اخبار کارگری

صفحه 29                                                                                 صفحه اول صفحه قبل

 

              ریا ست محترم هیأت و بازرسی  حفظ حقوق شهروندی

 

با سلام و اهدا ء تحیات به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان وآرزوی توفیق در رسیدگی به امور مردم!

احتراماً به  استحضار می رسانم که اینجانب  منصور اسالو پرسنل شرکت  واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و رئیس هیأت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد در تاریخ  1 /10/ 84  صبح ساعت 6 در جلوی  منزلم  واقع  در خیابان گلبرگ غربی (  جانبازان  غربی –  اول کوچه  شهید علی اکبر امیری پ 48 طبقه اول ) از سوی  مأ مورین  لباس شخصی که خود را  مأ مورین اطلاعات   معرفی می کردند و یکی از آنها آقای اثنی عشری نام  داشت  طبق کارت  شناسائی که ارائه کرد ، دستگیر شدم و  مدت بیش از هفت  ماه در بند 209  اطلاعات  زندان  اوین  بازداشت  موقت  بودم. طی این مدت با توجه به حقوق شهروندی و حقوق  زندانیان موارد خلاف حقوق شهروندی به شرح ذیل در  حق من به عمل آمد که تقاضای رسیدگی و احقاق حق در جهت  اصلاح امور  نظام و جامعه خودم  دارم . بیش از سه ماه بیست و سه روز در سلول انفرادی نگه داری شدم که بعضی از اوقات آن با  یکنفر  یا  دو نفر همراه بودم که به  لحاظ  اتهام  موارد  اتهامی آنها  نظیر من نبود. یکی از آنها  القاعده ای بود که اعتقاد  داشت با کشتن 7 نفر شیعه به بهشت می توان رفت وهم سلولی با  این افراد فشار روحی  روانی برای متهم می آورد. در راه روهای بند اجباراً باید چشم بند می زدیم .یکبار برای بردن  به  دادسرا  در معیت  دو  مأ مور  محترم به داد سرای انقلاب دستبند زدند . بازجویی ها در سلول  های بازجویی و اغلب با نوعی ارعاب و وحشت و تهدید مبنی بر آنکه که تا زمانی که ما بخواهیم تو زندان خواهی  ماند  و  قاضی %  90  به حرف  ما  توجه  دارد و  دفاعیات  شما  بی فایده است . قطع ملاقات _ هوا خوری _ تلفن بیش از یکماه بی دلیل . هیچ حرکت خلاف از من در زندان سر نزد . ( خلاف یعنی خلاف قانون و  مقررات  جاری  ،  رسمی و ثبت  شده  در کتب  قانون )  ایجاد  فشار روانی  و  تغییر  تیم های  باز جویی  و  فشار  روحی  برای  جواب  دادن به سوالهایی که ربطی به موارد اتهامی گفته شده توسط بازپرس نداشت . اتهام مرا ایجاد یا غصب عنوان تشکل سندیکایی و تبانی برای  اخلال در امنیت کشور اعلام کرده بودند ولی با اجبار وادار کرده در مورد تمام زندگی خصوصی و شغلی و اداری در روابط خصوصی بنده و دوستانم و همکارانم و یا سفرهایم  سوالاتی می کردند و جوی به وجود آورده بودند تا  من احساس گناه و ترس از مرگ خودم و خانواده ام را داشته باشم . تمام زندان اوین  مورد  بازدید نمایندگان مجلس واقع شد ولی بند  209  را نگذاشتند بازدید شود . و بازجوی محترم از من خواست که از گفتگو با بازرسین بپرهیزم و مسائل داخل  209 که بر من گذشته است به کسی نباید بگویم و مرا تحت فشار روانی قرار دادند به صورتی که یا  باید همکاری  با  بازجویان را  بپذیرم یا پانزده سال در زندان بمانم و اگر آزاد شوم به هر کجای دنیا بروم آنها این قدرت را دارند مرا و خانواده ام را نابود کنند و بعد از زندان هم همین فشارها و خواسته ها  از سوی  دو  باز  جویم  ادامه  داشته و بارها تلفنی مرا  به بیرون  دعوت کردند که من نرفتم و سپس در دادگاه انقلاب در یک  اطاق  خالی در طبقه سوم  همین گفتگوها و  فشارها  ادامه  داشته که  باید هفته ای یکبار  با آنها تماس بگیرم و وضعیت  خودم را  به آنها گزارش  بدهم .

در مرحله بعدکه من این کارها را نکردم واز ترس جان خودم و خانواده ام به دفتر سازمان ملل مراجعه کرده و وضعیت نا  امنی جانی ، شغلی خودم  و خانواده ام  را  به مسئول  دفاع از حقوق بشر آنجا اعلام نمودم .که مرا دوباره به  دادسرای  امنیت  انقلاب  خواستند و  تهدید  به زندانی شدن  دوباره کردند و  به اجبار و برای زندان نرفتن از من وهمسرم خواستندکه تعهد بدهیم که همکارانم را نباید ببینیم.که بیش از بیست سال است همکاریم و  رفت و آمد خانوادگی داریم  و رسم  میهمان نوازی ما ایرانیان نیست که مهمان را از خانه خود برانیم . همچنین با  تلفن به  محل کار همسرم  و تلفن همراه پسرم زنگ می زنند و خواهان تماس گرفتن من با  خودشان  می شوند که محیط روانی نا امن و تلخی را برای من و خانواده ام به وجودآورده اند . به طوری که اعضای خانواده ام از ترس حتی به من اجازه نمی دهند تا سرکوچه و محل به تنهایی بروم وهمیشه همراه من می آیند و ایجاد این ترس و نا امنی نظم زندگی ما را مختل کرده است . همچنان این تلفن زدن ها ادامه دارد و  موجب  فشار روحی و روانی  ماست و از من خواستند  اجبار اً به  سفر بروم و بعد که به سفر رفته ام مرتب به پسرم و همسرم تلفن می زنند که بگوئید با ما تماس بگیرد و من هم هفته  قبل  به شماره آنها تماس گرفتم که باز با لحن طلبکار به من می گویند چرا به ما تلفن نمی زنی ؟  مگر در کدام یک از قوانین جاری مملکت آمده است که شخصی که بعد  از نزدیک به هشت  ماه  از  بازداشت  موقت با  قرار وثیقه یکصد و پنجاه  میلیونی آزاد  شد . هنوز دادگاهش  تشکیل نشده و حکمی برای  او صادر  نشده باید اجباراً با آقایان تماس بگیرد و اعلام وضعیت کند. من  کشورم و انقلاب و نظام را  دوست دارم ، اما  می خواهم اشکالات  و موارد خلاف قانون و خلاف نقص انقلاب مثل استقلال آزادی در جمهوری اسلامی اصلاح شود و مردم مستضعف درکشور خودشان احساس راحتی و خوشیبختی و سربلندی نمایند. لذاخواهشمندم به موارد فوق رسیدگی فرمائید . در جهت اصلاح امور و جلب رضایت مردم و رسیدن به قانونیت در جامعه این شکایت را نموده ام .

 

                               با احترام

                     منصور اسالو