|
دیدگاه ها |
صفحه 24
بالهای کمیتۀ مرکزی را با ران بـوش* عـوض می کـنم !
روزنامۀ سوتسکایا
راسیا شمارۀ ٩٨ (١٢٨٧١) پنج شنبه ٢٤ اوت ٢٠٠٦
گارباچف ، پانزده سال پیش آشکارا از حزب کمونیست شوروی روی برتافـت
وعـلـنا به آغوش رئیس سازمان " سـیا " و کاخ سفید رفـت .
پانزده سال پیش ، ٢٤ اوت سال
١٩٩١، میخائیل گارباچف ، رئیس جمهوراتحاد شوروی انصراف خود از
دبـیر کـلی کـمیتۀ مرکزی حزب کمونیست شوروی را اعـلام کـرد . وی
ازکمیـتۀ مرکزی حزب کمونیسـت خواست ، خود را مـنحـل نمایـد ،
احـزاب دیگر جمهوریها و ارگانهای محلی ، خود در مورد سرنوشت خویش
تصمیم بگـیرنـد .
بدین ترتیب ، نه تنها
نام شخصیتهای بزرگ ، قـهـرمانان و سـازندگان درحافـظۀ تاریخ می
مـاند ، حتی ، نام خائنین ، ویرانگران و تخریب کنندگان پستی که می
بایست زدوده شود ، در یاد نسلها ماندگاراست . و هیچگاه ، نباید
آنها را فـراموش کرد ، همانگونه که ، اقـدامات ویرانگـرانۀ آنها از
بردنی نیست . تا ، درسی برای آینده باشد و آن تکـرار نشود .
نام میخـائیل سرگـئی
اویچ گارباچف ، شخصی که ، در طول شش سال ، رهـبـری حـزب کـمونیست و
اتحاد شوروی را برعـهـده داشت ، برای مـا مـردمی که اتحاد شوروی را
وطن خویش می شناختیم ، فـراموش شدنی نیست . زیرا گارباچف ، فـردی
که ، مسئـولـیت دولـت پر قـدرت جهانی و حـزب سازندۀ آنرا پذیرفـتـه
بود ، نه فـقـط به حزب و میهن خویش ، حتی با اقـدامات و اعـمال
خود به دهها میلیون مردمی که میهن خویش را ساخته بودند ، خیانت
کرد. چنین فـردی شایستۀ فـراموش کـردن و بخـشیـدن نیـست ، بویژیه
شخصی که ، در ابتدا امیدواریهای بزرگی آفـرید .
امـا ، همانگونه که خیلی
زود معلوم شد ، نه نوسازی حزب کمونیست واتحاد شـوروی ، نه زندگی
نو مردم کشور و نه چشم انداز رهـبری آن ، هـمانـطورکه می بـینیـم ،
از اهـمـیّت چندانی برخوردار نبود . همۀ اینها برای وی فـقـط
کلـمات دهـن پرکـنی بود که ، با اشـتیـاق برزبان می راند ، بخصوص ،
زمانی که می دانست مردم زیادی ، آن مردمی که سرکردگان آنها ، به یک
باره به « دولـتهای دوست » تبـدیـل شده اند ، به دقـّت به آن گـوش
می دادند و این دوستی که عـملا هیچوقت نبود ، بلـحاظ عدم صداقـت
، بخاطر در نظر گرفـتن مـنافـع دشمنان ما ، با مداحی رؤسای خود ،
همۀ دستاوردهای شوروی را ، با آسودگی خیال و بدون در نظر گرفتن
اینکه ، نسلهای مردم شوروی برای نیـل به هر یک از آنها ، از
زحـمـت و خون خود مایه گذاشته اند ، یکی بعـد از دیگری تـسلـیم
نمود . و امـّا بـسـیار سریـع ، بهـای بسیار سنگـینی بخاطر
عـقـب نشینی تحت عـنوان « دموکراسی و نوسازی » پـرداخت شد .
عـلـیرغم اراده و خواست مردم
در جریان رفراندوم ، پیمان نامـۀ بلاوژسکی امـضـاء شـد و دولـت
مـتحـده « مـنـحـل » گـردیـد . ٩٠٪ مردم را بـسرعـت به دامـن
فـقـرغـلـتانـدنـد و با همان سرعـت ، عـده ای ثروتمند ، مـوسـوم به
الـیـگـارشی مالی نیـز به منـصـۀ ظـهـور رسـیـد . شورای عـالی که
، هـنوز نمایـندگانش جای خود را نمی شـناخـتنـد ، تـیـرباران
گردید ، با "شور واشـتیاق " فراوان از « انـقـلاب اوت» سخن می
گـفـتـنـد ، جنگ در چچن وکشتار مداوم هموطنان ، درگـیریها و
اقـدامات تروریستی ، نفـرت و خـشونت متـقـابل در میان مردم
چنان شـدّت گـرفـت که گویی ، همچون دروغ و خیانت پایان نا
پذیراست .
٢٢ ماه اوت سال ١٩٩١ ،
گارباچف ، پس از بازگشت از فـورس ، طی یک مصاحـبۀ مطبوعاتی ، سعی
کرد مسئولیت تصمیمات و اقدامات خودرا برعـهده نگیرد . وی گفت : «
ما ، در توافق با بوریس نیکولایویچ ( یلتسین ) طی ماههای اخیر
کاری می کنیم که ، همکاری ما با وی ، عـامل دائمی اتحاد تمام
نیروهای دموکرات درهمۀ جمهوریها باشد » .
