دیدگاه ها

صفحه 41                                                                            صفحه اول صفحه قبل

  

 

مذهب امر خصوصی و شخصی است

 

مرجان افتخاری

16 مهر ماه1385

11 اکتبر 2006

27 سال تجربه دردناک، جنگ 8 ساله برای فتح قدس و کشته شدن بیش از 1 میلیون انسان، تحقیر، بی حقوقی و سنگسار زنان، سرکوب ، شکنجه و اعدام انسان-های آزادی خواه مردم را بطور عینی به این نتیجه رسیانده که مذهب امری خصوصی است.آنان دیگر احتیاج به این یا آن آیت الله ندارند تا به مبارزه برای جدایی مذهب از دستگاه دولتی بپردازند.

 

مردم ما در 27 سال گذشته تنها تحت فشار-های اقتصادی ناشی از تولید و مناسبات سیستم سرمایه داری نبودند. مردم تنها با بیکاری-ققر و گرسنکی روبرو نیسنتد. آنان با پدیده-ای بنام مذهب سیاسی، با هیولایی بنام اسلام در قرن 21 روبرو هستند. زنان تنها زیر فشار مناسبات اقتصادی و اجتماعی جامعه کلاسیک سرمایه داری قرار ندارند. آنان زیر قوانین ضد انسانی، زن ستیزو قرن وسطایی اسلام کمر خم کرده-اند.

در این 27 سال، کودکان بازی-های کودکانه و دنیای تخیلی خود را فراموش کردند. آنان را به تماشای صحنه-های اعدام خیابانی و تعزیه و عاشورا میرند. مدارس و سیستم آموزشی که نقش اساسی در سمت سو دادن و رشد فکری کودکان دارد چون تلوزیونی مدار بسته ای است که در آن کودکان جز اسلام، دعاهای آن و سوره -های قرآنی چیز دیگری یاد نمی گیرند. در واقع با دنیای دیگری جز اسلام آشنا نمشوند.

بطور کلی، مردم از هر طبقه و قشری با پدیده-ا ی بنام اسلام و قوانین عقب مانده و فاشیستی آن روبرو هستند. دقیقا در 100 پیش، مردم اروپا طی مبارزه-ای سخت و طولانی، با کلیسا بعنوان قدرت دولتی تصفیه حساب کردند. در 100 سال پیش، مردم آگاهانه کلیسا را از دسگاه سیاسی کنار گذاشتند و مذهب امری خصوصی و شخصی تلقی شد. دست کلیسا را نه تنها از منابع اقتصادی کوتاه کردند بلکه مهمتر از آن سیستم آموزشی را از زیر  نفوذ کلیسا خارج ساختند.

ولی در قرن 21، در اوج خلاقیت انسان، ما، با واپس مانده ترین پدیده تاریخی یعنی رژیم مذهبی و اجراء قوانین ضد بشری و فاشیستی آن روبرو هستیم. تراژدی-های تا ریخی و بشری فقط مربوط به قتل عام-ها و جنگ-ها نمی شوند. تخریب و تحمیق فکری و فرهنگی مردم بطور عام و نسل جوان بطور خاص،  تراژدی انسانی است. و اکنون جمهوری اسلامی، رهبری و پرچمدار تکرار تراژدی در قرن 21 است.

وقایع یکشنبه گذشته در تهران از چند زاویه حاءز اهمیت است. بروجردی، جدایی دین از سیاست و باز گشت مذهب سنتی را مطرح میکند. طرح این موضوع این سئوال را پیش می آورد که چرا بعد از 27 سال و در چنین شرایطی این موضوع مطرح می شود؟ چرا بعد ازتخریب مسجد میدان خراسان این جدایی ضرورت میابد.؟

جدایی دین و بطور مشخص اسلام از دسگاه دولتی، قبل از رفراندم معروف فروردین 58، بارها و بارها  توسط روشنفکران، نویسندگان، احزاب و سازمان-های مختلف بعنوان یک اصل مطرح شده و میشود.خارج از این موضوع، مردم که تجربه- تلخ و دردناکی از مذهبیون و حکومت مذهبی دارند، با واکنشی سنجیده نشان دادند که دیگر حاضر نیستند دستخوش موعظه-های این یا آن آیت الله قرار گیرند. عدم حضور مردم در دفاع از بروجردی شاید به این معنی باشد که مردم هیچگونه منافعی در دفاع از این یا آن ایت الله ندارند. تجربه عینی مردم نشان داده است که بروجردی-خمینی. خاتمی- خامنه ای و رفسنجانی نمایندگان یک سیستم تفکری، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی  و دینی هستند.

کارگران و مردم زحمتکش،،دانشجویان و به ویژه زنان در چند سال اخیر با تمامیت رژیم جمهوری اسلامی به مبارزه بر خاسته اند. آنان در طول این مدت بطور عملی نقش مذهب سیاسی و اسلام را در زندگی روز مره تجربه کردنده اند.آنان دیگر احتیاج به هیچ پیشوای مذهبی ندارند که برایشن این یا آن فتوا را صادر کند.