اخبار کارگری

                                                              صفحه قبل صفحه اول                                                                       صفحه 20

 

تجمع  اعتراضی کارگران  فرش البرز به درگیری کشیده شد

 وعده ای از کارگران دستگیر شدند.

 

درپیش گرفتن  سیاست تشدید  سرکوب آشکار اعتراضات کارگری  از آنجا ناشی میشود که  رژیم  وسرمایه داران  سیاست  خصوصی سازی  وواگذاری صنایع  وموسسات دولتی را به بخش خصوصی  شتاب بخشیده اند و اجرای این برنامه  وبرنامه های دیگری که  قراراست  ساختار اقتصادی ایران را با  روند سرمایه جهانی هماهنگ سازد. دراین راستا سرمایه داران بخش خصوصی که خود وابسته به  نظام ومافیای قدرت و ثروت هستند ،خواهان «تعدیل» نیروی کار وتصفیه کارگران معترض وپیشرو هستند.  آنها به بهانه های مختلف کارگران را اخراج میکنند تا بتوانند با استخدام تعداد کمتر کارگران باقراردادهای موقت  از ریز بار  پرداخت حقوق ومزایای کارگران  باسلبقه  شانه خالی کنند  واز راه تشدید استثمار کارگران جدید و عدم تعهد پرداخت مزایای ملحوظ درقوانین کار  سود بیشتری به جیب بزنند.بدون اینکه خود را درگیر  اعتراضات کارگری بکنند.

 

 

کار دولت وسرمایه داران از تعرض سازمان یافته و برنامه ریزی شده به حقوق ومعیشت کارگران  و بیکا رو آواره کردن آنها در درب ادارات و مراکز دولتی ، گذشته و به  مرحله  خطرناک  تعرض به زندگی و حق حیات بخشهای مختلف کارگران پیش میرود . سرمایه داران، کارفرماها ودولت در بیکارسازی کارگران  وتصفیه کارخانه ها از وجود وحضور کارگران باتجربه و مبارز  درکنار ضیوه های رایج تعزیل کارخانه ، عدم پرداخت حقوق و مرایا  ورواج قراردادهای موقت برده ساز و..سرکوب عریان  وبی وقفه کارگران را هم با شدت و حدت  دنبال میکند.

طی ماه گذشته چندین تجمع اعتراضی کارگری  با حمله وضرب و شتم  نیروهای سرکوبگر رژیم  مواجه شده اند.

درپی سرکوب تجمع اعتراض کارگران شرکت واحد، نساجی  پرریس ، کاشان و رحیم زاده  دیروز نوبت به کارگران فرش البرزرسید.

دیروز دجالیکه ده ها تن از کارگران فرش  البر  دراعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه  9 ماهه  درمقابل کارخانه تجمع کرده و قصد راهپیمائی به سمت فرمانداری بابلسر را داشتند با حمله نیروهای  انتطامی مواجه شدند.. کارگران که به همراه خانواده خود دراین تجمع اعتراضی شرکت کرده بودند  درمقابل یورش نیروهای امنیتی دست به مقاومت زدند ودرپی درگیری بین کارگران ونیروهای سرکوبگر عده ای ار کارگران بازداشت شده اند که هنوز از سرنوشت آنها اطلاعی دردست نیست.

