دیدگاه ها

صفحه 27                                                             صفحه اول صفحه قبل

      

آينده ی محافل اينترنتی چپ 

نادر ساده

ازهنگاميکه شبکه ي اينترنت خانگي شد وبه سرعت ارتباطات ومراودات چند جانبه افزوده گشت، روزبه روزاستفاده از فضاي مجازي گفتگو هاي جمعي نيزافزايش يافته  و دارد بتدريج اين نوع ازامکانات  مجازي،  شاخه اي ازجامعه شناسي ارتباطات را به خود اختصاص مي دهد .
دربين کليه ي کاربران، ايرانيان با گرايشات گروهي و  سياسي و سني  متفاوت دربهره گيري ازامکانات و نرم افزارهاي گفتاري - شنيداري و ويدوئويي در رده هاي جلوقراردارند .
همانطور که ميدانيم گرايشات چپ و سوسياليست نيزدرچند سال گذشته توانسته اند آراء و مباحث شان را در گفتگو هاي جمعي به معرض قضاوت بگذارند وبا توجه به پراکنده گي جمعيت؛ علاوه بر کساني که آشنايان قبلي يکديگرند ودر کنارارتباطات معمولي و تماس هاي روزانه ديگر؛ درشبکه ي چت روم ها نيزمشتري و کاربرو گرداننده اند، افراد بيشماري نيزتوانسته اند، بتدريج ازپل هاي هاي مجازي بگذرند ودر ارتباطات چند سويه با کاربران ديگري قرارگيرند. در همين فضاي مجازي اما، گروهبنديهاي خاصي تشکيل شده است که يکديگررا تاييد مي کنند؛ يکديگررا رد مي کنند، با يکديگررقابت مي کنند و يا درمواردي نيزازيکديگرمخفي مي شوند ودر اتاق هاي دربسته در جمعي خودماني به مسائل خاص خودشان مي پردازند.

در بين افراد با گرايشات چپ البته علاوه برگپ و گفتگوي محدود و ارتباطات سياسي درون گروهي محدود ،  برگزاري جلسات عمومي بحث هفتگي رايج ترين است . شرکت کننده گان دائمي ثابت و تعداد شرکت کننده گان متغيردر مجموع رو به افزايش است که بخشا از تغيير دائمي نامها ي شرکت کنندگان شناخته شده و  همچنين پيوستن افراد جديدي به کلوپ هاي بحث ناشي مي شود . اين گونه جلسات عمومي البته درموارد غالب مفيدند و براي برگزارکننده گان و شرکت کننده گان حکم روزنامه هاي شفاهي را دارند. عده اي مشتري دائمي هستند و از آغازتا پايان مباحث را دنبال مي کنند، عده اي به تيتر مباحث بسنده مي کنند و از آن مي گذارند و عده اي هم بهترين ها را تشخيص مي دهند و هدف مند مباحثي را انتخاب و در جلسات خاصي هم شرکت مي کنند و در اتلاف وقت صرفه جويي مي کنند. برگزار کننده گان اتاق هاي بحث اينترنتي اما گروهي ازافراد هستند که خود را سوسياليست و کمونيست وانقلابي معرفي مي کنند که به گرايشات خاصي تعلق دارند و يا عضو تشکل هايي نيز هستند ؛ اما برخي ديگر چنان وانمود مي کنند که مستقل هستند و مشغول خدمت به "اتحاد سوسياليست ها "  و براي کمک به جنبش کارگري ايران برنامه اجرا مي کنند . همين  زيست مجازي است که امکان ميدهد اين افراد در عين حاليکه ازکارمتشکل تشکيلاتي حذر مي کنند، خود را مستقل معرفي نمايند و  خلاء فعاليت واقعي را درتراکم برنامه هاي اينترنتي پر کنند و همين جلسات بحث و گفتگو را جايگزين فعاليت تشکيلاتي و فعاليت هايي سياسي نمايند که در دنياي واقعي فعالين کارگري و سوسياليست مجبور به انجامش هستند. تجربه ي سالهاي اخير بارها نشان داده است که امکانات تکنيکي پيشرفته همانطور که مي تواند در فعاليت سياسي –  اجتماعي در سرعت ارتباطات موثر باشد، همانطور هم مي تواند برذهنيت و تصورات افراد درون يک جنبش تاثير گذارباشد و به تعليق اجتماعي بيشتر ازمحيط زيست و کار بيانجامد که اصولا حوزه ي اصلي کنش گري براي سوسياليست ها ست . اين ويژه گي غلط انداز تکنيک پيشرفته و خدمت گذاري  اين افراد به اصطلاح مستقل بدان الزاما در پيشرفت فعاليت هاي کارگري  موثر نمي افتد بلکه مانعي بر سر فعاليت بالفعل کساني نيز ايجاد مي کند و برخي ديگر را که  توهم فضاي مجازي بر آنان غالب گشته و مرز بين واقعيت و تخيل را  گم کرده اندافزايش مي دهد . نمونه ي افرادي که بنام " فعال کارگري " در اينگونه اتاق ها خود را معرفي کرده اند کم نيست که نه زبان کارگر را بلدند نه جوهر طبقاتي کارگر آگاه را با خود دارند.

