1- دوره اول : بدنبال رشد و پیروزیهای بورژوازی بر
نظامات فئودالی ، طبقه کارگر در سال 1848 اولین گامها
را بسمت تشکل حزبی برداشت . با تشکیل اتحادیه
کمونیستها و تدوین مانیفست کمونیست بعنوان اولین
برنامه حزب کمونیست ، اعلام شد که طبقه کارگر حامل راه
حل تاریخی تضادهای سرمایه داریست . اما شکست مبارزات
کارگران در همین سالها و پیروزی سرمایه داری بر اولین
قیام طبقه کارگر نشاندهنده عدم آمادگی اوضاع برای یک
انقلاب سوسیالیستی بود .
2- شکست جنبش طبقه کارگر که با دوره رونق دوباره
سرمایه داری توام بود ، کمونیستها و مقدم بر همه اعضای
اتحادیه کمونیستها را به جمعبندی این شکستها تشویق
نمود . ولی در 1864 و تشکیل انترناسیونال اول بر زمینه
رشد و تکامل سرمایه داری ، طبقه کارگر نیز وسیعتر و به
لحاظ کمی و کیفی آماده تر از قبل وارد مبارزه اقتصادی
شد و با تشکیل انترناسیونال اول به ابتکار کارگران
فرانسه و انگلیس ، هزاران کارگر از کشورهای مختلف
سرمایه داری را بخود جلب نمود . اما مبارزات کارگران
بر زمینه تکامل سرمایه داری هنوز مبارزه ای اقتصادی
بود . حضور مارکس و بقیه اعضای اتحادیه ، نظرات مارکس
را در میان کارگران توسعه داده و وجه تمایز خود را با
جریانات آنارشیستی معین نمود .
3- فرا رسیدن بحران 1870 و جنگ فرانسه و پروس و شکست
امپراطوری دوم ، بیکاری و فقر و گرسنگی را بر مردم
کارگر و زحمتکش پاریس که در محاصره نیروهای بیسمارک
بسر می بردند ، به ارمغان آورد . قیام مسلحانه کارگران
پاریس به برپایی کوتاه مدت کمون پاریس منجر شد . کمون
پاریس که نتیجه اولین حمله مستقیم پرولتاریا به دژ
سرمایه داری محسوب میشد ، تجربیات و اموزشهای زیادی بر
جای گذاشت . اما با شکست خونین کمون پاریس و قتل عام
کموناردها توسط بورژوازی که با دوره دیگری از رونق
اقتصادی سرمایه داری همراه بود، به اضمحلال
انترناسیونال اول وحاکم شدن یک دوره رکود نسبی بر جنبش
کارگری انجامید .
4- همزمان با دوره جدید رونق سرمایه داری ، طبقه کارگر
نیز بتدریج شانه های خود را از زیر شکست سنگین کمون
پاریس و از هم پاشی انترناسیونال اول بیرون آورد و
برای مبارزه با سرمایه داری دست به ایجاد سازمانهایی
نظیر اتحادیه ها، صندوقهای بیکاری و غیره زد . در این
دوره ، اتحادیه ها و احزاب سیاسی طبقه کارگر بر زمینه
صعود سرمایه داری شکل میگرفتند که حداکثر سود را از
بازارهای داخلی و خارجی بیرون می کشید .
در این شرایط مبارزه برای مطالبات رفاهی ، نظیر تقلیل
ساعات کار ، حق تشکل ، افزایش دستمزدهابه نتیجه مطلوب
می رسیدند .
بدین ترتیب تحمیل برخی رفرمها به بورژوازی ( که
پیروزیهای مهمی برای طبقه کارگر در رسیدن به خواستهای
صنفی و اقتصادی محسوب میشد ) خود زمینه ساز انحرافات
معینی در جنبش طبقه کارگر گردید .
تصور می شد که دیگر امکانات تحول تدریجی سرمایه داری
به سوسیالیسم فراهم آمده است و .... که متعاقب آن
زمینه انحرافات بعدی در انترناسیونال دوم و احزاب
سوسیال دموکرات بوجود آمدند .
