مشخصات عمومی حزب کمونیست

صفحه اول                                                    

 

مشخصات عمومی حزب کمونیست

 

در فاصله یک و نیم قرن از پیدایش اولین حزب کمونیستی و نگارش مانیفست ، درکها و برداشتهای متفاوتی از حزب بوجود آمده است . ما بر اساس جمعبندی تجربیات ایندوره ( با توجه به شرایط مشخص موقعیت تاریخی تشکیل این احزاب ) مشخصات عمومی زیر را برای حزب کمونیستی که باید به نیازهای تحول یابنده هزاره سوم جهت تحقق انقلاب اجتماعی پرولتاریا پاسخ دهد ، لازم می شماریم :

1- حزب کمونیست تجمع بخش پیشروی طبقه کارگر است که در جنبش انقلابی خود طبقه شکل می گیرد . بعبارت دیگر حزب نتیجه مبارزه طبقاتی و رشد آگاهی طبقه کارگر و تلفیق سوسیالیسم علمی با جنبش کارگریست .

2- حزب کمونیست بیانگر آگاهی و اهداف طبقه کارگر ، ارگان پیشتاز و خط مقدم دفاع از منافع اقتصادی و سیاسی درازمدت طبقه کارگر است .

 3- حزب سازمانده ، آموزش دهنده و آگاه کننده طبقه کارگر در تمامی سطوح است.

4- حزب نیروی مبارزه علیه پیشداوریهای بورژوائی در جنبش کارگری است . پیشداوریهایی که از ارتقای آگاهی و رشد اشکال مبارزاتی کارگران جلوگیری کرده، آنرا در برابر بورژوازی ، تئوریسنها و رهبران فکری و سیاسی آن خلع سلاح می کنند.

5- حزب پیشروترین ارگان طبقه کارگر است . معهذا طبقه کارگر در مراحل مختلف مبارزه به رشد آگاهی و ارتقای کیفیت خود می پردازد و بنابراین دارای احزاب و تشکلها و سازمانهای متفاوتی است . اما همانگونه که در این مبارزه منافع طبقاتی ، کارگران را به اتحاد و یکی شدن سوق می دهد ، بدون تردید در زمینه آگاهی نیز طبقه کارگر در روند مبارزه خود به سمت عمومیت یافتن آگاهی بر اساس منافع طبقاتی پیش می رود . وظیفه حزب است که با تمام تلاش به این پروسه کمک کند .

6- حزب خطاناپذیر نیست ، بلکه مستعد لغزش است . پس تنها ادغام با طبقه کارگر و ایجاد رابطه ارگانیگ و غیر قابل تجزیه با آن ، به ارتقای آگاهی و جبران و اصلاح خطاها و رشد حزب یاری می رساند ، متقابلا از آگاهی عمومی طبقه بهره مند میشود و در عین حال به پروسه آگاهی عمومی طبقه کارگر کمک می کند .

7- حزب وظیفه دارد در راه تشکل یابی توده ای کارگران ، نظیر اتحادیه ها، شورا ها و سایر مجامع کارگری مبارزه کند و به توده های طبقه کارگر در ایجاد این تشکل ها یاری رساند . حزب تنها از طریق اعضای فعال خود در محیط کار و زیست است که به این تشکلها و سازمانها تأثیر می گذارد و در عمل آنها را به درستی سیاست و تاکتیکهای خود متقاعد می سازد .

8- حزب نباید راه حلهای خود برای مسایلی که مبارزه طبقاتی پیشاروی جنبش می گذارد ، را مطلقا بدون خطا و لغزش بپندارد . حزب برای فائق آمدن بر اشتباهات و تصحیح بموقع خطاها باید در پراتیک روزمره ، با معیار قرار دادن انتقاد و انتقاد از خود به بازنگری تئوریها و تدقیق آنها از طریق درک واقعیات جامعه و سطح مبارزات طبقاتی اقدام کند ، تا فعالیتهای مبارزاتی خود را همیشه با شرایط جدید و هر دم تغییر یابنده منطبق سازد .

9- حزب مارکسیسم ، لنینیسم و تمامی تجربیات تئوریک و عملی جنبش کمونیستی را نه آیه های آسمانی بلکه بمثابه علم می نگرد . در مطالعه ، تحقیق و کاربست تجربیات جنبش کمونیستی تحلیل مشخص از شرایط مشخص کارپایه حزب کمونیست است.

10- حزب تمام اعضایش را باید در برابر نظرات و مبارزه برای به کرسی نشاندن آنها آزاد بگذارد و از هر گونه راه حل تهدید کننده حقوق اعضا و اعمال اهرمهای فشار بپرهیزد.

11- ناهمسانی درون طبقه کارگر بدون تردید در حزب نیز انعکاس می یابد ، گرایشات انقلابی کمونیستی در چارچوب برنامه های حزب درباره مسائل استراتژی و تاکتیکی و ... می توانند اختلافاتی داشته باشند ، این اختلافات تنها در مسیر مباحثه ، گفتگوی آزاد و بدون قید و بند است که می تواند به آگاهی حزب و رابطه هر چه ارگانیک تر آن با طبقه کارگر و کاهش خطاهای آن یاری رساند و آنرا از تبدیل به فرقه ای بسته و بدون تأثیر مصون دارد . بنابراین نظم و انظباط حزبی هم تنها در چارچوب آزادی اعضا در مباحث و ارائه نظرات ، انتقادات و مشارکت در ساختمان نظری و عملی حزب است که قابل دوام خواهد بود .