در اين اتاق ها ، برخي انگشت نما از گرداننده گان اتاق هاي بحث،  بصرف  اداره ي اتاق بحث  از فرصت  پيش آمده توسط  يک سخنران يا يک فعال واقعي کارگري يا سنديکايي بويژه وقتي از ايران هستند، براي خودشان  جايي باز مي کنند تا با بازارگرمي و تبليغ براي خودشان به ديگران که  معمولا ساکت مي مانند رهنمود دهند .
با همه اين اوصاف و نکات مثبت ومنفي ، اتاق هاي بحث سوسياليستي در اينترنت پديده اي آشنا ست .

تشکيل محافل چپ اينترنتي اما، رکن ديگري است که بويژه در دوسه سال  اخير در اينترنت اشاعه يافته  وکمتر درباره آن صحبت شده است .
 
ويژگي اين محافل در گزينشي بودن شرکت کننده گان آنست . درجه اي ازاعتماد و شناخت و تشويق ها وتاييد ها وانتخاب هاي کنترل شده در ترکيب اين محافل موثراست . نسبت شرکت کننده گان درخارج از کشوربالاست و بندرت افرادي با گرايش چپ از داخل کشوربه جرگه اين محافل جذب مي شوند . محافل مطالعات سيستماتيک مارکسيستي ، محافل راه اندازي پروژه اي فعاليت هاي جديد حول يک نشريه چپ و سوسياليستي ، محافل باصطلاح هماهنگ کننده ي گروههاي کاري در نقاط مختلف و محافل نيمه سياسي و نيمه تشکيلاتي منتسب به تشکل هاي چپ که شناخته شده اند، نمونه اي ازاين محافل اند که غالبا هم از حضورهمزمان خود در يک فضاي مجازي واحد و حتي يک کاتاگوري مشترک  اتاق هاي بحث بي خبرند .

برخي تجمع مجازي شان را صرفا بخشي ازتدارکات اقدام درفضاي واقعي قلمداد مي کنند . دستکم اين وعده را بخود مي دهند و روي نوع و روش دخالتگري پلميک مي کنند. برخي از شرکت کننده گان در اين محافل عمدتا ازفعالين با  سابقه هستند و در عرصه هاي نقد و بررسي و نگارش و شرکت در فعاليت هاي تشکيلاتي در بين آنان افراد شناخته شده اي هم حضور دارند ؛ اين امر بخودي خود انتظارازاين محافل را بالا مي برند و درهمان فضاي مجازي برکيفيت مباحث تاثيرگذار است .