« این وظیفـۀ من است ، من
تمام توان خود را در جهت پاک سازی صفوف حزب کمونیست اتحاد شوروی
از نیروهای مرتجع بکار خواهم گرفت . من تصور می کنم طبق برنامۀ
جـدید حزب می توان بهترین ، متـفکرترین و مترقـی ترین نیروهای
حزبی را متحد ساخت . بنابر این ، من با آنچه که در مـورد کـل حزب
، که مرتجعـین هم در آن هـست ، گـفـته می شود ، موافـق نیستم ».
این ، سخـنان گارباچف در کـنفـرانـس مـطبـوعـاتی بود . امّا ،
عـمر این « وظیفۀ» گارباچف زیاد نبود : گارباچف ، تنها دو روزپس
از این کنفرانس مطـبوعاتی از حزب تحت رهبری خود کناره گیری کرده و
آنرا به امید سرنوشت رها ساخت و پس از سـه ماه کشور تکه ـ پاره شده
، در اختیار بوریس یلتسین و رفـقایش گـذاشته شد .
گارباچف ، زمانی که دو
روز پس از « متحد کردن بهترین نیروهای حزبی » انصراف قـطعی خود را
از حزب اعـلام کرد ، درجواب سئوال متعـجـبانۀ خبرنگاربی . بی . سی
. درمورد چـنین تـغـییر سریع موضع دبیر کل سابق ، با بی شرمی گـفـت
: « دو روز قـبل ، مـن از موضع رهـبران حـزب و کمـیته های حـزبی
اطلاع نداشـتم . زمانی که فهـمیدم اکـثریـت اعـضای هـیئت سیاسی
که در سرکار بودند ، با این قـیام سیاسی مخالفت نکردند و به حمایت
از دبیر کلّ و رئیس جمهـور برنخواستند ... وقـتی فـهـمـیدم که
تـعـدادی از اعـضای کمـیتۀ مرکـزی و بـسیاری از کمیته های حـزبی در
ولایات و ایالات به طرفداری از قـیام کـنندگان موضع گیری کرده اند
، روشن است که ، من ، هم بلحاظ سیاسی وهم ازنقـطه نظر اخـلاقی
نمی توانم در کنار این نیروها قرار بگیرم » . و این شخص که
انـتظار داشـت ، کـمونیستهـا بجای دفاع ازحزب ، بجای دفاع از اتحاد
شوروی ، از دبیر کلّ حمایت کنند ، از اخـلاق هم صحـبـت می کـنـد !
واما ، فاجعه بزرگتر
این است که ، ما مردم ، حزبی و غـیر حزبی ، پیر و جـوان که اتحاد
شوروی میهن ما بود و دارای تجربیات بسیار غـنی بودیم ، نتوانستیم
نیروهای مدافـع میهن خویش را سازماندهی کـنیم . بله ، این
بـدخـتـی بزرگ زمانی قابل درک است که ، سرکرده ای نیروهای تحت
فرماندهی خود را در جبهه رها کرده و جـبونانه فـرار می کـند .
سازماندهی ممکن بود . با شوکه شدن توجیه می کنند ، شوک از این که
اتحاد شـوروی را عـملا بدون مبارزه تسلیم کردند . توضیح می دهند
ولی ، نمی توانند تبرئه نمایند .
و اما ، این یک درس بود
، درسی برای آینده . برای اینکه واقـعـیات سیاسی امـروز،
زمانیکه با بر زبان راندن کلمات دهن پرکن دربارۀ میهـن کبیر ، در
بارۀ برنامه های عظیم ملی ، مهـمتر از همه ، زیر لبخندهای سرشار از
شادی « دوستان » غـربی ، گاهی با همان اسامی ، روسیه بازهم منافع
ملی خود را مورد معامله قرار می دهـد . آنطورکه معـلوم است طی
سالیان اخیر ، گارباچف فاجعۀ دولت را تکمیل می کند . پانـزده سال
قـبـل ، گارباچف « بخاطر اعـضای عـادی حـزب » از همۀ اختیارات
خود دست کـشید و پیشنهاد کـرد که ؛ آنها مـتحد شوند و مستقـلا
فـعـالـیت کـنند . البته ، آنهایی که معـتـقـد بودند ، ازاین توصیه
پـیروی نمودند . بویژه ، آنهایی متحـد شـدنـد که ، از رهـبری خائن
فاصله گـرفـتنـد و بسیار راحت تر مبارزه می کـنند . و ما ، اینک
، دیگر خـود را گم نمی کـنیم ،عـقـب نشینی هم نمی کنیم . ولی ،
گارباچف به جایگاه واقعی خود ، جایگاهی که نام خائنین فراموش نشدنی
تاریخ درآن ثـبت شده است ، رسید . برای هـمیشه ، نـام خـود را در
ردیف خائنینی همچون یهـودا حـکّ نمود .
ا . یوری اوا
برگردان : ا . م . شیزلی
*) منظور از ران بوش ،
ران مرغ است که ، از زمان جرج بوش پدر، از آمـریکا به اتحاد
شوروی صادرمی شـد و تا کنون هم صادر می شود . در میان مردم به نام
ران بوش مشهور است .
![]()