كارخانه فرش البرز در بابلسر فعاليت خود را از سال 1356 با توليد فرش ماشيني 350 شانه آغاز كرد و در دهه 70 با 635 كارگر و 48 دستگاه فعال و توليد 11 هزار متر مربع فرش ماشيني 500 شانه 1000 تراكم در روز , حضوري فعال در عرصه توليد پيدا كرد؛ اين روند ادامه داشت تا اين كه در سال 1377 با خروج 24 دستگاه توليد فرش ماشيني 300 شانه از كارخانه , ميزان توليد فرش در اين واحد به 4500 متر كاهش يافت .
طبق گزارش روزنامه دولتی ایلنا « علت اين اقدام مديران را نامشخص اعلام كرده و در عين حال تصريح كرده است: با وجود اعتراض‌‏هاي مكرر كارگران به وضعيت شركت و بلاتكليفي خويش، هيچ مقام مسوولي پاسخگو نبوده و سرانجام در سال 1379 فردي مدير عامل شركت شد كه به تخريب و تعطيلي كارخانه ها و از جمله فرش مازندران مشهور بود‌‏!
اين فرد به بهانه تغيير ساختار و نوسازي كارخانه در نامه‌‏اي به مدير كل كار مازندران 200 تن از كارگران را مازاد اعلام كرد .
او در خرداد 84 با برنامه‌‏اي از پيش تعيين شده‌‏, بخش بافندگي شركت را نيمه تعطيل و اواخر شهريور سال گذشته , سرانجام اين واحد را تعطيل و بدين ترتيب 300 كارگر رسمي شركت بيكار شدند .
بنابراين گزارش اوايل زمستان 84، خبر انحلال اين واحد بزرگ نساجي اعلام شد و از آن تاريخ تا كنون حدود 300 كارگر اين شركت بلاتكليف هستند و برغم وعده هاي مكرر مسوولان , تا كنون هيچ اقدام موثري براي حل مشكلات واحد و كارگران به عمل نيامده است.
بر اساس اين گزارش , كارگران ظرف 9 ماه گذشته از دريافت حقوق و مزايا محروم بوده اند»

درپیش گرفتن  سیاست تشدید  سرکوب آشکار اعتراضات کارگری  از آنجا ناشی میشود که  رژیم  وسرمایه داران  سیاست  خصوصی سازی  وواگذاری صنایع  وموسسات دولتی را به بخش خصوصی  شتاب بخشیده اند و اجرای این برنامه  وبرنامه های دیگری که  قراراست  ساختار اقتصادی ایران را با  روند سرمایه جهانی هماهنگ سازد. دراین راستا سرمایه داران بخش خصوصی که خود وابسته به  نظام ومافیای قدرت و ثروت هستند ،خواهان «تعدیل» نیروی کار وتصفیه کارگران معترض وپیشرو هستند.  آنها به بهانه های مختلف کارگران را اخراج میکنند تا بتوانند با استخدام تعداد کمتر کارگران باقراردادهای موقت  از ریز بار  پرداخت حقوق ومزایای کارگران  باسلبقه  شانه خالی کنند  واز راه تشدید استثمار کارگران جدید و عدم تعهد پرداخت مزایای ملحوظ درقوانین کار  سود بیشتری به جیب بزنند.بدون اینکه خود را درگیر  اعتراضات کارگری بکنند.

ما بارها گفته ایم که این سیاست درچهار چوب کارکرد نظام سرمایه داری ایران سیاستی نیست که به میل و اراده دولت وسرمایه داران و به صرف اعتراضات پراکنده کارگری متوقف شود. برای مقابله با دولت وسرمایه داران تحرب  اتحاد و تشکل مستقل کارگران  امر بدیهی است که متاسفانه  درشرایط کنونی  کارگران فاقد آن هستند . اما  این هم واقعیتی تجربه شده وحی و حاضر است که  مبارزه  پراکنده کارگران هرچند  ضروری و موثر است، اما درمقابل تعرض سارمانیافته دولت وسرمایه داران  قادر به مقاومت پایدار نخواهد بود. از این روست که  وظیفه ای مهم بردوش کارگران پیشرو و رهبران عملی جنبش کارگری قرار میگیرد تا بموازات سازماندهی اعتراضات درون کارخانه ها،  تلاش کنند با ایجاد کمیته هائی محدود تر و با تلفیق کارعلنی و مخفی  درشرایط کنونی، حد اقل  مبارزات اعتراضی کارگران کارخانه ها و موسساتی را که هم اکنون با بحران مواجه هستند و کارگران آنها درحال اعتراض و اعتصاب به سرمیبرند  رابطه برقرارکرده و  مبارزات آنها را هماهنگ و متحد کنند.