 از طرف ديگر وقتي مسئله اقدام در بيرون مطرح باشد، محک سنجش هم بايد در اجراي قرارها در بيرون باشد ولي تا جايي که بد ليل تقسيم جغرافيايي و شرايط زيست مجازي مراودات توهم زاست، اعتماد هاي متقابل با مشکل روبروست . بهمين دليل  معمولا شناخت افراد درون محافل از يکديگر آغشته به توهم مي گردد و هرگزنمي تواند جايگزين شناخت تجربي و نزديک ازيکديگرگردد. بهمين خاطر براي افراد شرکت کننده ازداخل کشور در اينگونه محافل مسئله ي شناخت و اعتماد پيچيده تر است .
ازيکطرف آنان مي دانند در دنياي مجازي هستند و درپوشش اسامي نا شناس کمترقابل شناسايي اندبا اين وجود  عمدتا حتي در اين محافل قفل شده ؛ ازميکروفون نيزاستفاده نمي کنند وشنونده اند و مطالب شان را غيرمستقيم انتقال مي دهند . از طرف ديگر بدرستي قادر نيستند به ادعا هاي افراد مقيم خارج ازکشوراعتماد کنند. حرفهاي قشنگ را مي شنوند، گاهي هم مرعوب مي گردند؛ گاهي هم تازگي برايشان دارد، ولي چقدراين فضاي مجازي آنان را قانع مي کند که وارد کارگروهي با اينگونه جمع ها بشوند معلوم نيست . عده اي البته حاشيه اي  ارتباطات خود را حفظ مي کنند . اما آنچه مسلم است آنان نيزخواه ناخواه آغشته به توهم فضاي مجازي مي گردند و اطلاعات انتقال يافته بدانها ديجيتالي است . گاهي ممکن است  به توان و ظرفيت اينگونه  محافل به نحو اغراق آميزي باور کنند و احساس کنند که از دور دستي به آتش دارند و بازيگران اصلي کساني هستند که در جوامعي که زندگي مي کنند دست و پايشان باز است،  گاهي هم از اينکه در داخل کشور هستند، موقعيت جغرافيايي برايشان در بين اعضاي محفل امتيازي ايجاد مي کند که توهم همين  نيز مي تواند فريبنده باشد.

عدم امکان رابطه مستقيم با مخاطبين در درون جامعه بسته ايران زمينه ي روي آوري برخي افراد و نيروهايي است که در جامعه ايران بعنوان روشنفکر معترض زندگي مي کنند وبا وجود سرکوب و فضاي بسته با حداقل امکانات و البته  صرف وقت زياد قادرند پلي بزنند به فضاي بي انتهاي مجازي .
ويژگي سوم اين محافل اين است که به ظاهر محافلي هستند چند گرايشي و ترکيب متنوع دارند و افراد شرکت کننده ازسنت هاي مختلف هستند و ازهمه مهمتر منفرد هستند و بصورت فردي به محفل دعوت شده اند .
 
با وجود اين ادعا ما مي دانيم که  خوا ه ناخواه سازمانده هان اوليه گزينشي عمل کرده و مي کنند و آگاهانه  مي خواهند مانع حضورافرادي باشند که آنان را مناسب کاري که قصد دارند در پيش گيرند ارزيابي نمي کنند .همين گونه ي  " ديگري بودن " ،  يا بعبارت دقيق تر "چپ ازنوع ديگري بودن"، و" سوسياليست از نوع ديگري بودن " است که هم عاملي در پنهان کاري و آفتابي نبودن اين محافل از يکديگر است و هم نقطه تمايز اين محافل از جلسات عمومي مباحث علني مربوط به جنبش کارگري وچپ  قرار داده مي شود .در عين حاليکه  اتاق عمومي  مباحث مربوط به چپ انباشته  از همين محفلي ها ست .

