بزرگی شده است. در سالهی 1990 و 1991 جهانی تك قطبی جامه عمل به خود پوشید . جهانی كه در آن یالات متحده آمریكا با بیش از ده هزار میلیارد دلار تولید ناخالص ملی و نیروی نظامی ی كه به تنهیی از قدرتی بیش از مجموع كشورهی دیگر جهان قوی تر بود، هر كاری كه می خواست انجام می داد و هر خواسته ی را بر جهان تحمیل می كرد.

حمله به عراق و یوگسلاوی ، رشد اقتصادی مناسب ، رشد جهشی بورس، ری لازم و كافی در سازمان ملل . در آغاز سال 2000 شریط بار دیگر رو به تغییر نهاد. سقوط سهام ، پیین آمدن رشد اقتصادی ، رشد بیكاری ، پیدا شدن رقبی جدید اقتصادی دراروپا ، چین، هندوستان و حتی سر بر آوردن آرام ولی پیوسته دوباره روسیه. تغییری در جهان لازم بود تا سركردگی آمریكا را بار دیگر تضمین كند. حادثه 11 سپتامبر ین مكان را بار دیگر در اختیار برنامه ریزان نو محافظه كار حاكم برآمریكا قرار داد. نیروی نظامی می بیست بافت جهان را تغییر دهد. چنین مینمود كه اولین گام با حمله به افغانستان بسیار موفقیت آمیز برداشته شده بود. با تصرف افغانستان و سقوط طالبان ، كشورهی غیرهمسو با آمریكا در زیر فشار قرار گرفتند. یران دست به عقب نشینی هی دیپلماتیك زد . لیبی علائمی از تسلیم شدن نشان داد. عربستان و كویت بیش از پیش به خواسته آمریكا گردن نهادند.عرفات و سازمان آزادیبخش فلسطین هر چه بیشتر تحت فشار قرار گرفتند. روسیه می كوشید تاهمراهی خود را با آمریكا نشان بدهد. چین از هرگونه رودررویی با آمریكا پرهیزكرد. سرخوشی ناشی از ین عمل محافظه كاران ، آنان را تشویق به برداشتن دومین گام نمود. حمله به عراق – پرده دوم ینبار هم به نظر می آمد كه همه چیز بر وفق مراد كاخ سفید به پیش می رود. شكست صدام حسین و سپس دستگیری او. در صورت ادامه یافتن ین روند و افزیش چشمگیر تولید نفت عراق ، تسلط آمریكا بر نفت جهان گسترش یافت . مهمترین تولیدكنندگان نفت خاورمیانه یعنی عربستان ، كویت و عراق در تور سیاست هی آمریكا قرار داشتند و با اراده آمریكا میزان سقف تولید را تعیین می كردند. پیروزی در عراق فشار بر یران را گسترش می داد. روسیه و چین را در تنگنا قرار می داد. اروپا و ژاپن نیز كه به شدت به نفت محتاج بودند، ناچار می شدند كه سیاست هی جهانی خود را هر چه بیشتر با آمریكا هماهنگ كنند. از سوی دیگر شاهراه هی اقتصادی منطقه در دستان آمریكا قرار می گرفت و ین همه به تقویت بیشتر دلار – كه با پیدیی یورو مورد تهدید قرار گرفته بود می انجامید. آمریكا پس از جنگ جهانی دوم مقدار زیادی دلار چاپ كرده بود. بسیار بیشتر از مقداری كه اقتصاد آمریكا توان جذب آن را داشته باشد . ین دلارها به كشورهی دیگر صادر شده و در مقابل آن كالا و خدمات به آمریكا وارد شده بود. ین دلارها در خرید و فروش هی بین المللی از جمله نقت مورد استفاده قرار می گرفت . امری كه سقوط دلار و تورم گسیخته در آمریكا را موجب می شد. پیروزی در یك جنگ می توانست به تقویت چهره آمریكا به عنوان تنها ابر قدرت جهان بیانجامد و ین یعنی تقویت دلار بعنوان پول بین المللی . اما حوادث بدآن گونه كه در آغاز به نظر می رسید پیش نرفت. آمریكا در عراق زمین گیرشد. تلفاتش رو به فزونی گذاشتند . به مخارج جنگ روز به روز افزوده شد. در افغانستان نیز درگیری ها از نو آغاز شدند و آمریكا به كمك همپیمانانش بیش از گذشته وابسته شد. در عراق نیروهی گوناگون هم پیمان آمریكا چون اسپانیا، یتالیا، اوكرین و ..... زیر فشار افكار عمومی مجبور به ترك ین كشور شدد. عراق نتوانست تولید نفت خود را افزیش دهد. جنبش جهانی صلح ابعادی بی مانند یافت . متحدان آمریكا در اروپا – اسپانیا – یتالیا و ... – یكی پس از دیگری سقوط كردند. حتی بلر به شدت زیر فشار قرار گرفت. اعتبار جهانی آمریكا به شدت لطمه دید. دلار سقوط كرد و ارزش یورو بر آن پیشی گرفت . چین با گام هیی غول آسا به پیش تاخت . روسیه به رشد خود ادامه داد و توانست بدهی هی خود را پیش از موعد پرداخت كند. كشورهی آمریكی لاتین حركت به سمت چپ را آغاز كردند و جبهه جدیدی در مقابل آمریكا گشودند. ین وضعیت نمی توانست از سوی آمریكا مورد قبول واقع شود . با از دست دادن اوكرین وضعیت در كشورهی شوروی سابق به ضرر آمریكا در حال تغییر بود. با حمله اسرییل به فلسطین و سپس لبنان و تهدید سوریه پرده سوم بید آغاز می شد. حمله به فلسطین و لبنان – پرده سوم در ین پرده چهره خاور میانه بید تغییر می كرد و از فشار به نیروهی آمریكیی در افغانستان و عراق كاسته می شد. در صورت پیروزی اسرییل بر جنبش مقاومت لبنان شامل حزب الله – جنبش امل، حزب كمونیست لبنان و جبهه نیروهی چپ ، سوریه ، آماج بعدی تهاجم بود . اما ین بار هم محاسبات درست از اب درنیامدند. بیش از یكماه جنگ ، موفقیت اسرییل تثبیت نشد و اسرییل با دادن تلفات سنگین مجبور به پذیرش آتش بس گردید. در كشورهی جمهوری سابق شوروی نیز وضعیت در حال دگرگونی است. با شكست به اصطلاح انقلاب نارنجی در اوكرین ، دوری ین كشور ها از آمریكا و نزدیكی هر چه بیشتر آنان به روسیه در حال گسترش است. اسه آن در جنوب شرقی اسیا و پیمان شانگهی در اروپا – آسیا در حال تبدیل شدن به قدرت هی اقتصادی و اقتصادی – نظامی اند . بدین ترتیب با شكست هی پیاپی آمریكا در زمینه نظامی كردن كره خاكی ما چهره دیگری از جهان رخ می نمید. در ینده ی نه چندان دور – احتمالا" تا آغاز سال 2020 میلادی – دیگر آمریكا تنها ابر قدرت جهان نخواهد بود و جهان وارد مرحله چند قطبی می شود. اما تا آن زمان جهان دوران گذاری را طی می كند كه در آن هنوز آمریكا قوی ترین كشور جهان است و توان آغاز هر جنگی را دارد . اما به سختی امكان پیروزی را خواهد داشت و هر روز كه می گذرد ین امكان كاهش می یابد. بدین ترتیب دوران ما را بید دوران گذار از مرحله تك قطبی به جهان چند قطبی دانست.