5- با اضمحلال انترناسیونال اول که گرایشات مختلف فکری
را در خود جمع کرده بود ، حزب سوسیال دموکرات آلمان
گرایش مارکسیستی برهبری لیبکنشت و ببل تاسیس شد و با
رشد سرمایه داری در دهه های آخر قرن نوزدهم امکان و
ضرورت تشکیل احزاب و سازمانهای پرولتری ، بار دیگر در
دستور قرار گرفت بدین ترتیب بر زمینه رشد سرمایه داری
، پروسه تشکیل احزاب در کشورهای صنعتی آغاز و به تاسیس
انترناسیونال دوم در 1889 منجر شد .
6- انترناسیونال دوم که ابتدا از وحدت جریانات
مارکسیستی و طرفدار مانیفست تشکیل شده بود، بر زمینه
صعود سرمایه داری ، به رفرمیسم و انحطاط گرائید ،
پیروزی بورژوازی ، سلطه ناسیونالیسم ، میهن پرستی در
تشکلهای توده های طبقه کارگر بود.
انحطاط انترناسیونال دوم با گذار سرمایه داری به دوران
امپریالیسم و انحصارات توام بود . با تشدید تضادهای
امپریالیسم و با تفوق ارزشهای بورژوازی ، نظیر میهن
پرستی و ناسیونالیسم ، گرایش طبقه کارگر را به سمت
بسیج شدن برای جبهه های جنگ و تبدیل شدن به گوشت دم
توپ بورژوازی امپریالیستی توسعه داد .
مباحثات تئوریک در انترناسیونال دوم ، بر زمینه بیداری
مجدد پرولتاریا در شرایط نوین ، تاسیس احزاب طبقاتی
پرولتری راممکن ساخت . سازمانهای پرولتری ماقبل
انحصارات از جمله احزاب انترناسیونال دوم که با وجود
افتادن به دامان بورژوازی دستاوردهای تئوریک و عملی
فراوانی بهمراه داشتند ، قادر به پاسخگویی به مسائل
نوین و نیاز های مبارزه طبقاتی ناشی از این شرایط
نبودند .
احزاب کمونیست میبایست در دوران زوال بورژوازی به
مساله اساسی انقلاب اجتماعی و کسب قدرت سیاسی توسط
طبقه کارگر و ساختمان سوسیالیسم پاسخ می دادند .
سومین انترناسیونال ، با وفاداری به مارکسیسم گرد
اقلیت های نظری که بر علیه خیانت سوسیال دمکراسی
مبارزه کرده بودند ، شکل گرفت و سرانجام حزب بلشویک به
آن قطبی تبدیل شد که انترناسیونال سوم بر محور آن شکل
گرفت .
6- تشدید تضادهای امپریالیسم ، اولین جنگ جهانی را
شعله ور کرد ، در حالی که انترناسیونال به همراه
بورژوازی با تبلیغات ناسیونالیستی و میهن پرستی ، طبقه
کارگر را به سوی جنگ بسیج می کردند ، احزاب کمونیستی
نظیر حزب بلشویک در روسیه- در راه بسیج ، سازماندهی و
آموزش طبقه کارگر برای سرنگونی بورژوازی تلاش می
نمودند . این تلاشها در سازماندهی و رهبری انقلاب
اکتبر در روسیه نتیجه داد .
7- انقلاب اکتبر از نظر تاریخی نقطه آغاز بزرگترین
تحولی بود که تاریخ بشر برای اولین بار تجربه می کرد .
با انقلاب اکتبر دوران سقوط سرمایه داری و پیروزی
انقلابات اجتماعی شروع شد . قبل از انقلاب اکتبر طبقه
کارگر بصورت طبقه حاکم در یک کشور قدرت سیاسی را بدست
نگرفته بود و با ائتلافی از دشمنان رنگارنگ طبقاتی خود
نجنگیده بود . با انقلاب اکتبر بشر به تغییر نظام
اقتصادی – اجتماعی حاکم و آفرینش جامعه ای عاری از ستم
و استثمار باور پیدا کرد .
با پیروزی انقلاب اکتبر دوران انقلابات کارگری و گذار
از سرمایه داری به سوسیالیسم و دوران پیروزی بشر بر
استثمار و استعمار ، پیروزی بر جهل و تیره روزی آغاز
گردید .
پیروزی انقلاب اکتبر نه تنها به جنبش کارگری جهانی جان
تازه ای بخشید ، بلکه توده های عظیم اقشار مورد
استثمار ، خلقهای تحت ستم و اسارت امپریالیسم و
استعمار را به میدان مبارزه کشاند ،جهان بینی مارکسیسم
، تئوری و تاکتیک انقلاب پرولتری و لنینیسم بسرعت در
پنج قاره جهان گسترش یافت .