با توجه به فضاي بي کران اينترنت و امکان آرايش هندسي محافل و مجامع و آزادي کامل افراد در انتخاب جا و مکان شان في نفسه هيچ ايرادي به شکل گيري محافل سوسياليست اينترنتي وارد نيست . اين محافل مي توانند شکل بگيرند و بعد از مدتي تغيير شکل دهند، منحل شوند، بزرگ و يا کوچک شوند .اين جابجايي ها ، اما تاثيري در آينده ي محافل اينترنتي بعنوان يک پديده ندارند . آنچه مهم است رابطه اين محافل با جنبش واقعي چپ ؛ کارگري و سوسياليستي کشورمان است . تعيين اين نوع رابطه است که اين محافل را تک به تک با چالش روبرو مي کند . بالاخره افراد شرکت کننده در اين محافل انسانهاي واقعي هستند و در شهر و کشوري در اين جهان زندگي مي کنند ، که روزانه در آنجا صد ها مسئله سياسي اجتماعي در جريان است  و بعنوان ايرانيان تبعيدي خوانا خواه در جريان مسائل داخل کشور ايران هم قرار دارند و بايستي دقيقا  بدانند در جامعه ايران جنبش کارگري زنده سازمانيابي مي شود و حمايت هاي موثر بين المللي در تقويت آن کارساز است و وظيفه اين است .

آيا براي تشخيص نياز مبرم به حضور و شرکت در مبارزات جاري سياسي اين کشور ها بنام سوسياليست ها و مدافعين جنبش کارگري تجربه ي واقعي چند دهه گذشته و نارسايي هاي جدي در جلب حمايت هاي بين الملي کارگري  کافي نيست ؟ آيا بدون تجمع ايرانيان سوسياليست و کارگري که دريک محل زندگي مي کنند وتشکيل يک کميته يا گروه يا کانون همبستگي و انتقال متقابل اخبار و گزارشات کارگري و ايجاد پل دو سويه بين فعالين کارگري ايران و فعالين کارگري کشورهاي ديگر مي توان اصولا در اهميت حمايت هاي بين المللي در اتاق هاي بحث اينترنتي داد سخن راند اما در همان محله و شهر زندگي سر در کار خود فرو برد و بي تاثير بر کشمکش هاي سياسي اجتماعي و در افکار عمومي کشورهاي ميزبان باقي ماند و بعنوان مدعي و عضو جنبش کارگري هم بر بي نقشي خود توجيهات افلاطوني تراشيد و از پشت مونيتور کا مپيو تر با تکنيک از راه دور در جلد يک فعال کارگري يا سوسياليست در آمد و کارگران پيشرو ايران را وام دار خود ساخت ؟

عدم تناسب بين محافل تشکيل شده چپ و سوسياليست با نياز هاي عملي وواقعي فعاليت در محل زيست کار از يکسو و تعداد قليل کميته هايي که بطور واقعي به ابتکار تعدادي از مدافعين جنبش کارگري بعنوان مثال در چند شهر آلمان تشکيل شده است نشان از 2 آينده ي متفاوت دارد. آينده ي کميته هاي محلي، پايدار و استوار و حقيقي وواقعي است . چرا که انگيزه حيات آن ربط مستقيم به حيات و مبارزه ي جنبش کارگري دارد و عضوي از آن است . اين به معناي پشت کردن به اينترنت نيست . بقول آن حرف معروف ما سوسياليست ها و چپ هاي کارگري بايد از آخرين کلام در تکنيک بهره بريم .
در اينترنت همچنان مي توان و بايد از امکانات براي سرعت ارتباطات استفاده کرد . مباحث عمومي و علني مربوط به جنبش چپ، کارگري و سوسياليستي را به بحث گذاشت و در محل کار وزيست بايد کميته هاي همبستگي با جنبش کارگري را هر جا که هستيم به ابتکار خودمان تشکيل دهيم و در رابطه هاي زنده ي شبکه اي با فعالين ديگر اين عرصه وارد هماهنگي و همکاري شويم .
آينده ي محافل اينترنتي اما سيال، ناپايدار، ذهني و مجازي است . سوسياليست ها و چپ هاي کارگري مجاز نيستند بسان جزاير پراکنده در هزارتوي اينترنت گم و ناپديد شوند . اينرا به مناديان سوسياليست هاي اينترنتي واگذاريم .
 16
سپتامبر2006