12- حزب ، پیشاهنگ طبقه کارگر است . گردان پیشروی آنست ، اما خود را بجای طبقه نمی گذارد ، حزب مدافع حکومت کارگری از طریق ارگانهای توده ای منتخب و قابل عزل است .

13- حزب تمام نیرو و اهرمهای خود را بکارمی گیرد تا قدرت کارگری خود طبقه کارگر در دل آزادیهای بی حد و حصر سیاسی و آگاهی اجتماعی، علمی ، فرهنگی و سیاسی را بدست گیرد ، ساختمان سوسیالیسم را آغاز و جهت رسیدن به جامعه کمونیستی تلاش ورزد .

14- حزب کمونیست یک حزب انترناسیونالیست است . سرمایه داری در آستانه هزاره سوم با سرعت به سمت جهانی شدن پیش می رود طبیعتأ طبقه کارگر را هم در ابعاد خودش بهم نزدیک تر می کند . بنابراین احزاب پرولتری از همان آغاز خصلت جهانی داشته و به سمت جهانی شدن پیش می روند .

دنیای سرمایه داری در ابعادی شتابناک مرزها را در هم می ریزد ، از منطقه ای شدن با سرعت به سمت جهانی شدن پیش می رود . انقلاب عظیم انفورماتیک ، رشد تجارت، صدور سرمایه ، وسایل ارتباط جمعی مدرن باعث بهم پیوستگی بخشهای مختلف آن شده است . نوسان در بورس در آسیای جنوب شرقی بازار سرمایه در اروپای غربی را به لرزه در می آورد . این هم سطح و جهانی شدن سرمایه باعث شده است تا مطالبات ، مبارزات و تجربیات جنبش کارگری نیز به سطح بالایی از همزمانی ،اتحاد و همگانی شدن دست یابد .

رشد و گسترش این مبارزه ، در مقابل سرمایه که در ابعاد جهانی انجام می پذیرد ، توانایی مقابله همزمان و متحد را بیش از هر زمان دیگری بوجود آورده است وروز بروز کارگران را به مبارزه ای متحد سوق می دهد.

در نتیجه :

15- اتحاد و هم پیوستگی احزاب کمونیست در هزاره سوم بر اساس متکامل ترین درخواستها و برنامه ها و در سطح بالایی شکل خواهد گرفت ، نه حول این قطب و یا آن قطب از احزاب کمونیست و یا کشوری سوسیالیستی . فدائیان کمونیست در راستای رسیدن به اهداف فوق تلاش می کنند و بعنوان یک حزب کارگر کمونیست ، انترناسیونالیست و بمثابه حزب سیاسی طبقه کارگر ، و گردانی از ارتش جهانی پرولتاریا ، دوش به دوش سایر احزاب کمونیستی در صحنه ایران و جهان به پیکار آشتی ناپذیر خود علیه سرمایه داری ، نظم غیر عادلانه حاکم و برای تحقق نظم اجتماعی نوین که در آن برابری و دوستی همه انسانها صرفنظر از جنس ، نژاد ،ملیت و مرز و خاستگاه اجتماعی ، جامه عمل بپوشد ، مبارزه می کند.

سازمان اتحاد فدائیان کمونیست خود را وفادار به سنتهای مارکسیسم ، متکی به تجارب جنبش کمونیستی و بلشویسم و مسلح به تئوری سوسیالیسم علمی می داند و خود را ادامه دهنده مانیفست کمونیست و حرکت تاریخی کمونیستهای ایران و جهان به شمار می آورد .

 

حزب یک نیروی انتقادی 

 

وظیفه کمونیستها تنها فورموله کردن تئوری انقلاب ایران نیست ، بلکه تئوریزه کردن ساختمان آن حزب انقلابی است که وظیفه دارد پیوند تئوری و پراتیک را عملی و رهبری این انقلاب را عهده دار گردد . بنابراین اهمیت این تئوری در آن خواهد بود که نقطه آغازش بر جمعبندی انتقادی پراتیک گذشته بمنظور فائق آمدن بر موانع راه آینده این پیروزی استوار باشد .

ما کمونیستهای فدائی چه در درون سازمان و چه در بیرون از آن ، همیشه این بحث عمومی را دنبال کرده ایم که چگونه می توان ساختمان حزب ، برنامه،اساسنامه،سبک کار،استراتژی و ..... را با یک ارزیابی انتقادی از گذشته تاریخی ، از بحرانها و از شکستها و پیروزیهای جنبش کارگری و مبارزات طبقاتی نوسازی کنیم . بنابراین بازنگری به گذشته را بمثابه چراغ راه آینده برای واقعی بودن و نتیجه بخش بودن هر برنامه و اقدامی ضروری میشماریم .