انقلاب اکتبر در عین حال که پیروزیهای درخشانی برای
بشریت به ارمغان آورد ، سرآغاز انقلاب عظیم فکری جامعه
بشری نیز بود .
8- انقلاب اکتبر بازار واحد و جهانشمول سرمایه داری و
زنجیر امپریالیسم را از هم درید و آغاز بی بازگشت
بحران عمومی سرمایه داری را که با جنگ جهانی اول آغاز
شده بود ، نمایان ساخت .
9- با پیروزی انقلاب اکتبر بحران عمومی نظام سرمایه
داری باز هم تشدید شد و جنگ جهانی دوم ، دومین تظاهر
عظیم این بحران علاج ناپذیر بود .
10- جنگ جهانی دوم که در عین حال یک جنگ تمام عیار
علیه اتحاد شوروی و سوسیالیسم و انقلاب پرولتری محسوب
می شد . نه تنها قادر به حل بحران عمومی و بی بازگشت
سرمایه داری نشد ، بلکه به پیروزی یکسری انقلابات
پرولتری و رهائیبخش در کشور های مختلف انجامید .طبقه
کارگر با مبارزات خود در کشورهای پیشرفته سرمایه داری
نیز به دستآوردهای شگفتی دست یافت .
اما در طول ساختمان سوسیالیسم یک سری عوامل عینی و
ذهنی منجر به تحولاتی شد که احیای سرمایه داری در
شوروی و سرانجام فروپاشی آنرا موجب شد.
11- بر خلاف پیشبینی های اولیه مارکس ، نخستین انقلاب
کارگری نه در کشورهای پیشرفته سرمایه داری بلکه در
کشورهایی با رشد نسبتا متوسط سرمایه داری پیروز شد .
علاوه بر آن از همان آغاز سرمایه جهانی با ایجاد جبهه
واحدی از چندین کشور سرمایه داری امپریالیستی انقلاب
اکتبر را مورد حمله قرار داد .طولانی شدن جنگ داخلی و
متعاقب آن ،آغاز جنگ جهانی دوم و جنگ سرد و صدها توطئه
ریز ودرشت دیگر ، نقش بسیار مخربی در تمام مراحل سیاسی
و اقتصادی ساختمان سوسیالیسم بوجود آورد .
12- اگر چه برنامه اولین دولت کارگری برای دوران گذار
از سرمایه داری به سوسیالیسم ، لغو مالکیت خصوصی بر
ابزار تولید و استقرار مالکیت اجتماعی بر وسایل تولید
و توزیع ، تکامل برنامه ریزی شده اقتصاد ، اجرای
انقلاب فرهنگی ، لغو ستم جنسی ، ملی و.... بود معهذا
تجربه تاریخی نشان داد که مساله ساختمان سوسیالیسم و
دوران گذار به کمونیسم ، بسیار پیچیده تر از آنست که
ابتدا تصور میشد.
13- در کنار عوامل خارجی اما علت اساسی را باید در
تاریخ خود انقلاب کارگری شوروی جستجو کرد .
اگر با پیروزی انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر ( بجز
دوره هایی غیره نمونه وار ) تمامی مبارزه سیاسی عبارت
بوده است از نبرد برای احراز قدرت بین پرولتاریا و
بورژوازی که نیروی محرکه اصلی تاریخ معاصر را تشکیل می
دهند . آنگاه در شوروی نیز که دوران گذار را طی می کرد
، این نبرد طبقاتی را مبارزه بین بورژوازی سرنگون شده
ای که هنوز امید به احیای مجدد را از دست نداده بود و
طبقه کارگری که قدرت سیاسی را بچنگ آورده بود ، اما
هنوز اهداف اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی خود را کاملا
مستقر نکرده بود ، تشکیل می داد .
نتیجه نبرد این عوامل اقتصادی بخاطر اشتباهات و
انحرافات حزب کمونیست شوروی ، از جمله شکلگیری
بوروکراسی ، اعلام از بین رفتن طبقات و غیر ضرور بودن
مبارزه طبقاتی و محدود شدن نقش شوراها و آزادیهای
سیاسی و توهم گذار جامعه به فاز کمونیسم پیشرفته و
.... سوسیالیسم را از مسیر تاریخی خود منحرف و دچار
موانع و مشکلاتی کرد که روند بازگشت سرمایه داری را
ممکن گرداند .
با فروپاشی اتحاد شوروی و کشورهای اروپای شرقی " مرگ
کمونیسم " در بوقهای تبلیغاتی سرمایه داری جهانی دمیده
شد . پیروزی قطعی نظام سرمایه داری بر سوسیالیسم و
استقرار " نظم نوین جهانی " از سوی مقتدر ترین کشورهای
سرمایه داری ( امپریالیسم آمریکا ) اعلام گردید و
یکدوره کوتاه مدتی که با خیانت و رویگردانی بسیاری از
سوسیالیستهای در حرف ، توام بود به جنبش کارگری
کمونیستی حاکم گردید .
14- تداوم بحران سرمایه داری علیرغم "راه
حلهای"نئولیبرالیسم ، همراه با جهانی شدن بیش از پیش
سرمایه داری ، نقش شرکتهای چند ملیتی ، طبقه کارگر و
زحمتکشان جوامع بشری را نسبت به توهم پراکنی بورژوازی
درباره محسنات "نظم نوین" بیش ازپیش آگاه کرد و با
خوابیدن گرد و خاک ناشی از این تبلیغات جنبش جهانی
کارگری کمونیستی بار دیگر سر بلند کرد و آرامش سرمایه
داری را برهم زد.
15- "شبح کمونیسم " این بار بر زمینه رشد همه جانبه
نیروهای مولده، تکامل ابزارهای تولید ، انقلاب عظیم
تکنولوژیک و انفورماتیک و رشد و ارتقأ آگاهی و همبستگی
طبقه کارگر در سراسر جهان و بر زمینه پیکار عظیم
اکثریت جامعه بشری علیه ستم و استثمار سرمایه داری به
جولان در آمده است .
16- پیشتازان طبقه کارگر ، احزاب ، افراد و جریانات
کمونیستی با بازبینی و نقد و جمعبندی اشتباهات و
پیروزیها، در راه نوسازی جنبش کمونیستی و سازماندهی
احزاب طبقاتی گام بر می دارند .
17- قرن بیست و یکم امکانات مادی و معنوی بیشتری را
برای استقرار سوسیالیسم فراهم خواهد نمود. مبارزه
طبقاتی در قرن بیست و یکم با اوضاع و احوال متفاوتی از
دوره پیروزی انقلاب اکتبر خواهد بود . رشد و گسترش
بیسابقه تکنولوژی ، توسعه عظیم تجارت و بکارگیری مدرن
ترین وسایل ارتباط جمعی و تبدیل شدن اطلاعات به کالا ،
افزایش آگاهی و تخصص و آموزش پرولتاریا ، گسترش
دستگاهها و ابزارها ی کامپیوتری ، به کارگیری روبوتها
، پروسه جهانی شدن سرمایه داری و تسلط کامل نظام
سرمایه داری در اقصی نقاط جهان ، به حاشیه رانده شدن
مسایل ملی ، مستعمراتی و .... و به جلو صحنه رانده شدن
جنبش کارگری در کشورهای غنی و فقیر ، پیشرفته و در حال
توسعه ، هم سطح شدن شرایط زندگی ، تجربیات در خواستها
و مبارزات ، همه و همه نه تنها شکلگیری و نوسازی و
بازسازی احزاب کمونیست را بر مبنای برنامه و اهداف
طبقاتی استوار خواهد کرد ، بلکه اتحاد آنهادر سطح جهان
را نیز نه بر مبنای شکلگیری حول محور این قطب یا آن
قطب جهانی ، بلکه بر مبنای سطح بسیار پیشرفته تری از
برنامه و در خواستهای جدید شکل خواهد داد .
18- تمام جابجایی ها ، اتفاقها و اتحاد ها ، چه در
چارچوب یک کشور و چه در سطح جهانی ، یک چنین هدفی را
دنبال خواهند کرد و شرایط آستانه هزاره سوم و اوضاع
مشخص جهان چنین قطب بندیهائی را برای تشکیل احزاب
کمونیست ، شکلگیری جنبش جهانی کمونیستی و تحقق انقلاب
اجتماعی طبقه کارگر آماده خواهد نمود .